
قاصدک در دل من همه کورند و کرند
دست بردار ازین در وطن خویش غریب
خسته ام از آسمون و زمین................ اما بگو مگه میشه تا ستاره ها نریم؟؟؟
خسته ام از دنیایی چونین................. هنوزم تو دریای افکارمون گم گمیم
قاصدک تو دل من همه کورن و کرن، من که زورم رو زدم، آرزوهام دورن ازم
من حاصل تجربه های همه تلخ، با دلم میگم که دیگه بسه، دورغ واسه من
باشه فریب واسه بعد، دریغ نکن پس.... هه
(برو اونجا که دلی هست و غمی نه
من نه منتظر کسی هستم، نه خبری
نه جایی، نه انتظاری و نه منتظری
نه هیچ اثری نیستش از کسی)
برو یه جا که منتظرتن، اگه هنوزم هست جایی خاکستری گرم
با توام آی کجا رفتی، وای مشتاقی هست
دل بستیم تو کل زندگی به بشقابی گرم
تو تو دست بردار از من
ابرای دلم هر شب و روز هستن و این تجربه ها تلخن و من مست
تو دست بردار از این در وطن خویش غریب و همه شب شرم شریک و نفسم حبس
نوشته شده توسط یاسین قاسمی در پنجشنبه 14 مرداد 1389 و ساعت 11:09 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -
لینک ثابت
|
نظرات