تبلیغات

Auto Forwarding .......

Softestan Download Center | دانلود نرم افزارهای جدید Softestan Download Center | دانلود نرم افزارهای جدید - مطالب داستان
Home
منوی کاربری


این سایت را به صفحات مورد علاقه تان اضافه کنید!     با ما تماس بگیرید!    Print This Page    Save This Page    این سایت را صفحه خانگی خودتان کنید!

 پیغام مدیر : مرا کسی نساخت، خدا ساخت، نه آنچنان که کسی می خواست که من کسی نداشتم. کسم خدا بود، کس بی کسان. در باغ بی برگی زادم و در ثروت فقر غنی گشتم و از چشمه ایمان سیراب شدم و در هوای دوست داشتن دم زدم و در آرزوی آزادی سر برداشتم و در بالای غرور قد کشیدم و از دانش طعامم دادند و از شعر شرابم نوشاندند و از مهر نوازشم کردند تا : حقیقت دینم شد و راه رفتنم و خیر حیاتم شد و کار ماندنم و زیبایی عشقم شد و بهانه زیستنم!
خداوندا : برای همسایه كه نان مرا ربود، نان !! برای عزیزانی كه قلب مرا شكستند، مهربانی !! برای كسانی كه روح مرا آزردند بخشش !! و برای خویشتن خویش ، آگاهی و عشق می طلبم...


زبان های دیگر سایت
ترجمه به زبان انگلیسی ترجمه به زبان عربی ترجمه به زبان آلبانیایی ترجمه به زبان بلغاری ترجمه به زبان کاتالان ترجمه به زبان چینی
ترجمه به زبان چکی ترجمه به زبان دانمارکی ترجمه به زبان هلندی ترجمه به زبان استونیایی ترجمه به زبان فیلیپینی ترجمه به زبان فنلاندی
ترجمه به زبان آلمانی ترجمه به زبان یونانی ترجمه به زبان هندی ترجمه به زبان مجاری ترجمه به زبان اندونزیایی ترجمه به زبان ایتالیایی
ترجمه به زبان ژاپنی ترجمه به زبان کره‏ای ترجمه به زبان لاتویایی ترجمه به زبان لیتوانیایی ترجمه به زبان مالتی ترجمه به زبان لهستانی
ترجمه به زبان پرتغالی ترجمه به زبان رومانیایی ترجمه به زبان روسی ترجمه به زبان صربستانی ترجمه به زبان اسلواکیایی ترجمه به زبان اسلووِنیایی
ترجمه به زبان اسپانیایی ترجمه به زبان سوئدی ترجمه به زبان تایلندی ترجمه به زبان ترکی ترجمه به زبان اوکراینی ترجمه به زبان ویتنامی


  از این پس شما می‏توانید وب سایت سافتستان را علاوه بر زبان شیرین فارسی، با 36 زبان دیگر دنیا مشاهده کنید


طالع بینی سایت

آدرسهای ورود

بازی آنلاین


عاشقانه


تبلیغات


نمایش مطالب در سایت شما

رادیو سافتستان



ساز شكسته


سینمای سایت


جستجو


Custom Search


تبلیغات


دست نوشته


خدایا کفر نمی‌گویم، پریشانم، چه می‌خواهی‌ تو از جانم؟! مرا بی ‌آنکه خود خواهم اسیر زندگی ‌کردی. خداوندا! اگر روزی ‌ز عرش خود به زیر آیی لباس فقر پوشی غرورت را برای ‌تکه نانی ‌به زیر پای‌ نامردان بیاندازی‌ و شب آهسته و خسته تهی‌ دست و زبان بسته به سوی ‌خانه باز آیی زمین و آسمان را کفر می‌گویی نمی‌گویی؟! خداوندا! اگر در روز گرما خیز تابستان تنت بر سایه‌ی ‌دیوار بگشایی لبت بر کاسه‌ی‌ مسی‌ قیر اندود بگذاری و قدری آن طرف‌تر عمارت‌های ‌مرمرین بینی‌ و اعصابت برای‌ سکه‌ای‌ این‌سو و آن‌سو در روان باشد زمین و آسمان را کفر می‌گویی نمی‌گویی؟! خداوندا! اگر روزی‌ بشر گردی‌ ز حال بندگانت با خبر گردی‌ پشیمان می‌شوی‌ از قصه خلقت، از این بودن، از این بدعت. خداوندا تو مسئولی. خداوندا تو می‌دانی‌ که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است، چه رنجی ‌می‌کشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است…


صفحات سایت


  1  2  3  4  5  6  7  ...  

لینک به ما / لوگوی دوستان

لینک به ما



لوگوی دوستان




برای تبادل لوگو ابتدا لوگوی سافتستان را در سایت خود قرار داده سپس به مدیر سایت ایمیل بزنید و یا در قسمت نظرات اعلام كنید


آمار سایت


امروز :
كل مطالب :
كل بازدید ها :
تاسیس سایت : 18/06/84
بیشترین آنلاین : 207
Page Ranking Tool





تبلیغات



پیام های بازرگانی

 طنز/سرنوشت كارتونهایی كه دیدیم چی شد؟ | داستان ,

آقای سکسکه عمل کرده، می‌ره سر کار و میاد و زندگی‌شو می‌کنه!

