تبلیغات

Auto Forwarding .......

Softestan Download Center | دانلود نرم افزارهای جدید Softestan Download Center | دانلود نرم افزارهای جدید - مطالب متافیزیك
Home
منوی کاربری


این سایت را به صفحات مورد علاقه تان اضافه کنید!     با ما تماس بگیرید!    Print This Page    Save This Page    این سایت را صفحه خانگی خودتان کنید!

 پیغام مدیر : مرا کسی نساخت، خدا ساخت، نه آنچنان که کسی می خواست که من کسی نداشتم. کسم خدا بود، کس بی کسان. در باغ بی برگی زادم و در ثروت فقر غنی گشتم و از چشمه ایمان سیراب شدم و در هوای دوست داشتن دم زدم و در آرزوی آزادی سر برداشتم و در بالای غرور قد کشیدم و از دانش طعامم دادند و از شعر شرابم نوشاندند و از مهر نوازشم کردند تا : حقیقت دینم شد و راه رفتنم و خیر حیاتم شد و کار ماندنم و زیبایی عشقم شد و بهانه زیستنم!
خداوندا : برای همسایه كه نان مرا ربود، نان !! برای عزیزانی كه قلب مرا شكستند، مهربانی !! برای كسانی كه روح مرا آزردند بخشش !! و برای خویشتن خویش ، آگاهی و عشق می طلبم...


زبان های دیگر سایت
ترجمه به زبان انگلیسی ترجمه به زبان عربی ترجمه به زبان آلبانیایی ترجمه به زبان بلغاری ترجمه به زبان کاتالان ترجمه به زبان چینی
ترجمه به زبان چکی ترجمه به زبان دانمارکی ترجمه به زبان هلندی ترجمه به زبان استونیایی ترجمه به زبان فیلیپینی ترجمه به زبان فنلاندی
ترجمه به زبان آلمانی ترجمه به زبان یونانی ترجمه به زبان هندی ترجمه به زبان مجاری ترجمه به زبان اندونزیایی ترجمه به زبان ایتالیایی
ترجمه به زبان ژاپنی ترجمه به زبان کره‏ای ترجمه به زبان لاتویایی ترجمه به زبان لیتوانیایی ترجمه به زبان مالتی ترجمه به زبان لهستانی
ترجمه به زبان پرتغالی ترجمه به زبان رومانیایی ترجمه به زبان روسی ترجمه به زبان صربستانی ترجمه به زبان اسلواکیایی ترجمه به زبان اسلووِنیایی
ترجمه به زبان اسپانیایی ترجمه به زبان سوئدی ترجمه به زبان تایلندی ترجمه به زبان ترکی ترجمه به زبان اوکراینی ترجمه به زبان ویتنامی


  از این پس شما می‏توانید وب سایت سافتستان را علاوه بر زبان شیرین فارسی، با 36 زبان دیگر دنیا مشاهده کنید


طالع بینی سایت

آدرسهای ورود

بازی آنلاین


عاشقانه


تبلیغات


نمایش مطالب در سایت شما

رادیو سافتستان



ساز شكسته


سینمای سایت


جستجو


Custom Search


تبلیغات


دست نوشته


خدایا کفر نمی‌گویم، پریشانم، چه می‌خواهی‌ تو از جانم؟! مرا بی ‌آنکه خود خواهم اسیر زندگی ‌کردی. خداوندا! اگر روزی ‌ز عرش خود به زیر آیی لباس فقر پوشی غرورت را برای ‌تکه نانی ‌به زیر پای‌ نامردان بیاندازی‌ و شب آهسته و خسته تهی‌ دست و زبان بسته به سوی ‌خانه باز آیی زمین و آسمان را کفر می‌گویی نمی‌گویی؟! خداوندا! اگر در روز گرما خیز تابستان تنت بر سایه‌ی ‌دیوار بگشایی لبت بر کاسه‌ی‌ مسی‌ قیر اندود بگذاری و قدری آن طرف‌تر عمارت‌های ‌مرمرین بینی‌ و اعصابت برای‌ سکه‌ای‌ این‌سو و آن‌سو در روان باشد زمین و آسمان را کفر می‌گویی نمی‌گویی؟! خداوندا! اگر روزی‌ بشر گردی‌ ز حال بندگانت با خبر گردی‌ پشیمان می‌شوی‌ از قصه خلقت، از این بودن، از این بدعت. خداوندا تو مسئولی. خداوندا تو می‌دانی‌ که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است، چه رنجی ‌می‌کشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است…


صفحات سایت


  1  2  3  4  5  6  7  ...  

لینک به ما / لوگوی دوستان

لینک به ما



لوگوی دوستان




برای تبادل لوگو ابتدا لوگوی سافتستان را در سایت خود قرار داده سپس به مدیر سایت ایمیل بزنید و یا در قسمت نظرات اعلام كنید


آمار سایت


امروز :
كل مطالب :
كل بازدید ها :
تاسیس سایت : 18/06/84
بیشترین آنلاین : 207
Page Ranking Tool





تبلیغات



پیام های بازرگانی

 چشم سوم و رویت هاله نورانی | متافیزیك ,

چشم سوم و رویت هاله نورانی

چشم سوم و رویت هاله نورانیچشم سوم با اسامی مختلف از جمله چشم معرفت، چشم بصیرت، چشم دل، چشم درون، تیسراتیل و آجنا خوانده می‌شود و جایگاه آن در کالبد اثیری و منطبق بر پیشانی در جسم فیزیکی است.
برخی دانشمندان اعتقاد دارند که چشم سوم محلی برای دریافت ادراکات فراحسی، الهام و اشراق و وسیله‌ای برای ارتباط موجودات با یکدیگر در جهان هستی می‌باشد. از طریق آجنا می‌توان با عوالم و موجودات ماورائی و همچنین با ورای ابعاد مکانی و زمانی ارتباط برقرار ساخت. همچنین با کمک آجنا می‌توان هاله‌ها را دید.
برای رؤیت هاله، لازم است که تمرینات باز کردن چشم سوم را انجام دهید، تا چشم سوم خود را تحریک کرده، قدرت گیرندگی آن را افزایش دهید. این کار شما را قادر می‎سازد که انرژی اطراف سوژه‌ را دریافت کنید. البته بدون انجام این کار هم دیدن هاله‎ی تک‌رنگ‌ها ممکن است، اما اگر چشم سوم شما تحریک و باز نشده باشد، دیدن هاله‎ی یک موجود زنده بسیار مشکل خواهد بود.
به یاد بیاورید که وقتی خیلی خیلی خسته و کاملاً فرسوده‌اید چه حالی دارید؟ به یاد بیاورید که چه احساسی دارید وقتی برای روزها نخوابیده‎اید و به سختی می‎توانید چشمهایتان را باز نگه دارید؟ به یاد بیاورید که چه احساسی دارید وقتی چشمهایتان دست از تلاش برای بسته شدن بر نمی‎دارند؟ به یاد بیاورید که چه حالی دارید وقتی که با چشمهایتان می‎جنگید تا آنها را باز نگه دارید؟
تجسم این حالتها با تمرکز و توجه کامل، در شما احساسی برمی‎انگیزد، مانند اینکه تلاش می‎کنید یک پرده‎ی خیالی سنگین را از پشت چشمهایتان بلند کنید. در چنین حالتی ماهیچه‎های چشمهایتان خوب پاسخ نمی‎دهند، بنابراین کار شما تقریباً بطور کامل ذهنی است.
چند لحظه صبر کنید تا این حالت را به خوبی مجسم کنید. کوشش برای باز نگه‌داشتن چشمان خسته، یک تحریک ذهنی قوی در چشم سوم ایجاد می‎کند و به تدریج باعث باز شدن آن می‎شود. اما چگونه؟
این فعالیت گشایشی ذهن ، آگاهی جسمی شما را در محل چشم سوم متمرکز می‎کند.
هنگامی که آگاهی جسمی شما در یک قسمت از بدنتان متمرکز می‎شود و شما آن ناحیه را تحت نفوذ ذهنی خود قرار می‎دهید، کالبد انرژی خود را در آن ناحیه به نحوی پویا تحریک می‎کنید. اگر این فعالیت ذهنی به اندازه کافی ادامه پیدا کند و تلاش ذهنی کافی صرف آن شود، چشم سوم شما شروع به باز شدن خواهد کرد.
اگر شما فعالیت گشایشی ذهن را هنگامی که در حالت آرامش هستید و موضوعی در میدان دید شما قرار دارد (و بطور مستقیم در حال نگاه کردن به آن نیستید) انجام دهید، دید هاله‎ای خودبخود ایجاد خواهد شد.
فعالیت گشایشی ذهن که در اینجا شرح داده شد، شبیه تکنیک‎های دیداری باز کردن چاکرا است که توسط اکثر استادان کار با انرژی و پیشرفت قوای ذهنی تدریس می‎شود. فقط به مراتب قوی‌تر و مؤثرتر است. تمرینهای دیداری کار با انرژی به تنهایی ضعیف و کند هستند و یادگیری و استفاده از آنها مشکل است.
▪ توصیه: مرکز بین دو چشم (روی پیشانی) را به نرمی با ناخن بخارانید. این کار به شما کمک خواهد کرد که این نقطه را با آگاهی جسمانی خود به دقت هدف بگیرید.
آگاهی جسمانی خود را به ناحیه بین چشمهای خود منتقل کنید. با تمرکز کامل از این ناحیه آگاه شوید. این ناحیه را به صورت ذهنی بالا بکشید. چنان که گویی تلاش می‎کنید پلکهایتان را به زور باز کنید. اما به ماهیچه‌هایتان در این ناحیه اجازه ندهید که منقبض شوند یا به هر صورت دیگر پاسخ بدهند ( این تلاش کاملاً ذهنی است).
احساس خود را به دقت مورد توجه قرار دهید. تصور کنید که چشمهایتان خیلی سنگین شده‎اند؛ به آنها اجازه دهید که بسته شوند، و چند بار پلکهایتان را به‌هم بزنید. توجه کنید که برای این کار از کدام ماهیچه‌ها استفاده می‎کنید.
همین فرمان عضلانی را از طریق آگاهی جسمانی ذهن خود در آن ناحیه به کار ببرید، اما دیگر به ماهیچه‌های پلکهایتان اجازه ندهید که از فرمان اطاعت کنند.
این کار را دوباره و دوباره تکرار کنید ( بالا بکشید، بالا بکشید، بالا بکشید… ) چنان که گویی یک وزنه‎ی خیالی سنگین را از پشت چشمهایتان بلند می‎کنید.
این کار را بارها تکرار کنید، اما به خودتان ( یا هیچ یک از ماهیچه‎هایتان ) اجازه‎‎ی انقباض یا پاسخ ندهید. این کار در آغاز کمی دشوار است، اما با کمی تمرین به راحتی در انجام آن مهارت و تسلط پیدا می‎کنید.
این فعالیت گشایشی ذهنی خیلی مهم است. اگر می‎خواهید به روشن‌بینی و سایر توانایی‌های روحی دست پیدا کنید، این تمرین اولین قدم برای یادگیری کنترل چشم سوم است.
در مراحل اولیه ممکن است احساس کنید که ناحیه وسیعی از بالای ابروهایتان را بالا می‎کشید، حتی تمام پیشانی خود را . این مورد اشکالی ندارد و باز هم می‎تواند تأثیر لازم را برای باز کردن چشم سوم شما داشته باشد. با تمرین بیشتر خواهید توانست حوزه‎ی تمرکز فعالیت ذهنی خود را کاهش دهید و آن را به ناحیه‎ی بین ابروها ( چشم سوم ) محدود کنید.
اگر این فعالیت گشایشی ذهنی را ادامه دهید، چشم سوم خود را تحریک کرده ، آن را فعال خواهید ساخت. تمرکز یکنواخت و آرام شما روی یک شیئ، چشم سوم شما را با انرژی ساطع شونده از آن شیئ هماهنگ خواهد کرد. این انرژی به مرکز بینایی مغز شما ارسال می‎شود و در آنجا بعنوان یک تصویر ( یک نوار روشن از نور رنگی) تفسیر می‎‌شود.
▪ توصیه: هر گاه در انجام این عملکرد گشایشی ذهنی، تمرکز و تسلط کافی کسب کرده، آنرا بصورت ذهنی اجرا کنید، متوجه خواهید شد که وزنه‎ی خیالی پشت چشمهای شما در یک سمت آسانتر از سمت دیگر بالا کشیده می‎شود،که معمولاً سمت راست آسانتر است. اصولا‎ً این احساس ناشی از تفاوت بین دو نیمکره‎‎ی مغز شما است که استفاده از یکی به مراتب آسانتر از دیگری است ( نیمکره‎ی غالب). اگر این مورد برای شما ایجاد اشکال می‎کند، با یک فعالیت چرخشی ذهنی، در جهت چرخش عقربه‎های ساعت در ناحیه‎ی بین ابروها، چشم سوم خود را تحریک کنید. منظور از جهت چرخش عقربه‎های ساعت این است که صورت خود را به عنوان صفحه‎ی ساعت در نظر بگیرید و جهت صحیح چرخش را با آن بسنجید. برای این فعالیت چرخشی نیز از همان فرمان ذهنی عضلانی استفاده کنید که قبلاً برای باز کردن چشمهای خسته به کار می‎بردید. اما اکنون آنرا برای چرخش به کار ببرید، چنان که گویی با حرکت چرخشی یک مداد، این ناحیه را تحریک می‎کنید. بهترین روش این است که برای فعال کردن چشم سوم خود تمرین گشایشی اصلی و این تمرین چرخشی را یک در میان انجام دهید. فعالیت گشایشی ذهنی به هر حال برای هماهنگ کردن چشم سوم شما با هاله لازم است.
▪ توجه: به یاد داشته باشید که همه‎ی این تمرینهای محرک انرژی، به آگاهی جسمانی موضعی خصوصاً آگاهی موضعی در سطح پوست وابسته‎اند. برای اینکه این تمرینها مؤثر باشند، باید احساس کنید که آنها واقعاً اتفاق می‎افتند.
نوشته شده توسط یاسین قاسمی در 1390/05/2 و ساعت 23:05
ویرایش شده در 1390/04/27 و ساعت 22:54
لینک ثابت | نظرات