الفی دیگه از هیچی نمی‌‌ترسه!

آلیس شوهر کرده، دو تا بچه داره و یه زندگی حقیر توی یه آپارتمان ۵٠ متری ساده.

آن‌شرلی آرایش‌گر معروفی شده و توی جردن و چند تا محله‌ی بالای شهر شعبه زده و حسابی جیب مردم رو خالی می‌کنه به اسم گریم و رنگ موهای عالی …

ای‌کیوسان کراکی شده و مخش تعطیل تعطیله!

بامزی یه خرس بزرگ شد و شکارش کردن!… شلمان هنوز هم خوابه!
پت پست‌چی بازنشسته شده و الان تو خونه‌ی سال‌مندان منتظر مرگشه!

بنر رو یادته؟ پوستشو توی خیابون منوچهری ۳۰۰۰۰ تومن ‌فروختن!
بالتازار و زبل‌خان آلزایمر گرفتن.

دامبو، پلنگ صورتی، پسر شجاع، خانوم کوچولو، گوریل انگوری، شیپورچی، یوگی و دوستاش همه توی یه سیرک بزرگن!

تام سایر حسابی باکلاس شده و موهاشو مدل جوجه‌تیغی درست می‌کنه!

تام و جری دو تا دوست صمیمی شدن!

تن‌تن توی یه روزنامه خبرنگار بود، الان تو یه شرکت تبلیغاتی داره فعالیت میکنه!

جیمبو رو از رده خارج کردن و بعد اجاره دادندش به ایران ایر !!
چوبین خیلی وقته که مادرش رو پیدا کرده و دنبال یه وامه تا ازدواج کنه!

حنا خانوم دکتر شده، مادرش هم از آلمان برگشته کنارش!
خپل رو از باغ گل‌ها انداختنش بیرون, اون‌جا یه برج ١٠٠٠ طبقه ساختن! (چند روز پیش کنار یه سطل آشغال دیدمش – خیلی لاغر شده!)

خانواده‌ی دکتر ارنست همسایه مونن، هر سه تا بچه‌اش رفتن خارج، همسر دکترخیلی مریضه!

سوباسو و کاکرو قهرمان جهان شدن، خب که چی؟!

کایوت، بالاخره ردرانر رو گرفت ولی از شانس بدش آنفولانزای مرغی گرفت و مرد!

هیچ‌کی نفهمید گالیور عاشق فلرتیشیاست!

لوک خوش‌شانس طی یه بدشانسی، اشتباهی تو یه صحنه قتل دستگیر شد و نتونست خودشو تبرئه کنه و الان هم سلولی دالتون ها شده!

مارکو پولو تو میدون راه‌آهن یه باقالی پلویی زده ، می‌گن کارش خیلی گرفته!

گربه‌سگ عمل کردن و جدا شدن!

ملوان زبل الان دیگه یه دزد دریایی معرف شده در خلیج عدن!
آقای پتی‌بل تو میدون شوش یه بنک‌دار کله‌گنده‌س!

آقای نجار هم الان به جرم قطع غیرمجاز درختان تحت تعقیبه و وروجک هم قایم شده!

پت و مت دکترای مهندسی عمران گرفتند و الان جزو هیئت علمی دانشگاهند!


نوشته شده توسط یاسین قاسمی در 1390/12/10 و ساعت 19:38
ویرایش شده در - و ساعت -
لینک ثابت | نظرات

 یک داستان کوتاه خنده دار اما غمناک | داستان ,

دو تا پیرمرد با هم قدم می زدن و 20 قدم جلوتر همسرهاشون کنار هم به آرومی در حال قدم زدن بودن.

پیرمرد اول: «من و زنم دیروز به یه رستوران رفتیم که هم خیلی شیک و تر تمیز و با کلاس بود، هم کیفیت غذاش خیلی خوب بود و هم قیمت غذاش مناسب بود.»

پیرمرد دوم: «اِ... چه جالب. پس لازم شد ما هم یه شب بریم اونجا... اسم رستوران چی بود؟»

پیرمرد اول کلی فکر کرد و به خودش فشار آورد، اما چیزی یادش نیومد. بعد پرسید: «ببین، یه حشره ای هست، پرهای بزرگ و خوشگلی داره، خشکش می کنن تو خونه به عنوان تابلو نگه می دارن، اسمش چیه؟»

پیرمرد دوم: «پروانه؟»

پیرمرد اول: «آره!» بعد با فریاد رو به پیرزنها: «پروانه! پروانه! اون رستورانی که دیروز رفتیم اسمش چی بود؟!!!»


نوشته شده توسط یاسین قاسمی در 1390/12/9 و ساعت 00:15
ویرایش شده در - و ساعت -
لینک ثابت | نظرات

 این یادداشت را بخوانید تا حیرت کنید! | داستان ,

دکتر «محمدعلی قدسی» اگر نگویم برجسته‌ترین، یکی از برجسته‌ترین شیمیدان‌های این سرزمین است. او بیش از پنج دهه عمرش را صرف تحقیق و پژوهش در شیمی پلیمر و ساخت‌ ترکیبات جدید کرده است. قدسی مولف نخستین فرهنگ‌نامه شیمی در جهان است. درد‌دل‌های این دانشمند ایرانی شنیدنی است. او از سال ۱۳۸۶ برای کسب مجوز احداث یک بیمارستان ۹۶ تختخوابی در مشهد اقدام کرده است اما می‌گوید درخواستش همچنان در پیچ و خم سنگین کاغذبازی‌های اداری گرفتار مانده و راه به جایی نبرده است.