 چشمانمان را به روی رویاها باز کنیم | متافیزیك ,

چشمانمان را به روی رویاها باز کنیم

چشمانمان را به روی رویاها باز کنیمبگذارید این راز سرگشوده را تکرار کنیم: خواب دیدن در واقع ارتباط چندانی به خوابیدن ندارد، بلکه به بیدار شدن مربوط است. رویاها، چشمان ما را به روی چالشها و فرصتهایی که در پیش داریم میگشایند. آنها وسیله ای هستند که آنچه باید بدانیم را به ما میگویند و از کارهایی که باید انجام دهیم آگاهمان میسازند.
در طی تاریخ-از جادوگران باستانی گرفته تا کتاب مقدس و فروید- زنان و مردان مجذوب رویاهای خود شده و به معنای نهانی آنها اندیشیده اند. مطالعات جدید نشان میدهند که خواب دیدن، کاربردی واقعی و سودمند دارد و همچنین میتواند تخیل ما را به اشکال غیر منتظره ای تقویت کند. بهتر از همه اینکه برای خواب دیدن، شخص نباید "مهارت" چندانی داشته باشد و توانایی رویا دیدن در دسترس همه هست.
مطالعات اخیر بر این نکته تاکید میکند که همه ما-حتی کسانی که هرگز رویاهایشان را به یاد نمی آورند- هر شب به مدت ۹۰ دقیقه تا ۳ ساعت خواب میبینیم که در ۴ یا ۵ دوره اتفاق می افتد. تصاویر MRI و اسکنهایPET نشان میدهند که در هر بخش از خواب دیدن، نواحی خاصی از مغز شروع به کار میکند و تصاویر رویایی را برای ما به همراه میاورد.
تا همین چند وقت اخیر، بسیاری از دانشمندان با این نظر که رویاها دارای معنایی عمیق و غنی هستند، مخالف بودند و در عوض اعتقاد داشتند که رویاها توسط شلیکهای اتفاقی ساقه مغز هنگام خواب REM (حرکات سریع چشم) به وجود می آیند. اما شواهد متعدد نشان دادند که رویاها میتوانند در مراحل دیگر خواب- که مراکز احساسی و بصری بالاتر مغز فعال میشوند- نیز آغاز شوند.
این امر نشان میدهد که رویا، نتیجه غریب یک روند بیولوژک بی معنا نیست. بلکه توسط آن قسمت از مغز که مرتبط با انگیزه، اهداف و امیال است، تولید میشود.
رویاها میتوانند با بقا و رهایی از مرگ مرتبط باشند. بنا به فرضیه یک استاد روانشناسی فنلاندی به نام آنتی روونسو (Antti Revonsuo)، خواب دیدن در تکامل انسان نقشی مرکزی دارد. " کاربرد بیولوژیکی یک رویا شبیه سازی وقایع تهدید آمیز و ایجاد موقعیتی برای تمرین روبرو شدن با عامل تهدید کننده و اجتناب از آن است.
" به این ترتیب، خوابهای ما میتوانند هشداری درباره چالشهای آینده بوده و امکان تمرین واکنشهای مفید-از جمله کنار رفتن از مسیر خطر- را در اختیار ما بگذارند. او حکایت میکند که شبی خواب یک تصادف اتوموبیل را بر روی تپه ای در نیویورک دیدم. چند هفته بعد که در همان تپه رانندگی میکردم، ناگهان متوجه پیچی در جاده شدم که تا قبل از آن توسط کامیون جلوی من از دید پنهان مانده بود. ناگهان خوابم را به یاد آوردم و به قدری سرعتم را کم کردم که با توقف کامل تفاوت چندانی نداشت، به این ترتیب از برخورد رو در رو با یک تریلی ۱۸ چرخ نجات یافتم.
رویاها میتوانند به ما درباره خطرات درونی نیز هشدار دهند. آنها میتوانند از درون بدنمان گزارش داده و به ما بگویند که برای سالم شدن چه کنیم. مری اگنس تومی (Mary Agnes Twomey)، یک پرستار اهل بالتیمور، خواب دید که در درون بدن خود به گردش مشغول است و متوجه شد که درونش مانند دیگ بخاری است که هر لحظه در خطر انفجار قرار دارد. او به محض بیدار شدن به پزشک مراجعه کرد و متوجه شد که زخم معده دارد و باید بلافاصله تحت درمان قرار بگیرد. افراد دیگری هم هستند که میگویند در خواب از ابتلا به بیماریهایی از سرطان سینه گرفته تا نارسایی قلب، آگاه شده اند.
تحقیقات ثابت کرده اند که شما خواه رویاها را به عنوان یک هشدار بپذیرید یا خیر، آنها در هر صورت نقشی بسیبار حیاتی در یادگیری و حافظه ما بر عهده دارند.
به گفته درکتر ریچارد ویلکرسون (Richard Wilkerson)، از انجمن تحقیقی رویا، میگوید:" رویاها به ما امکان میدهند در شرایطی تازه به بازی و تجربه بپردازیم و راه حلهایی نو به دست آوریم. آنها امکان کشف مکانهایی نامتعارف در زندگی و تمرین رفتارهای جدید را در اختیار ما قرار میدهند."
یک منبع حاصلخیز خلاقیت، توانایی برقرار کردن ارتباطات تازه و غیرمنتظره است-کاری که ما همیشه هنگام خواب دیدن انجام میدهیم. به گفته دکتر ارنست هارتمن (Ernest Hartmann) استاد روانشناسی و نویسنده کتابهای متعدد در رابطه با خواب و رویا : "در رویا ارتباطات بسیار ساده تر، گسترده تر و آزادانه تر از هنگام بیداری انجام میشوند." اما او می افزاید : این ارتباطات، اتفاقی نیستند. بلکه توسط اولویتها و دلواپسیهای احساسی خواب بیننده هدایت میشوند." این امکان وجود دارد که در خواب به بینشهایی جدید درباره روابط خصوصی خود رسیده یا به ایده های هیجان انگیز و جدیدی دست یابیم.
هنرمندان متعددی چنین پدیده ای را تجربه کرده اند: پل مک کارتنی (Paul McCartney) (عضو گروه بیتلز) هنگامی که بیدار شد، موسیقی ترانه بسیار مشهور Yesterday را در ذهن داشت.
دیوید کان (David Kahn) استاد دانشگاه پزشکی هاروارد در این باره میگوید: "ذهن بیدار به طور محدود و در یک چهارچوب تعریف شده تفکر میکند، اما ذهن در رویا، هیچ محدودیتی ندارد." این گفته میتواند توضیحی بر این امر باشد که راه حلهای مشکلات نگران کننده معمولا در خواب به ذهن ما میرسد.
بیش از هرچیز، رویاها میتوانند در روبرو شدن با موانع احساسی به یاری ما بیایند. مارلین کانتور (Marlene Cantor) در انستیتوی می (May Institute) متوجه شد که در رویاهای زنان میان سال، موضوعاتی تکرار شونده وجود دارد. یکی از این زنان هر شب خواب رفتن به خانه ای محتاج به تعمیر را میدید. این خانه به تدریج اطراف او فرو میریخت و یک شب، او شاهد فرو ریختن سقف بود. او در یک شب دیگر خواب دید که دختر جوان و زیبایی از خانه مذکور بیرون دویده و به سمت مسیری پر از اتوموبیلهایی رفت که با سرعت حرکت میکردند. او هنگامی که دختر در آغوشش مرد به شدت گریست. این زن هنگام تعریف رویاهایش، چنین نتیجه گیری کرد که اولین منظره رویایی میتواند نمادی باشد که از وحشت او از بدن رو به پیری اش سرچشمه میگیرد و شاید هنگام گریستن بر مرگ دختر جوان، او عزادار خود جوانترش بوده است.
کانتور میگوید:" اکثر این زنان قبلا هرگز با کسی - نه خانواده و نه حتی روانکاو- درباره احساسات خود به معنای واقعی صحبت نکرده بودند. تعریف کردن رویاها، برای آنان احساس آرامش بسیاری به دنبال داشت که از خارج شدن از سکوت و انزوا نشأت میگرفت."
ما، چه رویاهایمان را تعریف کرده و یا آنها را در خلوت مورد بررسی قرار دهیم، همه میتوانیم به خوبی در میان قدرت آنها بیدار شویم. رویاها، در میان تنش و درهم ریختگی زندگی روزمره، میتوانند به ما در کشف مهمترین اولویتها کمک کنند.
● چگونه از رویاهایمان استفاده کنیم
▪ رویاهایتان را ثبت کنید. به جای ورود عجولانه به کارهای روزمره، هر روز صبح ۱۵ دقیقه برای اندیشیدن به رویاهای شب گذشته و یادداشت کردن آنها کنار بگذارید. اگر رویای خود را به یاد نمی آورید، اولین احساسات و افکار خود در زمان بیدار شدن را یادداشت کنید. این کار پیامی برای خود رویابین شما ارسال میکند :"من آماده شنیدن هستم".
▪ در زمینه خواب دیدن، دوستی پیدا کنید. کسی که رویاهایتان را با هم درمیان بگذارید. هنگامی که او خوابش را برایتان تعریف میکند، از وی بپرسید که هنگام بیداری چه حسی داشته است (خشم؟ خونسردی؟ هیجان؟) و اینکه از نظر او این رویا درباره آینده چه میگوید؟ هنگامی که نظر خود را درباره خواب او بیان میکنید، بگویید:"اگر من این خواب را دیده بودم..." به این ترتیب، شما بدون اینکه قدرت خواب بیننده را تغییر داده باشید، نظر خود را بیان کرده اید.
▪ وارد عمل شوید. اگر در خواب دیده اید که محل کارتان مانند کشتی تایتانیک در حال غرق شدن است، شاید زمان آن رسیده باشد که رزومه خود را بازبینی کنید. اگر خود را در خانه ای ایده آل دیدید و هنگام بیدار شدن، ناخشنود شدید، به گامهایی فکر کنید که بتواند زندگی واقعی شما را به زندگی رویایی نزدیک کند.
نوشته شده توسط یاسین قاسمی در 1390/05/1 و ساعت 23:05
ویرایش شده در 1390/04/27 و ساعت 22:53
لینک ثابت | نظرات

  حرکت از پدیدارشناسی روح به روانکاوی | متافیزیك ,

حرکت از پدیدارشناسی روح به روانکاوی

حرکت از پدیدارشناسی روح به روانکاویبر طبق تفسیر کوژف از هگل در همایش هایش در پاریس انسان خودآگاهی است و هر خودآگاهی انسان است. اما در فرآیند شناسایی نیست که انسان از خود آگاه می شود. انسان وقتی متوجه خود می شود و به خود می آید که خواسته ای داشته باشد. انسان وقتی «من» می گوید که سراپا میل باشد. پس هر خودآگاهی یک میل است. واقعیت انسانی تنها در یک زندگی حیوانی می تواند به وجود آید، زیرا نیاز داشتن وجه حیوانی انسان است و امری است که میان انسان و حیوانات دیگر مشترک است اما این نیاز نمی تواند انسان را تبدیل به خودآگاهی سازد.
این میل حیوانی کافی نیست و فقط موجب می شود انسان متوجه خود شود؛ توجهی که آگاهی نیست. انسان وقتی از زندگی حیوانی فراتر می رود که ابژه میل او نه موجودی بی جان، که یک خودآگاهی باشد. بدین ترتیب میل حیوانی به میل انسانی تبدیل می گردد که به سمت یک دیگری است. اما آن دیگری نیز خود یک خودآگاهی است و چیزی جز میل اش نیست، پس میل انسانی میل به میل یک دیگری است. یک معنای این عبارات این است که انسان میل دارد دیگری به او میل داشته باشد. معنای دیگر هم این است که انسان میل دیگری را به عنوان میل خود اقتباس می کند و خواهیم دید که این دو معنا مستلزم یکدیگرند.
حال می توانیم حرکت دیالکتیکی از شناسایی به خودآگاهی را درک کنیم. انسان از خود شناخت دارد؛ اما تا این شناخت از جانب دیگری (و در حد کمال از جانب همگان) تأیید نشود، شناخت واقعی نیست، زیرا شناخت واقعی باید کلی و دائمی و برای همگان معتبر باشد و به زبان هگلی با واسطه باشد. تمام تلاش های انسان ها در راستای به رسمیت شناخته شدن از جانب دیگران است تا بدین ترتیب خود را محقق سازند.
می بینیم که انسان فقط در میان جمعی از انسان ها انسان است و انسان منفرد و غیراجتماعی از موجودیت انسانی خود کاملاً تهی می شود. انسان موجودی است که به آنچه دیگران میل دارند، میل می ورزد و این با میل به «به رسمیت شناخته شدن از جانب دیگری» مناسبت دارد. از سوی دیگر، خودآگاهی از بیرون (ازدیگری) می آید و همین امر آگاهی (من) را به یک شکاف تبدیل می سازد. خودآگاهی، آگاهی از تضاد و دوگانگی درونی خود است و نبرد میان دو آگاهی در واقع در درون هر یک از آنها جریان دارد. این تفسیر کوژف از «پدیدارشناسی روح» هگل به گوش لکان روانکاو که به طور مرتب در همایش های کوژف شرکت می کرد رسید و موجب تحولی شگرف در سنت روانکاوی شد.
کوژف نه تنها نظام هگلی را ملموس و انضمامی ساخت، بلکه به روانکاوی هم بعدی عمیقاً فلسفی بخشید. از نظر لکان انسان هنگامی از خویشتن آگاه می شود که نخستین بار «من» می گوید؛ اماما چه وقت نخستین بار «من» می گوییم؟ وقتی دیگران به ما اشاره کنند و بتوانیم خود را در آینه آنها ببینیم. در روان کاوی لکانی این رخداد «مرحله آینه ای» نام دارد. نوزاد انسان که نسبت به موجودات دیگر اندکی زود به دنیا آمده، خود قادر به رسیدگی به نیازهای خود نیست و کاملاً درمانده است. او هیچ کنترلی بر تن خود ندارد و خود را از جهان اطراف خود و از مادر جدا نمی داند.
به بیان لکان او یک املت (homme lette) است که هم به معنای کودک انسان و هم به معنای تخم مرغی است که هم زده شده و مرزی میان زرده و سفیده آن قابل تشخیص نیست. اما وقتی او خود را در آینه می بیند با یک کل منسجم و متقارن مواجه می شود و مردد می ماند که او آن املت در هم و برهم است یا این کل منسجم و در نهایت اشارات دیگران باعث می شود دومی را «خود» انگارد. انگاشتی که کاملاً موهوم است. بدین ترتیب ما بین مفهوم یکپارچه و واحد «من» و تکثر امیال مان و عدم کنترل مان بر آنها تقسیم می شویم. یکپارچگی ما از بیرون (از آینه) می آید، در حالی که مفهوم «من» ذاتاً شکافدار، بیرونی و پرخاشگرانه است. شکاف میان من و دیگری به درون من می آید.
پس تصور وحدت موهوم است و در واقع نه من یکپارچه و واحد، که یک شکاف تشکیل دهنده سوژه است. شناسایی یا دیگر رفتارهای نظری و انفعالی هرگز به خودآگاهی منجر نمی شوند. عامل شناسایی در موضوع شناسایی خود «گم می شود» ، اما وقتی سوژه متوجه خود می شود که نیازی داشته باشد انسان در آن ابتدا که نیازهای اولیه برایش پیش می آید قادر به ارضای نیازهای خود نیست و به دیگری یعنی مادر احتیاج دارد. کودک نیازش را در درخواست سامان بندی می کند (گریه یا جیغ کشیدن) و مادر باید این درخواست را رمزگشایی کند.
این درخواست باعث می شود یکپارچگی اولیه میان کودک و مادر از میان برود و میان آن دو فاصله بیفتد. بدین ترتیب است که انسان برای نخستین بار وارد حیطه زبانی می شود. این وساطت نوید بخش آگاهی است. در ابتدا رابطه کودک و جهان بی واسطه و یکپارچه بود و حالا مفاهیم آغاز به شکل گیری و وساطت می کنند. در روانکاوی لکانی حرکتی از نیاز به سمت میل وجود دارد که معادل حرکت کوژفی از میل حیوانی به میل انسانی است.
در ابتدا انسان به شیء نیاز زیستی دارد و اگر دراین حد باقی بماند چیزی جز یک حیوان نیست. دیدیم که او برای ارضای نیازش به مادر احتیاج دارد. پس کودک انسان به مادر که بودن او همزمان با ارضای نیاز است، نیاز دارد. اما این نیاز به مادر، حتی وقتی نیاز زیستی ارضا شد، نیز باقی می ماند، یعنی کودک همواره مادر را می خواهد و این امر نیاز را تبدیل به میل می کند. لکان میان «دیگری کوچک» و «دیگری بزرگ» تمایز قائل می شود. دیگری کوچک همان تصویر آینه ای است که کودک با آن همانند سازی می کند و متعلق به مرحله ای است که لکان نظم تصویری می نامد. تمام روابط در این مرحله دوتایی هستند. اما پس از مرحله ادیپی و مداخله عنصر سوم (به جزکودک و مادر) یعنی پدر است که دیگری بزرگ وارد صحنه می شود.
دیگری بزرگ نه فردی دیگر بلکه همان نظم نمادین است. در خوانش کوژف از «پدیدار شناسی روح» دیدیم که سوژه تصور می کند دیگری صاحب میلی از آن خود است- میلی که خود فاقد آن است- و آن را به عنوان میل خود اقتباس می کند، غافل از آن که دیگری نیز خود میلی اقتباسی دارد. درواقع میل در هیچ سوژه ای موجود نیست. این میل، میل دیگری بزرگ است.
سوژه تصور می کند دیگری کاملی وجوددارد که میلش از آن خودش است و بدین خاطر با او همانندسازی می کند. دیگری بزرگ یک جایگاه است، اما این امکان وجوددارد که سوژه ای این جایگاه را اشغال کند. نخستین اشغال کننده این جایگاه مادر است. کودک در مرحله ای بسیار مهم و حیاتی درمی یابد که مادر ناکامل است و دارای فقدان است، پس شایسته اشغال این جایگاه نیست. دیگری بزرگ خط خورده است و امر اجتماعی کامل واسطوره ای وجودندارد.
نظم نمادین از سوء برداشت ها و بدفهمی های بی شمار ساخته شده و به همین دلیل مسأله دار یا به بیان روانکاوی سمپتوماتیک و پاتولوژیک است. اما مفهوم دیگری بزرگ در تقابل با دیگری کوچک به خوبی نشان می دهد که میل انسانی ماهیتاً بیناسوژگانی است.
می بینیم که چگونه روانکاوی با تخصیص موارد انضمامی به عناصر الگوی هگلی، این الگو را تعین می بخشد. درواقع کار روانکاوی در اینجا قراردادن واسطه های بیشتر است. بدین ترتیب می بینیم که الگوی هگلی در اندیشه پس از خود منجر به موشکافی های عمیقی شده است.
نوشته شده توسط یاسین قاسمی در 1390/04/31 و ساعت 23:05
ویرایش شده در 1390/04/27 و ساعت 22:52
لینک ثابت | نظرات