جاده سیمان یکی از محروم‌ترین مناطق مشهد است که حدود ۶۰۰ هزار نفر در آن ساکنند. دکتر قدسی می‌گوید؛ یکی از بستگان نزدیکش وصیت کرده در قطعه زمینی که در این منطقه داشته، بیمارستان خیریه‌ای برای نیازمندان ساخته شود و او را وصی قرار داده است. نزدیک‌ترین بیمارستان به این منطقه، کیلومترها دورتر است. جالب آنکه به او پیشنهاد تحویل ۲۰ هکتار زمین در منطقه نجفی که از محلات خوب مشهد است را برای احداث بیمارستان داده‌اند اما او می‌گوید، آنجا پر از بیمارستان است. برای تغییر کاربری این قطعه زمین در جاده سیمان برای احداث بیمارستان خیریه، او می‌گوید؛ ابتدا وزارت بهداشت مرا برای دریافت مجوز به اداره مسکن و شهرسازی فرستاد. آنها از من خواستند از اداره راه مشهد، اداره راه استان، استانداری، فرمانداری، شهرداری، جهاد کشاورزی، آبیاری، محیط‌زیست، میراث‌فرهنگی و ... استعلام بگیرم. پس از سال‌ها دوندگی و اخذ تمام استعلام‌های خواسته‌شده، طی نامه‌ای از سوی وزارت جهاد کشاورزی به من اعلام شد، برای دریافت مجوز باید ۴۸۰ میلیون تومان به حساب آنها بریزند. این در حالی است که من برای رفع مشکل به هر جایی که فکر کنید مراجعه کرده‌ام. حتی از دفتر مقام معظم رهبری و رئیس‌جمهور نیز نامه‌هایی در ضرورت و پیشبرد احداث بیمارستان خیریه گرفته‌ام. او مقیم ایران نیست و نمی‌داند چرا شورای عالی ایرانیان امثال او را درنمی‌یابند؟

جالب آنکه دکتر قدسی می‌گوید؛ ما اعلام کرده‌ایم در این بیمارستان اگر بیماری بیمه باشد هیچ پولی از او گرفته نمی‌شود و اگر هم بیمه نباشد تمامی خدماتی که به او ارائه می‌شود، رایگان است. هیچ کمک و پول و زمین و امکاناتی هم از هیچ‌کجا نخواسته و همه را با هزینه شخصی فراهم می‌کنیم. برای دریافت موافقت اصولی گفتند باید ۶ پزشک و ۱۱ عضو هیات امنا معرفی کنید و همه برای عدم اعتیاد و انگشت‌نگاری مراجعه کنند. من مجبور شدم این پزشکان بسیار برجسته و سرشناس با سوابق استادی را برای تست اعتیاد و انگشت‌نگاری ببرم. پنج ماه است با وجود تحویل این مدارک، جوابی نیامده و یک بار هم بعد از ۹ ماه دوندگی، گفتند تقاضایتان گم شده!

دکتر قدسی بین ایران و آمریکا در آمد و شد است و می‌گوید هر سال دو، سه باری که می‌آیم ایران فقط در ادارات می‌دوم. حدود ۱۰ میلیارد تومان هزینه احداث این بیمارستان است و من امید دارم با راه‌اندازی آن فرزندانم را که همه از متخصصان مشهور در آمریکایند، برای کار در آن به ایران بیاورم اما ... بله! این هم از حال و روز یک نخبه خیّر. کاش اختلاس این همه دردسر و دوندگی داشت. کاش!
نوشته شده توسط یاسین قاسمی در 1390/11/6 و ساعت 12:12
ویرایش شده در - و ساعت -
لینک ثابت | نظرات

 خداوند هم می میرد ! | داستان ,

به نقل از جام نیوز ، کشیش سارا طی سخنانی پیرامون حضرت عیسی مسیح(ع) گفت:«خداوند برای نجات بشر از گناه ، خودش به روی زمین آمد. خدا جسم گرفت و عیسی شد. یعنی عیسی همان خداوند است که جسم گرفته است . بعد از آن عیسی به روی صلیب رفت و گناهان همه بشریت(گذشته ، حال، آینده) بخشیده شد».
وی در بخش دیگری از حرف های خود با اشاره به مرگ خداوند(عیسی) گفت:« خداوند عیسی، در روی صلیب نه تنها دچار مرگ جسمانی شد ، بلکه مرگ روحانی هم برایش بوجود آمد، یعنی روح القدس بخاطر گناهان مردم از عیسای خداوند جدا شد. عیسی در آن لحظه تاریکی را دید ، بین عیسی وخداوند فاصله افتاد».
آموزه تثلیث (سه خدا: پدر، پسر، روح القدس) در بین مسیحیان اولیه وجود نداشته است و عده بسیاری با آن مخالفت می ورزیدند. اما شورای نیقیه (متشکل از بزرگان کلیسا)در قرن چهارم میلادی( سال 325 م ) این آموزه را به رسمیت شناخت. به عبارت دیگر تثلیث بدعتی بود که کلیسا از ادیان منحرف آموخت. بنا بر آموزه تثلیث سه خدا وجود دارد.
شایان ذکر است، تثلیت اساسی ترین آموزه مسیحیت است که به اعتراف خودشان بسیار مبهم می باشد. این در حالی است که تثلیث یک تناقض آشکار است که مسیحیان اندیشمند امروزی نیز بدان معترف اند اما برخی از کشیشان بخاطر در خطر افتادن منافعشان ، تناقضات را نادیده می گیرند ومردم را به پذیرش بدون فهم این موضوع ، دعوت می کنند.