 درمان لکنت زبان با هیپنوتیزم | متافیزیك ,

درمان لکنت زبان با هیپنوتیزم

درمان لکنت زبان با هیپنوتیزماین مطلب بر گرفته از کتاب روانشناسی کابوک ترجمه فصل ۳۵ صحفه ۱۸۳ تا ۱۸۶ کتاب دکتر وان پلت stammering برای دوست عزیزی که در مورد لکنت زبان به ما ایمیل زده بودند.
دکتر، اقای الروتز بمن نوشت من خوشحال می شوم ،اگر شما بتوانید کاری برای این بیمار مبتلا به لکنت زبان انجام دهید جوان خوش قیافه ای است ولی همین ناراحتی در صحبت کردنش او را در زندگی عقب انداخته است،الکنت زبانش باعث شده از تر خوردهای اجتماعی بپرهیزد و از رفتن بکار وااشتغال اجتناب کند.وقتی که الروتز شروع به بیان داستان زندگیش کرد ، معلوم شد چقدر ناراحت است زیرا که خیلی به سختی می توانست صحبت کند. تلاش وتقلای زیادی می کرد که صحبت کند ولی به همان نسبت کلمات به سحتی از دهانش خارج می شد.
به آقای آلروتز گفتم ، که با فشار صحبت نکند ، بلکه کلمات را آرام ، آهسته، ملایم، با کشش وآهنگدار بیان کند.عملا تمام کسانی که مبتلا به لکنت زبان هستند چنانچه ملایم با تانی و آرام صحبت کنند و حروف کلمات را قدری بکشند، می توانند بدون لکنت صحبت کنند.
بطوری که بعدا خواهیم دید علت لکنت زبان مربوط به فشار و انقباض عضلات و اعصاب دستگاه تکلم است،چنانچه این کشش وفشار از بین برود الروتز می تواند براحتی صحبت کند.
به شکلی که اضهار می داشت ، در سراسر زندگی اش دچار لکنت زبان بوده است، بهیچوجه نمی توانست حادثه ای را که باعث لکنت زبانش شده بیاد بیاورد . فقط خاطرات بسیار زیادی داشت از اینکه لکنت زبانش موجب بدبختی های بزرگی در زندگی اش شده است.
در مدرسه وضعیتی بدی داشت،برخی اوزگاران اورامدل شوخی و خنده فرلرمی دادندو سایر شاگردان هر یک بنوبه خود موجب اذیت و آزلرش می شدند ، خواندن کتاب در کلاس عفریتی بود که جسم و جان او را در چنگال می گرفت.
وقتی دوران تحصل را تمام کرد،بهترین روشی که بنطرش می رسید دوری از اجتناع و اجتناب از مردم بود .
خرید کردن ایجاد ناراحتی بزرگی برای او می کرد زیرا تصور می نمود که هنگام خرید همه مردم میاستند و به او نگاه می کنند که او چگونه با زور وفشار کلمه ای را از دهان خارج می کند و........................
عجیب این بود که هر وقت آقای الروتز تنها بود و می خواست با سگش صحبت مند اصلا دچار لکنت نمی شد و مثل اشخاص معمولی صحبت می کرد و بعلاوه بخوبی وبه تنهایی با خودش صحبت کند یا کتاب بخواند و از این موضوع مات ومتحییر مانده بود که چرا در تنهایی یا هنگام صحبت با سگش برای مدتی لکنتش بکلی رفع می شود ولی در اجتماع ودر حضور دیگران قادر به صحبت کردن نبود .
بهر حال برای اقای الروتز تعریف شد ، که علت اینکه چرا در تنهائی با سگش میتواند صحبت کند، ولی در اجتماع نمی تواند صحبت کند، این است که مطمئن است که سگش نمی تواند از او عیب وایراد بگیرد بنابراین هنگام صحبت با سگش خود را نمی ترساند و واز ایراد هم نمی ترسید این موضوع ،وجود مردم عامل محرکی برای لکنت زبان او شده بود ، که پاسخ این باز تاب لکنت بود ، هنگام صحبت با مردم می ترسید که دچار اکنت شود . بدین ترتیب هر وقت می خواست با مردم با تلفن صحبت کند ،بطور خودکار و انعکاسی دچار اکنت می شد .
نکته دیگر اینکه هر چه او بیشتر و سختتر بلاش می کرد ، وضع لکنتش بدتر می شد ولی هر وقت ملایمتر وبدون فشار عضلانی صحبت میکرد ،لکنت رفع می شد.
به آقای آلروتز تعلیم داده شد که هنگام صحبت کردن با مردم اهمیتی برای انها قائل نیست . در حال حاضر او فقط از این می ترسید که هنگام صحبت کردن دچار اشتباه شود و مورد تمسخر قرار گیرد و این ترس علت و ریشه ای در کذشته داشت که چه عامل وعلتی باعث شده که آقای آلروتز صحبت کردن با مردم را خطرناک بداندبخصوص ترس از اینکه دچار اشتباه شود.
آقای آلروتز در این خصوص چیزی نمی دانست و چیزی هم از دوران کودکی بیاد نمی آورد به او گفته شد در حال حاضر احتیاجی نیست که به حافظه خود فشاری بیاورد زیرا بعد از اولین جلسه هیپنوتیزم که توانست خود را رلکس و وانهاده نماید همه چیز را بیاد خواهد آورد.
اولین جلسه هیپنوتیزم-در این جلسه به آقای آلروتز تلقین وتعلیم داده شد، که بجای کنترل و فشار اوردن به خود هنگام صحبت کردن عضلات خود را شل و وانهاده کند(شما هم می توانید با خود هیپنوتیزم این کار را انجام دهید که در جلسات گذشته خود هپنوتیزم را تشریح کردیم)
دومین جلسه هیپنوتیزم- در این جلسه به او تلقین شد در خلال این هفته ، خاطراتی را که برای اولین بار باعث ترس او شده بیاد بیاورد.
سومین جلسه هیپنوتیزم- وقتی او برای سومین جلسه آمد داستان زیر را بیاد آورده بود
زمانی که من در دوران طفولیت به سن ۴ یا ۵ سالگی بودم ، در همسایگی ما بچه ای به همین سن یا بیشتر زندگی می کرد این پسر بچه دچار لکنت زبان بود و قیافه ای مضحکی داشت . روزی که صحبت کرد دچار لکنت شد و من هم به او خندیدم و طرز صحبت کردن اورا تقلید کردم پدرم ناگهان بر اشفت و فریاد زد اگه یکمرتبه دیگه اینجوری صحبت کنی زبانت را می سوزانم و برای اینکه من بیشتر بترسم دستم را گرفت و سیگارش را تا نزدیکی زبانم آورد و من هم به شدت ترسیدم و از ان روز به بعد هر روز که می خواستم در نزد پدرم صحبت کنم می ترسیدم که مبادا بد صحبت کنم وپدرم زبانم را بسوزاند.
به این ترتیب می بینیم که بزودی فشار عضلانی زبان ودستگاه صوتی بیمار شروع می شود هر چند که این تهدید احمقانه اجرا نشد اما کودک همیشه از صحبت کردن نزد پدر می ترسد و از ان روز به بعد همیشه در حضور پدر ساکت و بی صدا می ماند و روز به روز تکلم کودک بدتر می شود و با هر کس که بر خورد می کرد مثل معلمش ودیگر کسان بیاد پدرش می افتاد و زبانش دچار لکنت می شد این وضع در مدرسه بتدریج بدتر شد تا اینکه بیمار متوجه شد که عیبی در صحبت کردنش وجود داردو تصور کرد که قطعا یک نوع بیماری در دستگاه تکلمش وجود دارد.
جلسات بعدی هیپنوتیزم –در مابقی جلسات اینگونه به او تلقین شد. که او حالا دیگر ان کودک ترسو نیست دیگر کسی نمی خواهد زبان او را بسوزاند و اگر اشتباهی کرد کسی زبانش را نمی سوزاند ودر واقع کسی توجهی ندارد به اینکه او با لکنت صحبت می کند یانه . به او تلقین شد حالا دیگه از هیچ چیز نمی ترسی و هیچ اندوه ونگرانی نداری، در حال حاضر تو می توانی آرام و خوب صحبت کنی ، عضلات تکلمت شل هستند شما همانطور که باسگتان خوب صحبت می کنی با مردم هم می توانیدخوب صحبت کنید.
همچنین به او تلقین شد که تصور کند با کمال اعتماد و اطمینان در حال صحبت کردن با مردم است بدون اینکه دچار لکنت شود.
پس از چند مدت آقای الروتز کاملا خوب شد
نوشته شده توسط یاسین قاسمی در 1390/04/30 و ساعت 23:12
ویرایش شده در - و ساعت -
لینک ثابت | نظرات