نوشته شده توسط یاسین قاسمی در 1390/11/5 و ساعت 15:52
ویرایش شده در - و ساعت -
لینک ثابت | نظرات

 چرا ملانصرالدین ازدواج نکرد؟ | داستان ,

روزی دوستی از ملانصرالدین پرسید : ملا ، آیا تا بحال به فکر ازدواج افتادی ؟

ملا در جوابش گفت : بله ، زمانی که جوان بودم به فکر ازدواج افتادم...

دوستش دوباره پرسید : خب ، چی شد ؟

ملا جواب داد : بر خرم سوار شده و به هند سفر کردم ، در آنجا با دختری آشنا شدم که بسیار زیبا بود ولی من او را نخواستم ، چون از مغز خالی بود !!!

به شیراز رفتم : دختری دیدم بسیار تیزهوش و دانا ، ولی من او را هم نخواستم ، چون زیبا نبود...

ولی آخر به بغداد رفتم و با دختری آشنا شدم که هم بسیار زیبا و همینکه ، خیلی دانا و خردمند و تیزهوش بود . ولی با او هم ازدواج نکردم ...!

دوستش کنجکاوانه پرسید : دیگه چرا ؟

ملا گفت : برای اینکه او خودش هم به دنبال چیزی میگشت ، که من میگشتم !!!

هیچ کس کامل نیست!


نوشته شده توسط یاسین قاسمی در 1390/11/4 و ساعت 15:50
ویرایش شده در - و ساعت -
لینک ثابت | نظرات

 داستان جالب “بشنو و باور نکن” | داستان ,

در زمان‌های‌ دور، مرد خسیسی زندگی می کرد. او تعدادی شیشه برای پنجره های خانه اش سفارش داده بود . شیشه بر ، شیشه ها را درون صندوقی گذاشت و به مرد گفت باربری را صداکن تا این صندوق را به خانه ات ببرد من هم عصر برای نصب شیشه ها می آیم .

از آنجا که مرد خسیس بود ، چند باربر را صدا کرد ولی سر قیمت با آنها به توافق نرسید. چشمش به مرد جوانی افتاد ، به او گفت اگر این صندوق را برایم به خانه ببری ، سه نصیحت به تو خواهم کرد که در زندگی بدردت خواهد خورد.

باربر جوان که تازه به شهر آمده بود ، سخنان مرد خسیس را قبول کرد. باربر صندوق را بر روی دوشش گذاشت و به طرف منزل مرد راه افتاد.

کمی که راه رفتند، باربر گفت : بهتر است در بین راه یکی یکی سخنانت را بگوئی.

مرد خسیس کمی فکر کرد. نزدیک ظهر بود و او خیلی گرسنه بود . به باربر گفت : اول آنکه سیری بهتر از گرسنگی است و اگر کسی به تو گفت گرسنگی بهتر از سیری است ، بشنو و باور مکن.

باربر از شنیدن این سخن ناراحت شد زیرا هر بچه ای این مطلب را می دانست . ولی فکر کرد شاید بقیه نصیحتها بهتر از این باشد.

همینطور به راه ادامه دادند تا اینکه بیشتر از نصف راه را سپری کردند . باربر پرسید: خوب نصیحت دومت چه است؟

مرد که چیزی به ذهنش نمی رسید پیش خود فکر کرد کاش چهارپایی داشتم و بدون دردسر بارم را به منزل می بردم . یکباره چیزی به ذهنش رسید و گفت : بله پسرم نصیحت دوم این است ، اگر گفتند پیاده رفتن از سواره رفتن بهتر است ، بشنو و باور مکن.

باربر خیلی ناراحت شد و فکر کرد ، نکند این مرد مرا سر کار گذاشته ولی باز هم چیزی نگفت.

دیگر نزدیک منزل رسیده بودند که باربر گفت: خوب نصیحت سومت را بگو، امیدوارم این یکی بهتر از بقیه باشد. مرد از اینکه بارهایش را مجانی به خانه رسانده بود خوشحال بود و به مرد گفت : اگر کسی گفت باربری بهتر از تو وجود دارد ، بشنو و باور مکن

مرد باربر خیلی عصبانی شد و فکر کرد باید این مرد را ادب کند بنابراین هنگامی که می خواست صندوق را روی زمین بگذارد آنرا ول کرد و صندوق با شدت به زمین خورد ، بعد رو کرد به مرد خسیس و گفت اگر کسی گفت که شیشه های این صندوق سالم است ، بشنو و باور مکن.

از آن‌ پس، وقتی‌ کسی‌ حرف بیهوده می زند تا دیگران را فریب دهد یا سرشان را گرم کند ، گفته‌ می‌شود که‌ بشنو و باور مکن.


نوشته شده توسط یاسین قاسمی در 1390/10/28 و ساعت 14:40
ویرایش شده در - و ساعت -
لینک ثابت | نظرات

 حکایت ملانصرالدین و همسرش | داستان ,

روزی همسر ملانصرالدین از او پرسید: فردا چه می کنی؟

گفت: اگر هوا آفتابی باشد به مزرعه می روم و اگر بارانی باشد به کوهستان می روم و علوفه جمع می کنم.

همسرش گفت: بگو ان شاءا...

او گفت: ان شاءا... ندارد فردا یا هوا آفتابی است یا بارانی.

از قضا فردا در میان راه راهزنان رسیدند و او را کتک زدند.

ملانصرالدین نه به مزرعه رسید و نه به کوهستان و مجبور شد به خانه بازگردد.

همسرش گفت: کیست؟

او جواب داد: ان شاءا... منم.


نوشته شده توسط یاسین قاسمی در 1390/10/21 و ساعت 11:22
ویرایش شده در - و ساعت -
لینک ثابت | نظرات

 داستان کوتاه : قلب | داستان ,

روزی مرد جوان و بلند بالائی به وسط میدانگاه دهکده رفت و مردم را دعوت به شنیدن نمود .

او با صدای رسائی اعلام کرد که صاحب زیباترین قلب دهکده می باشد و سپس آنرا به مردم نشان داد .

اهالی دهکده وقتی قلب او را مشاهده کردند ، دریافتند که گرد و بزرگ وبسیار صاف بوده و با قدرت تمام و بدون نقص میتپد ، لذا همگی به اتفاق ، ادعای او را پذیرفتند …

اما در این بین ، پیرمردی که از آن نزدیکی میگذشت به آرامی به مرد جوان نزدیک شد و رو به مردم گفت : قلب تو به زیبائی قلب من نیست ، بنگرید…

وقتی اهالی بدقت به سینه آن پیرمرد نظاره کردند ، دیدند که قلب او ریش ریش شده و وصله های نامنظمی بر رویش دیده میشود و برخی قسمتها نیز سوراخ شده است ، تازه بخشیهائی از قلب کنده شده و جایشان هنوزخالی باقی مانده بود !!!

مرد جوان به تمسخر گفت : تو به این میگوئی زیبا ؟!!

پیرمرد پاسخ داد : آنقدر زیبا که بهیچ وجه حاضر نیستم آنرا با مال تو عوض کنم !

جوان با حالت تعجب پرسید : می شود محاسن این قلب را برای ما شرح بدهی ؟!

پیر مرد پاسخ داد : این وصله ها که میبینید مربوط به انسانهائی است که در طول عمرم دوستشان داشته و یا بدانها عشق ورزیده ام . من برای ابراز خالصانه عشقم بدانها ، بخشی از قلبم را کنده و به ایشان هدیه داده ام ، آنان نیز همین کار را برایم انجام دادند و این وصله های ناهمگون بدان سبب است…!

سوراخهائی که میبینید آثار رنجهای بزرگ و کوچکی است که در طی این دوران بر من وارد شده است !

و اما این جاهای خالی ، مخصوص انسانهائی است که عشقم را به آنها ابراز نموده ام و هنوز هم هنوز است امیدوارم که روزی آن را به من باز گردانند …

اشک در چشمان مرد جوان حلقه زد و به نزد پیرمرد رفت و بخشی از قلبش را کند و در جای خالی قلب آن پیرمرد وصله زد…

سخن روز : شریف ترین دلها دلی است که اندیشه ی آزار کسان درآن نباشد.  زرتشت


نوشته شده توسط یاسین قاسمی در 1390/10/20 و ساعت 21:22
ویرایش شده در - و ساعت -
لینک ثابت | نظرات

 داستان کوتاه : اسکناس ۱۰۰ یوروئی | داستان ,

درست هنگامی است که همه در یک بدهکاری بسر می برند و هر کدام برمنبای اعتبارشان زندگی را گذران می کنند.

ناگهان، یک مرد بسیار ثروتمندی وارد شهر می شود.
او وارد تنها هتلی که در این ساحل است می شود، اسکناس ۱۰۰ یوروئی را روی پیشخوان هتل میگذارد
و برای بازدید اتاق هتل و انتخاب آن به طبقه بالا می رود.

صاحب هتل اسکناس ۱۰۰ یوروئی را برمیدارد و در این فاصله می رود و بدهی خودش را به قصاب می پردازد.
قصاب اسکناس ۱۰۰ یوروئی را برمیدارد و با عجله به مزرعه پرورش خوک می رود و بدهی خود را به او می پردازد.
مزرعه دار، اسکناس ۱۰۰ یوروئی را با شتاب برای پرداخت بدهی اش به تامین کننده خوراک دام و سوخت میدهد.
تامین کننده سوخت و خوراک دام برای پرداخت بدهی خود اسکناس ۱۰۰ یوروئی را با شتاب به داروغه شهر که به او بدهکار بود میبرد.
داروغه اسکناس را با شتاب به هتل می آورد زیرا او به صاحب هتل بدهکار بود چون هنگامیکه دوست خودش

را یکشب به هتل آورد اتاق را به اعتبار کرایه کرده بود تا بعدا پولش را بپردازد.
داستان کوتاه : اسکناس 100 یوروئی | FarsPatogh.COm
حالا هتل دار اسکناس را روی پیشخوان گذاشته است.
در این هنگام توریست ثروتمند پس از بازدید اتاق های هتل برمیگردد و اسکناس ۱۰۰ یوروئی خود را برمیدارد

و می گوید از اتاق ها خوشش نیامد و شهر را ترک می کند.