 در میانه زندگی و متافیزیک | متافیزیك ,

در میانه زندگی و متافیزیک

در میانه زندگی و متافیزیکمارکی آلفونس فرانسوا دوساد نویسنده و فیلسوف فرانسوی در ۱۲ ژوئن سال ۱۷۴۰ در پاریس به دنیا آمد و در حالی که ۳۰ سال از زندگی‌اش را در زندان گذرانده بود در اول دسامبر سال ۱۸۱۴ در سن ۷۴ سالگی درگذشت.
برای درک پیچیدگی‌های فکر ساد باید به سده هجدهم برگردیم، در آن زمان بازگشت به طبیعت و گریز از قراردادهای اجتماعی، گونه‌ای نحله فلسفی بود که این تمایل را در ژان ژاک روسو به‌گونه‌ای ملایم و در مارکی دوساد به گونه افراطی نمود می‌یابد. در این یادداشت اما به خوانشی جدیدتر از آثار ساد اشاره می‌شود که ایده اصلی خود را از ژاک لکان (فیلسوف و روانشناس فرانسوی) و شارحی چون اسلاوی ژیژک گرفته است.
چیزی که مارکی دو ساد را مهم می‌کند قرار گرفتنش در لحظه به خصوصی از تاریخ است که ناپلئون در فرانسه مدرنیته را از بالا آغاز کرده و خرد، بزرگ‌ترین گام‌ها را برای نشستن بر جای خورشید افلاطونی برداشته است. ساد همچون دیگر نوابغ ادبیات، خصلتی پیشگویانه دارد و این بار این ویژگی در برابر جریان مسلطی از فلسفه و اندیشه آلمان قد علم می‌کند، کانت و به تبع او تمامی سنت روشنگری، همان‌طور که لکان تاکید می‌کند که خشونت لجام گسیخته سادیسم، نتیجه و یا روی دیگر سکه اخلاق مطلق کانتی ا‌ست. آیا کانت نبود که می‌گفت چشم در برابر چشم؟
ساد رمان‌نویسی آشکارا فلسفه‌ورز است. او در رمان ابزار مورد نظرش را می‌یابد و اغلب در دیالوگ‌ها به ناگاه روایت را رها کرده و از زبان پرسوناژ داستان، به فلسفه‌ورزی می‌پردازد. بی‌شک آنچه باعث ممنوعیت کتاب‌های ساد در زمان زیستنش می‌شد نه تعبیری از این جنس که بالقوگی فلسفه روشنگری علی‌الخصوص کانت را آشکار می‌سازد، بلکه تصویر خشن رمان‌هایش بوده است. از همین روست که ساد اغلب لغت «libertine» را در کتاب‌هایش برای اشاره به شخصیت‌ها یا خوانندگان به کار می‌برد.
مارکی دو ساد، اما حالا همان کسی است که توانسته بود نشان دهد خونسردی سادیستی اعمال خشونت بار، از آن دست که در نسل‌کشی‌ها، اردوگاه‌های مرگ و بمباران اتمی اتفاق می‌افتد، نتیجه بلافاصل روح مطلق و استعلایی اخلاقی است که کانت داعیه سنجش کردار را بر مبنای آن داشت. آنچه کانت و فلسفه روشنگری به جای اخلاق مذهبی بر تخت نشاند، پتانسیل تبدیل شدن به فاشیسمی تمام عیار را دارا بود.
کانت شرط نهایی اخلاقی بودن عمل و دستور شخصی را به این شکل بیان می‌کند که «عمل من به این شرط و تنها به این شرط اخلاقی است که بتوانم اراده کنم، دستوری که از آن پیروی می‌کنم به قانون کلی مبدل شود». و یا «چنان عمل کن که دستور اراده‌ات همیشه بتواند در عین حال به عنوان اصل در قانونگذاری کلی پذیرفته شود». بدین ترتیب، کانت به صورت‌بندی سوپراگوف در معنای پیش از گشتار آن در لکان متاخر، می‌پردازد و از این به اصطلاح وجدان، متافیزیکی مطلق و استعلا یافته تبیین می‌کند، سوپراگو به مثابه صدای قانون و دیگری بزرگ و این یعنی همان فاشیسمی که هر چقدر هم کانت از اراده خیر دم زند، آتش زیر خاکستر است.
مشکل بزرگ کانت در متافیزیک سنتی غرب، جدایی عین از ذهن و تعریف شئ فی نفسه است، جایی که او میان پدیدارهای در دسترس ما و متافیزیک مرزی ترسیم می‌کند بی آنکه چنین تناقضی را برطرف سازد که ترسیم هرگونه مرزی لاجرم حضور در دو سمت آن را می‌طلبد. ساد اما، به این ندای وجدان، صادقانه پاسخ می‌دهد و آن را کاملا جسمیت یافته می‌کند. ساده، همان گزاره معکوس ساختار نمادین خود بازتابنده است و به همین اعتبار، روی دیگر سکه اخلاق مطلق کانتی. چنین ارتباطی به وضوح در مثال ژیژک رخ می‌نمایاند: معلمی که با دادن تکالیف امکانپذیر، به طور سادیستی، از ناتوانی شاگردانش لذت می‌‌برد‍!
ساد محبوب اکثر فیلسوفان قاره‌ای و جریان سوررئالیسم بوده است. اگرچه نوع نگارش و روایت ساد، متعلق به بستر تاریخی مخصوص به اوست، اما به نظر می‌آید خشونت عریانی که در عرصه متمدن جدید در زندان‌های مخوف، نسل‌کشی‌ها و انواع شکنجه‌های عجیب و غریب رخ می‌دهد،بی شباهت به فضای آثار او نیست؛ همانطور که خشونت در دهشتناک‌ترین فرم‌بندی‌اش، آثار ماریو بارگاس یوسا (نویسنده آرژانتینی) را انباشته‌اند و مورد توجه قرار می‌گیرند.
به همین دلیل است که ژیل دلوز (فیلسوف معاصر فرانسوی)، در سمینار درباره حقوق بشر پس از تشریح موقعیت فاجعه بار ارمنی‌هایی که نسل کشی شدند و بعد بلای زلزله بر سرشان نازل شد، می‌گوید: مثل این می‌ماند که درون آثار مارکی دو ساد باشند!
نوشته شده توسط یاسین قاسمی در 1390/04/30 و ساعت 23:11
ویرایش شده در - و ساعت -
لینک ثابت | نظرات