در این پروسه هیچکس صاحب پول نشده است.
ولی بهر حال همه شهروندان در این هنگامه بدهی بهم ندارند همه بدهی هایشان را پرداخته اند و با
یک انتظار خوشبینانه ای به آینده نگاه می کنند.

می گویند دولت انگلستان ازآغاز تا کنون در طول دوره موجودیتش، به این نحو معامله می کند!


نوشته شده توسط یاسین قاسمی در 1390/10/19 و ساعت 21:22
ویرایش شده در - و ساعت -
لینک ثابت | نظرات

 شیطنت | داستان ,

پسر صبح از پله ها اومد پائین و از مادربزرگش پرسید :
" بابا، مامان هنوز از خواب بیدار نشدند ؟ "
- نه عزیز دلبندم . بیا صبحونه ات رو آماده کردم ، زود باش بخورش تا مدرسه ات دیر نشده !
بچه یک خنده شیطنت آمیزی زد و بدون اینکه چیزی بگه سریع رفت آشپزخونه و صبحونه اش رو تموم کرد و پس از مسواک زدن دندونهاش ، کیفش رو برداشت و پرید دم در تا سوار سرویس بشه !
ظهر شد . زنگ در به صدا در اومد .
مادر بزرگ در رو باز کرد . پسر بود که از مدرسه برگشته بود .
یه سلامی داد و بازم پرسید : " بالاخره مامان و بابا بیدار شدند ؟ "
مادربزرگه گفت : " نه عزیزم ، حتما خیلی خسته بودند . فکر کنم الانه پا میشن میان!
حالا بیا تو ناهارت رو بخور تا از دهن نیفتاده "
پسرک بازم اون لبخند شیطنت آمیز رو زد و داخل شد .
ناهارش رو خورد و رفت تو اطاقش تا مشقهاشو بنویسه و کمی هم استراحت کنه بعد از ظهر بود که پسره اومد پیش مادربزرگش و ازش پرسید : " بابا مامان هنوزهم نیومدند ؟ "
مادربزرگ که داشت یواش یواش نگران میشد گفت : " نه ؟ "
پسرک اینبار دیگه نتونست جلو خودش رو بگیره و زد زیر خنده مادربزرگ عصبانی شد و سرش فریاد کشید : " تو چت شده ؟ چرا هر بار اینو میپرسی! حالا چرا میخندی ؟ "
بچه جواب داد.: " شب دیر وقت بود و منم داشت خوابم میبرد که یهو دیدم بابا اومده تو اطاقم و دنبال یه چیزی میگرده "
- خوب دنبال چی میگشت ؟
پسره ادامه داد : " بابا گفتش کف پاش ترک برداشته واسه همین دنبال کرم نرم کننده و مرطوب کننده میگرده ! "
- بعدش چی شد ؟
پسرک در حالیکه که چشمهاش برق عجیبی میزد گفت :
" هیچی مامان بزرگ . چون اطاق تاریک بود ، به جای کرم ، اشتباهی تیوب چسب فوری رو بهش دادم!"


نوشته شده توسط یاسین قاسمی در 1390/10/9 و ساعت 23:57
ویرایش شده در - و ساعت -
لینک ثابت | نظرات


-=-=- برای حمایت از سافتستان روی بنر های زیر تنها یك كلیك بكنید -=-=-


    حقوق این سایت محفوظ است و کپی از آن تنها با ذکر نام مجاز می باشد
All Rights Reserved 2005-2011 © http://softestan.ir