 درهم تنیدگی علم و متافیزیک از منظر فلاسفه علم | متافیزیك ,

درهم تنیدگی علم و متافیزیک از منظر فلاسفه علم

درهم تنیدگی علم و متافیزیک از منظر فلاسفه علمهمان طور که می‌دانیم از حدود نیمه سده بیستم به این سوءانتقادهای مهمی بر دیدگاه اثبات‌گرایانه یا همان پوزیتویست در مورد هویت علم وارد شد. امابعد اثبات گراها درباره هویت علم ویژگی‌هایی ذکر نمودند که از اهم آنها درهم تنیدگی علم و متافیزیک بود. برخلاف روایت پوزیتویست‌ها که حکم به انفکاک علم و متافیزیک داده بودند اگر امکان دارد قدری درباره این ویژگی علم که مابعد اثبات‌گراها آن را بسط و گسترش دادند توضیح دهید؟
نقد مابعد اثبات‌گرا در مورد باور اثبات گرایان به انفکاک علم و متافیزیک به محو تدریجی مرز قاطع میان آن دو انجامید. کارل پوپر در تبیین معیار تمایز علم و متافیزیک بر آن شد که قلمرو علوم طبیعی، متمایز از متافیزیک و بیان‌های متافیزیکی است. با این همه وی نه تنها منکر آن نیست که متافیزیک می‌تواند منبع موثری بر فرآیند کشف علمی باشد بلکه بر آن است که بدون چنین الهامی اکتشاف علمی شدنی نیست.بیان چنین سخنانی از پوپر و سخن گفتن از “متافیزیک اثرآفرین”‌موجب شد که برخی از اعضای حلقه وین از وی با عنوان “مدافع متافیزیک خطرناک” یاد کنند. کسانی چون کارناپ و همپل نیز کوشیدند او را از این اتهام مبرا کنند. اما پوپر همچنان بر سخن خود پای می‌فشرد. چنان که در دهه ۶۰ به صراحت از “برنامه‌های پژوهشی متافیزیکی” سخن به میان می‌آورد. افزون بر این نظر پوپر در حوزه علوم اجتماعی یا انسانی از این حد نیز فراتر می‌رود. او برخلاف اثبات گرایان بر آن است که علوم اجتماعی یا انسانی را نمی‌توان دقیقا با معیار علوم طبیعی سنجید، زیرا امکان ابطال‌های دقیق در علوم انسانی مطرح نیست. پوپر در کتاب “جامعه باز و دشمنان آن” جایگاه مهمی برای متافیزیک در اقتصاد و روانشناسی قائل شد. به نظر وی اصل عقلانیت که بیانی متافیزیکی است، در کانون این علوم قرار دارد. براین اساس رفتار آدمی بر حسب درک او از موقعیت خویش صورت می‌پذیرد. بنابراین در تبیین رفتار آدمی باید همواره با تکیه بر این اصل به کار پرداخت و با دست یافتن به ادراکی که او از موقعیت خویش دارد رفتار او را قابل فهم ساخت. به این ترتیب در برابر جریان ضد متافیزیکی در علم، کسانی چون برت، پوپر، کوایره، آگاسی و واتکینز به صور مختلف بر جایگاه متافیزیک و نقش آن در علم تاکید کردند. آگاسی از “برنامه” به عنوان دانش زمینه‌ای سخن می‌گوید. “هنگامی که می‌کوشیم فرضیه‌ای را شکل دهیم عموما دیدگاهی کلی را پشتوانه خود قرار داده‌ایم.
پاره‌ای اصول که پیش از چارچوب بخشیدن به فرضیه‌ها مورد قبول واقع می‌شود این اصول به نحو پیشینی پذیرفته می شوند.” واتکینز از “نقش تنظیم‌گر” متافیزیک این گونه سخن می‌گوید:‌”ملاحظه نقش‌هایی که نظریه‌های متافیزیکی طی دوره انقلاب علمی در سده هفدهم بازی کردند، جالب توجه است؛ نظریه‌هایی چون موجبیت، نگرش مکانیکی وایده‌هایی در باب سادگی، نظم و ساختار ریاضی طبیعت. این نظریه‌های متافیزیکی برنامه‌هایی را برای نظریه پردازی علمی در پی می‌آورند.” تامس کوهن دیگر نظریه‌پرداز مابعد اثبات‌گرا نظریه‌های علمی را برحسب الگوهای کلان علمی توضیح می‌دهد. نظر وی بر آن است که کار علمی پژوهندگان در بستر الگوهای کلان تحقق می‌یابد.
ایمره لاکتوش گام بلندتری در این زمینه برداشت. او جایگاه کانونی گزاره‌های متافیزیکی را نه تنها در علوم انسانی (چنان که پوپر در نظر داشت) بلکه حتی در علوم طبیعی نیز نشان می‌دهد. به طور خلاصه لاکتوش علم را در قالب “برنامه‌های پژوهشی” می‌نگرد. در یک برنامه پژوهشی می‌توان از “سخت هسته” الهام بخشی منفی یا سلبی و الهام بخشی مثبت یا ایجابی سخن گفت. مفروضات بنیادی واندیشه‌های اساسی هر برنامه پژوهشی در سخت هسته آن استقرار می‌یابد. نمونه دیگری از تلاش برای درهم نوردیدن مرزهای میان متافیزیک و علم را در کار ویزدم ملاحظه می‌کنیم. ویزدم در نقد نظر پوپر که در اصل متافیزیک را بیرون از قلمرو علم در نظر گرفته می‌نویسد”برخی هستی شناسی‌ها، اجزای نظریه‌های علمی هستند”. ویزدم اجزای تشکیل دهنده علم را به سه نوع تقسیم می کند:
۱) محتوای تجربی که از حیث مشاهده ابطال پذیرند
۲) هستی شناسی منضم که مراد از آن تصویر و تصوری است از موجودیت امر مورد مطالعه که در درون پیکره نظریه خزیده است
۳) هستی شناسی غیرمنضم. در اینجا نیز با نوعی تصویر و تصور در مورد موجودیت امر مورد مطالعه سروکارداریم اما تفاوت در این است که این هستی شناسی به طور صریح در پیکره نظریه لانه نگرفته است.
نوشته شده توسط یاسین قاسمی در 1390/04/30 و ساعت 23:10
ویرایش شده در - و ساعت -
لینک ثابت | نظرات

 در مغز آنها چه می گذرد | متافیزیك ,

در مغز آنها چه می گذرد

در مغز آنها چه می گذردکودک ده ماهه یی را در نظر بگیرید که روی صندلی خود در آشپزخانه نشسته است و به پدر و مادر خود که در حال پخت وپز و گفت وگو با یکدیگر و کودک هستند، خیره شده است. این صحنه ساده همه روزه حجم عظیمی از اطلاعات را در مقابل ذهن این کودک قرار می دهد که باید آنها را تجزیه و تحلیل کند. والدین این کودک مرتب چیزهای مختلفی را جابه جا می کنند و در عین حال یکسره با یکدیگر صحبت می کنند. به رغم پیچیدگی شرایط، این کودک باید طی سال های پیش رو به طریقی با جریان لغات و کنش هایی که در پیش روی او قرار می گیرند، کنار بیاید. او به طور دقیق قادر خواهد بود هزاران لغت را به اشیای مربوط به آن لغات نسبت دهد و در عین حال ظرفیت ذهن خود را در تفسیر این حجم فراوان اطلاعات بالا ببرد.
«دیر بالدوین» که یک روانپزشک است، تلاش های درازمدت پژوهشی خود را وقف این واقعیت کرده است که کودک توانایی بنیادی برای کسب آگاهی دارد. «بالدوین» تلاش کرده است نشان دهد که چگونه کودکان و حتی نوزادان، اطلاعات فراوان موجود در محیط خود را تجزیه و تحلیل می کنند. بررسی های «بالدوین» تاکنون نشان داده است که کودکان حتی در سنین بسیار کم نیز قابلیت خیره کننده یی در تجمع آگاهی از خود نشان می دهند. این آگاهی می تواند از راه صدا، کلمات به ظاهر بی معنی یا حرکت بدن صورت گیرد. در مقیاس کلان، «بالدوین» کوشیده است که انواع مکانیسم های به کار گرفته شده توسط کودکان را برای کسب آگاهی مشخص سازد. علاوه بر این، او تلاش کرده است تاثیر کسب آگاهی کودک را در بسیاری دیگر از زمینه های رفتاری روشن سازد.
«بالدوین» که تاکنون جوایز متعددی از نهادهای دانشگاهی دریافت کرده، سعی کرده است با بررسی چگونگی خیره شدن، پز، طرز قرار دادن بدن و نمایش احساسات، حساسیت نوزادان را نسبت به تجربه های محیطی نشان دهد. این پژوهش ها نشان داده است که کودکان ۸ تا ۱۲ ماهه وقتی که مخاطب قرار می گیرند، سعی می کنند بین لغاتی که برای آنها تازه است با اشیای مورد نظر ارتباطی بیابند. کودک این روش از بسیاری از خطاهای بالقوه مصون می ماند. تلاش برای ایجاد ارتباط بین واژه ها و اشیای جدید (البته چیزهایی که به کودک نشان داده می شود) کمک قابل توجهی به کودک می کند تا به تدریج شناخت خود را از محیط پیرامون، بهتر کند. در بخشی از این پژوهش ها نشان داده شده است که کودکان خجالتی مهارت کافی برای ایجاد ارتباط بین واژه ها و اشیای جدید از خود نشان نمی دهند. این امر موجب می شود که امر یادگیری زبان با تاخیر صورت پذیرد. «بالدوین» و شاگردانش تلاش کرده اند بفهمند که آیا کودکان ۳ تا ۴ ساله قادرند آگاهی طرف مقابل خود را بسنجند؟ اگر کودکان بتوانند افراد آگاه و غیرآگاه را از یکدیگر تشخیص دهند، کمک فراوانی به یادگیری خود می کنند. فرض کنید که کودک ۳ تا ۴ ساله مجذوب دنیای دایناسورها شده است. اگر او نام یکی از دایناسورها را از پدر خود بپرسد و پدر او با تردید نامی به زبان بیاورد، کودک نباید این نام را یاد بگیرد، چرا که پدر او مطمئن نبوده است. پژوهش های «بالدوین» نشان داده است که در واقع کودکان وقتی با مخاطبان نامطمئن روبه رو هستند، از آنها چیز کمتری می آموزند.
پژوهش های قبلی «بالدوین» نشان داده بود که کودکان ۱۲ تا ۱۸ ماهه می توانند چیزهایی در مورد انگیزه هایی که رفتار افراد را هدایت می کنند، بفهمند. با توجه به اینکه رفتار انسان مجموعه پیچیده یی از انگیزه، نمایش و گفتار است این قابلیت در کودکان نقش مهمی در تجمع آگاهی او بازی می کند.
در حال حاضر، موضوع اصلی پژوهش های «بالدوین» پیدا کردن ریشه این توانایی های خیره کننده است. آیا کودکان کمتر از یک سال در تلاش خود برای کشف جهان خارج، قادرند ساختارهایی را در ترکیب پیچیده بیرونی کشف کنند؟ به تعبیر دیگر آیا آنها می توانند واحدهای کنشی را در رفتار افراد مخاطب خود دریابند؟ اگر کودک قدرت تفکیک ساختاری رفتارها را از خود نشان می دهد، تا چه حد قادر است این توانایی را در شرایطی که این واحدهای کنشی چندان آشکار به نظر نمی رسند، دنبال کند؟ برای نمونه بسیاری از رفتارهای انسانی در تواتری از کنش ها به شرح زیر جای داده می شود؛ ما به چیزی خیره می شویم، آن را لمس می کنیم، آن را دستکاری می کنیم، آن را رها می کنیم و سپس جهت بدن خود را به سمت چیز دیگری تغییر داده و فرآیند قبلی را تکرار می کنیم. اگر کودکان بتوانند هر یک از این اجزای هدفمند رفتاری را تشخیص دهند، در قدم بعد خواهند توانست انگیزه افراد را برای به نمایش گذاشتن آن رفتار دنبال کنند. «بالدوین» و همکاران او با انجام مجموعه فراوانی از آزمایش ها، توانستند نشان دهند که در واقع کودکان کم سن می توانند سیل عظیم اطلاعات مربوط به محیط پیرامون خود را تکه تکه دریافت کنند. فراتر از این، آنها توانستند نشان دهند این توانایی برای درک اجزای رفتار می تواند توسط کودک باانگیزه یی که رفتار را برانگیخته است در ارتباط قرار گیرد.
نوشته شده توسط یاسین قاسمی در 1390/04/30 و ساعت 23:09
ویرایش شده در - و ساعت -
لینک ثابت | نظرات