 Resolution: 1024 * 768


    آدرس:زاهدان - صندوق پستی: 9815648619


منوی اصلی

موضوعات


اخبار اینترنت(1841)
زنگ تفریح(458)
متافیزیك(159)
داستان(209)
دعوتنامه جی میل(1)
اینترنت رایگان(4)
سینما(685)
ترفند یاهو(9)
ترفند(198)
کانال تلویزیون(8)
اینترنت مجانی(1)
اخبار ورزشی(456)
کد جاوا و قالب(25)
بازی(562)
موزیك مجاز(149)
فیلم مجاز(9)
آموزش(139)
کتاب آموزشی(118)
اکانت اینترنت(7)
مزاحم تلفنی(7)
هاست رایگان(3)
اینترنت نامحدود(2)
نرم افزار سیاه(88)
نرم افزار کاربردی(1317)
نرم افزار پرتابل(530)
نرم افزار آنتی ویروس(356)
نرم افزار طراحی لوگو(8)
نرم افزار فشرده ساز(45)
کلیپ و ملودی موبایل(360)
نرم افزار دوربین زنده(13)
آموزش ساخت وبلاگ(3)
نرم افزار رایت و کپی(93)
سیستم عامل ویندوز(89)
سیستم عامل لینوکس(12)
سیستم عامل ویستا(21)
نرم افزار جستجو(5)
نرم افزار تلویزیون و رادیو(37)
نرم افزار دسکتاپ(317)
نرم افزار صدا(132)
نرم افزار تصویر(296)
نرم افزار تلفن(5)
نرم افزار برنامه نویسی(7)
نرم افزار آفیس(28)
نرم افزار سرگرمی(37)
نرم افزار طراحی سایت(16)
نرم افزار مدریت دانلود(118)
نرم افزار گرافیک(367)
نرم افزار مسنجر(65)
نرم افزار مرورگر(52)
نرم افزار فتوشاپ(168)
نرم افزار اینترنت(99)
نرم افزار اتوکد(9)
نرم افزار ایمیل(20)
نرم افزار انیمیشن(50)
آموزش نرم افزار(24)
تماشای تلویزیون(6)
فروشگاه سایت(13)
قرعه کشی(7)
تبلیغات(3)
دامین رایگان(2)
نام و کد شهرهای ایران(1)
بازی پلی استیشن در رایانه(10)
ویژوال بیسیك(3)
هاست و دامین (3)
آشپزخانه سافتستان(101)
مشکل گشا(11)
نام های اصیل ایرانی(1)
دنیای اتومبیل(144)
آموزش رانندگی(21)
بیوگرافی (51)
سیر و سیاحت(18)
ابزار دی وی دی(44)
زیرنویس فیلم(2)
ابزار وب مستر(78)
پرسش و پاسخ(15)
کار و تجارت(61)
راهنمای خودرو(51)
ارسال اس ام اس(3)
جواب مسابقات(308)
گیاه شناسی(35)
سیدی مجانی(2)
گالری عكس(356)
متن قرآن کریم(114)
حمایت از سایت(1)
مقالات سایت (51)
سافتستان در رسانه ها(16)
فناوری اطلاعات و ارتباطات(19)
آموزش زبان انگلیسی(24)
آموزش اچ تی ام ال(41)
پزشکی و سلامت(517)
طالع بینی مصری(12)
طالع بینی و فال(54)
زاهدان(22)
روانشناسی و زناشویی(315)
جن و روح(25)
گفته بزرگان(143)
اس ام اس و عاشقانه(468)
اخبار سایت (45)
مدیر سایت(4)



آرشیو


مرداد 1391 (1)
اسفند 1390 (19)
بهمن 1390 (121)
دی 1390 (429)
آذر 1390 (391)
آبان 1390 (339)
مهر 1390 (461)
شهریور 1390 (244)
مرداد 1390 (272)
تیر 1390 (425)
خرداد 1390 (228)
اردیبهشت 1390 (171)
فروردین 1390 (111)
اسفند 1389 (168)
بهمن 1389 (269)
دی 1389 (153)
آذر 1389 (81)
آبان 1389 (115)
مهر 1389 (107)
شهریور 1389 (97)
مرداد 1389 (66)
تیر 1389 (31)
خرداد 1389 (34)
اردیبهشت 1389 (81)
فروردین 1389 (35)
اسفند 1388 (38)
بهمن 1388 (36)
دی 1388 (85)
آذر 1388 (31)
آبان 1388 (39)
مهر 1388 (31)
شهریور 1388 (98)
مرداد 1388 (93)
تیر 1388 (345)
خرداد 1388 (393)
اردیبهشت 1388 (284)
فروردین 1388 (545)
اسفند 1387 (656)
بهمن 1387 (340)
دی 1387 (424)
آذر 1387 (364)
آبان 1387 (356)
مهر 1387 (257)
شهریور 1387 (414)
مرداد 1387 (248)
تیر 1387 (265)
خرداد 1387 (46)
اردیبهشت 1387 (126)
فروردین 1387 (251)
اسفند 1386 (61)
بهمن 1386 (60)
دی 1386 (71)
آذر 1386 (92)
آبان 1386 (101)
مهر 1386 (89)
شهریور 1386 (91)
مرداد 1386 (386)
تیر 1386 (168)
خرداد 1386 (428)
اردیبهشت 1386 (178)