 در آرزوی رسیدن به خلسه‌های عمیق هیپنوتیزمی | متافیزیك ,

در آرزوی رسیدن به خلسه‌های عمیق هیپنوتیزمی

در آرزوی رسیدن به خلسه‌های عمیق هیپنوتیزمی● مقدمه
بسیاری از افراد اجتماع که برای هیپنوتیزم درمانی یا آموزش خود هیپنوتیزم به یک هیپنوتیزم درمان‌گر مراجعه می‌کنند، انتظار دارند که در همان جلسهٔ اول به خلسهٔ عمیقی برسند، طوری که برای مثال با سیر قهقرائی در زمان به زندگی‌های گذشتهٔ خود برگردند و علت ناراحتی یا بیماری کنونی خود را به این ترتیب پیدا کنند و یا به طور مثال به احساس خروج از بدن، بی‌دردی کامل و یا سایر پدیده‌های ساده یا بغرنج هیپنوتیزمی دسترسی پیدا کنند.
صادقانه و با توجه به معیارهای علمی و آماری تنها برای عدهٔ کمی از افراد جامعه و آن هم با صرف وقت بیشتر و استفاده از یک یا چند روش القاء خلسه و به‌دنبال آن استفاده از چند روش عمیق تر کردن خلسهٔ هیپنوتیزمی، دسترسی به این سطوح عمیق از خلسه امکان‌پذیر است.
در بسیاری از کتاب‌های هیپنوتیزم معتبر، روش‌ها یا آزمون‌هائی به نام تست‌های هیپنوتیزم پذیری معرفی شده‌اند که به طور معمول، هیپنوتیزم درمان‌گران ماهر و بالینی از این روش‌ها استفاده نمی‌کنند، زیرا این اعتقاد یا اعتماد به نفس را دارند که می‌توانند در بیشتر از ۹۸ درصد از موارد، مراجعه کننده‌ها را هیپنوتیزم کنند. آن‌ها به طور مسلم بیشتر از ۹۸ درصد از افرادی را که به آن‌ها مراجعه می‌کنند، در عمق خلسهٔ هیپنوتیزمی قرار می‌دهند، ولی از این گروه بزرگ، در عمل در حدود ۳۰ درصد به خلسهٔ سبک، ۳۰ درصد بقیه به خلسهٔ متوسط و حدود ۳۰ درصد باقیمانده در جلسه اول اگر به اندازهٔ کافی بر روی آن‌ها وقت صرف شود که در ادامه به شرح دقیق آن می‌پردازیم، به خلسهٔ عمیق می‌رسند. در این جمع، کمتر از ۱۰ درصد از مراجعه کننده‌ها ممکن است در همان جلسهٔ اول به خلسه خیلی عمیق دسترسی پیدا کنند.
در متن جامعه همان‌طور که همه پدر و مادرها انتظار دارند فرزند آن‌ها می‌تواند و باید شاگرد اول شود، معتقد هستند که خودشان هم استعداد و قابلیت هیپنوتیزم‌پذیری بسیار زیادی را دارند و باید در همان جلسه اول به یک خلسه بسیار عمیق برسند.
به باور آن‌ها اگر این انتظار آن‌ها برآورده نشود، از آن‌جائی که در خود آن‌ها اشکالی وجود ندارد، پس شاید اشکال یا عیب در روش یا مهارت هیپنوتیزم درمان‌گر است! حقایق علمی و آماری از این طرز فکر حمایت نمی‌کند.
افرادی که می‌خواهند یک علم یا هنر مانند موسیقی، خوش‌نویسی، آشپزی یا خیاطی را بیاموزند، هرقدر که صاحب استعداد درخشان باشند، به طور معمول چند ماه یا چند سال به کلاس می‌روند یا به بیان دیگر هر نوع آموزشی، وقت‌گیر است. آیا یک فرد نابغه که می‌خواهد موسیقی، نقاشی، خیاطی و ... را یاد بگیرد، می‌تواند انتظار داشته باشد که پس از یک هفته یا یک ماه آموزش، به پایه اتادی برسد؟ جواب به طور قطع منفی است. در مورد هیپنوتیزم هم مطالعه یک یا دو کتاب معتبر و شرکت در چند جلسه هیپنوتیزم لازم است تا فرد داوطلب بتواند به عمیق‌ترین مرحله از خلسه که استعداد یا قابلیت رسیدن به آن را دارد، برسد. شاید با ۶ تا ۱۰ جلسه این هدف دست یافتنی باشد و در حدود ۴۰ درصد از افراد جامعه از ای طریق بتوانند به خلسه‌های عمیق یا خیلی عمیق برسند. آیا راهی وجود دراد که در مدت کوتاهی، به طور مثال، فقط یک جلسه فردی بتواند استعداد یا قابلیت خود را در هیپنوتیزم پذیری مشخص کند؟جواب مثبت است!
اول کسانی که در جلسهٔ اول به خلسهٔ سبک یا متوسط رسیده‌اند، این احتمال یا امکان وجود دارد که طی چند جلسه آموزش بیشتر، به عمق بیشتری از خلسه برسند.
● رسیدن به خلسه‌های عمیق تنها در یک جلسه!
برای رسیدن به این هدف، پیش نیازهای زیر لازم هستند:
▪ فرد داوطلب یک یا دو کتاب هیپنوتیزم علمی و معتبر را مطالعه کند تا به یک درک صحیح و علمی از هیپنوتیزم برسد.
▪ هیپنوتیزم درمان گر در ساعت‌هائی که مطب آرام‌تر است، مثل ساعت‌های اول صبح یا عصر، یک زمان طولانی در حدود یک ساعت را که ۲ یا ۳ برابر جلسه‌های هیپنوتیزم درمانی عادی است، به او اختصاص دهد.
▪ در این شرایط، هیپنوتیزم درمان گر پس از آمادگی لازم، از یک روش پرقدرت برای القاء خلسه به طور مثال، روش کیاسون و یا روش تمرکز با ایجاد حواس پرتی در ناخودآگاه استفاده کند و به دنبال آن از ۲ روش متفاوت برای ریلکس شدن پیش‌رونده استفاه کند.
کسانی‌که با یک جلسهٔ هیپنوتیزم طولانی به خلسه‌های عمیق یا متوسط می‌رسند، شانس موفقیت هیپنوتیزم درمانی در آن‌ها بسیار زیاد است و می‌توانند در یک جلسهٔ طولانی دیگر خود هیپنوتیزم را هم فرا بگیرند.
تصویربرداری ذهنی در عمیق ترین خلسه هیپنوتیزمی و اعتماد بیمار یا مراجعه کنده به این که در شرایط هیپنوز قرار گرفته، بسیار مؤثر است.
برخی از آزمون‌ها وجود دارند که بیمار یا مراجعه کننده را به استقرار در خلسهٔ هیپنوتیزمی مطمئن می‌سازد. یکی از آن‌ها، احساس بیمار در چسبیدن به صندلی است.
● فایدهٔ سنجش دقیق عمق خلسه
از آن‌جا که میزان درمان پذیری با میزان هیپنوتیزم‌پذیری آن‌ها مرتبط است، کسانی که قصد درمان، آموزش خودهیپنوتیزم، سیر قهقرائی در زمان، خروج روح از بدن و یا تجربه برخی از پدیده‌های پیچیدهٔ هیپنوتیزمی را دارند، به نتیجه برسند. برای مثال، کسانی که در جلسه اول به خلسه عمیق و متوسط می‌رسند، به احتمال خیلی زیاد تنها در یک جلسهٔ یک ساعتی بعدی می‌توانند خودهیپنوتیزم از طریق شرطی شدن را یاد بگیرند. افرادی که در جلسه اول به خلسه عمیق می‌رسند، احتمال بسیار زیادی وجود دارد که در ۲ یا ۳ جلسه بعدی به سیر قهقرائی در زمان و برگشتن به سال‌های گذشتهٔ زندگی برسند و فعال شدن چاکراها و سیر انرژی حیاتی را به‌صورت تکاملی در کانال‌های انرژی تجربه کنند.
ترکیب و تلفیق هیپنوتیزم درمانی با مفاهیم یوگا و انرژی درمانی بر اساس این باور که در اطراف درمان‌گر و در اطراف بیمار دو‌هاله یا دو میدان انرژی است که در جریان هیپنوتیزم درمانی یا تأثیر بر روی یکدیگر، بیشتر یا به طور عمده میدان‌های انرژی مختل شده بیماران تصحیح می‌شود، ریشه در باورهای مکتب‌های هند و چین دارد که در کتاب‌های جدیدی که توسط پزشک‌های متخصص که از مهم ترین دانشگاه‌های علوم پزشکی آمریکا فارغ التحصیل شده و در آن دانشگاه‌ها سمت استادی یا دانش یاری دارند، به‌چشم می‌خورد. در آینده بیشتر در این زمینه سخن خواهیم گفت.
نوشته شده توسط یاسین قاسمی در 1390/04/30 و ساعت 23:09
ویرایش شده در - و ساعت -
لینک ثابت | نظرات