لینکستان

لینکدونی


فروش فوق العاده كوله پشتی های آمریكایی آغاز شد - قیمتی باور نكردنی
فروش تعداد محدودی پالتوی آلمانی ، كت گرم و چكمه های جذاب زنانه و مردانه
بهترین و زیباترین هدیه روز زن و روز مادر - محصولاتی باور نكردنی
كسب در آمد راحت و آسوده ... با ضمانت ما میلیونر شوید
فروش پستی زیور آلات و بدلیجات و جواهر آلات
سافتستان 6 ساله شد !
کابوس "هارپ" در ایران تعبیر خواهد شد؟
سافتستان پنج ساله شد
مجموعه كارتونی اگی و سوسكها _ پت و مت _ پلنگ صورتی _ ارزان تر از همه جا
مقاله جن شناسی و ارتباط با جنیان
یادم باشد با صدای یاسین قاسمی داغ داغ داغ
بغض
سایت دوستیابی و همسریابی دلبر
خداحافظی یاسین قاسمی + مناجات + داستان زیبا
بیماران قلبی حتما بخونند...خیلی مهم
فروش مجموعه كتاب های الكترونیكی كامپیوتر فوق العاده كم نظیر
منو شكستن... تكست زیبا از یاسین
سافتستان سه ساله شد...بدو بیا تو جشن و شادی
تماشای بیش از ۲۰۰ دوربین مخفی و زنده در کشورهای مختلف از جمله ایران و اسرائیل
نرم افزار دعاهای ماه مبارک رمضان هدیه سافتستان به تمام مسلمانان
خدمتی دیگر برای کاربران سایت...تشکر از خانوم هما روستا بازیگر معروف سینما
ابزار پخش زنده رادیو و تلویزیون های اینترنتی ایران 15 كیلوبایت!!!
ترفند جدید: پخش بوق اشغال برای مخاطبین سونی اریكسون
آموزش زبان انگلیسی...اگه میخوای انگلیسی یاد بگیری بیا اینجا رایگان رایگان
معرفی نرم افزار سافتستان توسط سایت آمریكایی...افتخاری دیگر برای سافتستان
پولدار شدن واقعی...صد در صد تضمینی و مطمئن کلیک کن دیگه...میلیونر شوید
انتقاد از كانال هامون سیستان و بلوچستان...بسیار مهم
ده میلیون ایمیل تبلیغاتی مخصوص وب مستر ها و فروشندگان و...
Softestan Farsi Game یه بازی ماشینی تقدیم به ایرانی های عزیز از طرف سافتستان
Softestan Portable Collection هدیه سافتستان به تمام کاربران اینترنت
علوم غریبه-متافیزیک-ارواح-ماوراطبیعه-جن
آتش سوزی بزرگ در زیباشهر زاهدان داغ داغ داغ
ترسناک ترین مستند جهان احضار روح و جن
مستند تکان دهنده فقر و فحشا
هم اکنون نیازمند یاری سبزتان هستیم...حامی سایت شوید
طالع بینی مصری...طالع بینی و تحلیل شخصیت بر اساس ماه تولد و دهه
سال ۱۳۸۷ بر تمام شما خوبان مبارک باد
سافتستان در پیام نمای شبکه سوم سیمای جمهوری اسلامی ایران!!!
اسکریپت های زیبا
برای شفای همه بیماران دعا كنیم
سافتستان دو ساله شد!!!
یاسین قاسمی مدیریت سافتستان دانشجو میشود!!! رشته مهندسی کشاورزی
طعم واقعی تجارت الکترونیکی با عضویت رایگان در این سایت
جواب سوالات سایت بزرگ تبیان فقط در این قسمت
آموزش فتوشاپ از مقدماتی تا پیشرفته
دیدن شماره تلفن اشخاص هنگام چت کردن...جدید
عضویت در لاوستان مساوی است با برنده شدن یک جایزه نفیس
مطالب سایت سافتستان در روزنامه ابرار اقتصادی
لیست ده هزار ایمیل ایرانی فقط با ۵۰۰ تومان هات هات هات
زیرنویس فارسی سریال محبوب جواهری در قصر بصورت کاملا رایگان
Links Archive


مطالب گذشته سایت

كتاب رازهای جنسی و زناشویی منتشر شد !
دلبر
تصاویر سحر قریشی در کنار برادرش سپهر قریشی!
سرنوشت اسرارآمیز ۴ دختر بچه ناپدید شده + عکس
هجوم اسرائیلی‌ها برای دیدن جدایی نادر از سیمین + عکس
طنز/سرنوشت كارتونهایی كه دیدیم چی شد؟
یک داستان کوتاه خنده دار اما غمناک
جدایی نادر از سیمین در اسکار تاریخ ساز شد + عکس
4 عکس جدید و متفاوت از الناز شاکردوست
سال ۱۳۹۱ سال نهنگ است +طالع بینی
شباهت دختر بی ادب روسی به پاریس هیلتون! + عکس
عكس/ یک خیابان عجیب در آبادان
چگونه یک تاجر موفق باشیم؟
10 موبایل جالبی که به‌ زودی‌ در بازارخواهید دید! + عکس
تیم ملی بازی باخته را به تساوی کشاند
عکس / اشکان دژاگه و همسرش
صحنه ای که باید از فیلم 'بوسیدن روی ماه' سانسور شود + عکس
آرزو دارید دندانهایتان مثل هالیودی ها سفید، زیبا و درخشان باشد؟
شان استون: آنجلینا جولی زن قدرتمندی است! + تصاویر
مشایی هم تأیید صلاحیت شد
فروشگاه اینترنتی دلبر افتتاح شد
جنجال تازه همسر سارکوزی + عکس
مرگ خواننده هالیوودی جنجالی شد + عکس
گزارشی تکان دهنده از تجاوز به زنان!
اجبار سربازان آمریكایی به نوشیدن خون و دل و روده + عکس
عکس های جدید از نیکول کیدمن در کنار دخترانش
عکس / دار زدن یکی از اشرار در سال 1290
عکس‌ های فرزاد حسنی در برنامه عمو پورنگ
تاثیر پرخاشگری شوهران برروی زنان!
چاق ترین زن در کل تاریخ جهان؛ ۷۲۷ کیلوگرم + عکس


Copyright © 2005-2013 by Yasin Ghasemi. All rights reserved