 خود هیپنوتیزم، ذهن و آموزشهای برتر | متافیزیك ,

خود هیپنوتیزم، ذهن و آموزشهای برتر

خود هیپنوتیزم، ذهن و آموزشهای برترقبل از شروع کلام اجازه می‌خواهم بگویم که تمام هیپنوتیزمها یک خود هیپنوتیزم هستند. البته این یک ایده جدید و نوینی نیست و سالها قبل توسط دکتر میلتون اریکسون (Milton Ericson) پایه‌ریز هیپنوتیزم جدید عنوان گردیده است. مبناء این کلام این است که تا زمانی که فرد خودش پذیرای کلام‌ القایی و القائات حالت ترنس از جانب هیپنوتیزور نباشد هیپنوتیزمی رخ نمی‌دهد. در واقع فرد با تعبیر کلام هیپنوتیزم‌کننده و پذیرش آن برای خودش فرآیند روانی- فیزولوژیکی آن را طی کرده به حالت هیپنوتیزمی فرو می‌رود. به عبارتی خود فرد مهمترین کلید موفقیت برای هیپنوتیزم شدن در جلسه هیپنوتیزمی است. در برنامه‌های خود- هیپنوتیزم فرد می‌آموزد که خودش را بدون نیاز به وجود کس دیگری هیپنوتیزم نموده و امواج مغزی مختلفی را در خود ایجاد نماید. در واقع خودش هم هیپنوتیزم‌کننده و هم هیپنوتیزم‌شونده است. هیپنوتیزم یک حالت طبیعی است که با تغییر امواج مغز (Brain wave) صورت می‌پذیرد. این امواج مغزی امواج آلفا (Alpha) و تتا (Theta) هستند. در جدول زیر انواع امواج مغزی و حالات و برخی از تواناییهای مربوط به این امواج را معرفی می‌نماییم. همان گونه که ملاحظه می‌گردد دامنه حالات هیپنوتیکی از امواج آلفا آغاز و تا امواج دلتا می‌تواند ادامه یابد. هیپنوتیزم عرصه سبک در امواج آلفا و عرصه متوسط و سنگین در امواج تتا و دلتا اتفاق می‌افتد.
در واقع هیپنوتیزم شرایط طبیعی مغز در امواج خاص است. زمانی که امواج مغز در شرایط خاصی قرار گیرد حالات هیپنوتیکی رخ می‌دهد.
▪ نوع موج / دامنه فرکانس (هرتز) / تواناییهای ذهنی
ـ دلتا ( Delta ) / ۱/۰ تا ۳ / خواب عمیق، خواب شفاف، افزایش عملکرد سیستم ایمنی، هیپنوتیزم
ـ تتا ( Theta ) / ۳ تا ۸ / آرامش عمیق، مدیتیشن، افزایش تمرکز حافظه‌ای، خلاقیت، رویابینی شفاف، هیپنوتیزم، حالات هیپنوگوجیک
ـ آلفا ( Alpha ) / ۸ تا ۱۲ / آرامش ملایم، آموزش برتر، تفکرات مثبت، هیپنوتیزم، مدیتیشن
ـ بتای پایین ( Low Beta ) / ۱۲ تا ۱۵ / آرامش متمرکز، افزایش تواناییهای توجه
ـ بتای متوسط( Midrange Beta ) / ۱۵ تا ۱۸ / افزایش و تواناییهای ذهنی، تمرکز هشیاری، IQ
ـ بتای بالا ( High Beta ) / بیش از ۱۸ / کاملا بیدار، حالات نرمال هشیاری، استرس و اضطراب
ـ گاما ( Gama ) / بیش از ۴۰ / در ارتباط با اطلاعات، اشتغال فرآیند مهارتی غنی
با توجه به جدول فوق به مطلب مهمی پی می‌بریم و آن اینکه در بتای پایین ( Low Beta ) تواناییهای توجه افزایش می‌یابد و فرد قادر به توجه بیشتر (که عامل بسیار مهمی در ادراک یادگیری است) می‌گردد.
این توانایی توجه در امواج آلفا ( Alpha ) بیشتر و در امواج تتا ( Theta ) به اوج خود می‌رسد. با توجه به این واقعیت می‌توان از هیپنوتیزم برای آموزش برتر یا آموزش با توجه و ادراک قوی‌تر و حافظه‌ای نیرومند‌تر بهره‌مند شد و نتیجه آموزش را تا چند برابر افزایش داد.
● چرا در امواج آلفا و تتای ذهنی آموزش سریع‌تر و بهتر صورت می‌گیرد؟
▪ در این حالات فرد از تنشها، انقباضات و استرسهای جسمانی و روانی به دور است.
▪ دارای آرامش و نوعی سکوت و سکون درونی و متمرکز است.
▪ دارای توجه و تمرکز بیشتری است.
▪ دارای حضور ذهنی و حافظه‌ای نیرومندتر است.
▪ به نوعی دستیابی ‌اش به ضمیر نیمه آگاه سریع‌تر و بیشتر صورت می‌گیرد.
▪ دارای قدرت تصویرسازی قوی‌تری است.
▪ انرژی روانی بیشتری برای آموزش دارد.
● کاربرد این روش
از این روش می‌توان در زمینه‌های فوق‌العاده متنوع بهره گرفت. از جمله زمینه‌های متداول می‌توان موارد زیر را نام برد:
▪ برنامه‌ریزیهای مدیریتی و کاری که به دقت، سکوت و آرامش نیاز دارد.
▪ تعمق در حل یک مسئله پیچیده.
▪ مرور درسها و یا مرور کارهای انجام شده در گذشته، یادآوری خاطرات.
▪ آموزش شیوه‌های جدید زندگی.
▪ آموزش زبانهای خارجی، بخصوص مکالمه در مدت کوتاه.
▪ آموزش درسهای اعتماد به نفس و ابراز وجود.
▪ آموزش ارتباطات موثر.
▪ هنرهای تجسمی و برنامه‌ریزیهای گرافیکی و سایر مهارتهای ذهنی.
▪ ایجاد آرامش و تمرکز برتر.
▪ درمانهای مختلف روانپزشکی منجمله حساسیت‌زدایی‌ها، شناخت درمانیها و جرات آموزی.
▪ فائق آمدن بر عادات مضر و ناپسند.
▪ فائق آمدن بر دردها و کنترل شرایط بدنی.
▪ فهم و شناخت برخی از تجربیات مرتبط با ادراکات فراحسی.
● یک تمرین عملی و ساده در درک بهتر این روش:
▪ در محلی ساکت قرار گیرید.
▪ می‌توانید به شکل نشسته یا خوابیده قرار بگیرید.
▪ در وضعیت نشسته روی زمین با کمر صاف و کشیده قرار گیرید و اگر این طرز نشستن برای شما دشوار است روی یک صندلی تکیه‌دار و یا پشت به دیوار بنشینید. در هر صورت سعی نمایید که کمر شما صاف و کشیده باشد.
▪ به آرامی پلکها را روی هم گذاشته به روند عادی تنفس خود توجه داشته باشید.
▪ به تدریج در سه دقیقه به عضلات و سپس تنفس خود آرامش دهید. اجازه دهید تنفس آرام، راحت و شکمی باشد.
▪ به تدریج به تنفسهای خود عمق ببخشید (دمهای عمیق‌تر و بازدمهای بلندتر). همچنان با دقت و تمرکز فرآیند تنفسها را دنبال نمایید و آنها را برای حدود پنج دقیقه ادامه دهید.
▪ در طول تمرین سعی نمایید ساکن و بی‌حرکت باقی بمانید.
▪ حالا به کارها مختلفی که می‌خواهید در طول روزهای متمادی انجام دهید فکر کنید. به جنبه‌های مختلف آن بپردازید و سپس برای انجام دادن آنها در ساعات و اوقات مختلف برنامه‌ریزی نمایید. با انجام دادن این کار متوجه وسعت نگاه و حضور ذهن و تمرکز برتر خود می‌گردید. با تکرار این روند ذهن شما قوی‌تر و بهتر عمل خواهد کرد.
نوشته شده توسط یاسین قاسمی در 1390/04/29 و ساعت 23:08
ویرایش شده در - و ساعت -
لینک ثابت | نظرات

 خوب دیدن و خوب شنیدن لازمه رسیدن به هنر تفکر | متافیزیك ,

خوب دیدن و خوب شنیدن لازمه رسیدن به هنر تفکر

خوب دیدن و خوب شنیدن لازمه رسیدن به هنر تفکربرای اینکه بتوانیم هنر تفکر را به دست آوریم ضروری است که ابتدا بتوانیم خوب ببینیم و بشنویم. حدیثی است از حضرت علی (ع) که فرموده اند: "با بصیرت کسی است که بشنود و بیندیشد، نگاه کند و ببیند، از عبرت ها بهره گیرد، آنگاه راه های روشنی را بپیماید و بدین ترتیب از افتادن در پرتگاه ها دوری کند."
هرچه مشاهدات ما کاملتر و عمیق تر باشد به همان میزان تصمیم گیری ها و انتخاب های ما از قدرت و شانس بیشتری برخوردار میشوند. باید بتوانیم دانسته ها و اطلاعات را در خدمت خود بگیریم و بر آنها غالب شویم و نه اینکه مغلوب آنها. در این میان شرط اساسی، نرمی و انعطاف پذیری و پرهیز از پیش داوری و قالب های سخت و شکننده است. توانایی خوب دیدن و مشاهده کردن، و هنر تغییر نگاه، ارتباط تنگاتنگی با خوب تفکر کردن دارد. انگار که اگر ما بتوانیم خوب ببینیم و عمیقا مشاهده کنیم، مهارت زیادی در تفکر پیدا می کنیم.ما برای رسیدن به زاویه های جدید نگاه و در نتیجه رسیدن به توانایی نوع دیگر دیدن موضوع، باید بتوانیم ترتیب اطلاعات موجود در ذهن را تغییر بدهیم.
از آنجایی که نگاه ما مربوط به چشمانمان و تفکر ما از مغز ما ناشی می شود می توان ارتباط میان این دو مورد بررسی قرار داد. اخیرا دانشمندان با استفاده از شبکیه جداشده چشم خوکچه هندی، مدلی تخمین زده اند که چشمان ما اطلاعات بینایی را با سرعتی معادل انتقال اطلاعات در یک اتصال اینترنتی به مغز منتقل می کند. بر اساس تحقیقات و آزمایشات یکی از فیزیک دانان دانشگاه پنسیلوانیا: داده ها تقریبا با سرعت۱میلیون بیت در ثانیه منتقل می شوند. این سرعت انتقال اطلاعات با یک اتصال اینترنتی قابل مقایسه است که اطلاعات را با سرعت ۱میلیون تا ۱ میلیون بیت در ثانیه بین کامپیوترها منتقل می کند.
بر اساس این یافته علمی می توان گفت یکی از ورودی ها و منابع اصلی تغذیه مغز ما از طریق چشمان ما است. به همین دلیل است که نگاه ما ارتباط تنگاتنگی با چگونگی تفکر ما دارد. ما هر آنچه را که می بینیم، مغز ما آنها را به شکل ورودی هایی از اطلاعات در خود ذخیره می کند. از طرف دیگر تحویل خروجی های ذهن ما بر اساس داده هایی که از پیش ذخیره کرده است. به همین خاطر است که هم مشاهدات ما بر تفکرات ما تاثیر می گذارد و هم از طرفی طرز تفکر ما و چگونگی تحلیل داده ها بر مشاهدات بعدی ما اثری تعیین کننده دارد.
ذهن ما در کودکی حاصل مشاهدات و شنیده های خود را بدون مقاومت جدی می پذیرد و آنها را در ذهن خود حفظ می نماید. در جریان آنکه ما بزرگ می شویم آنها انباشته شده و به عنوان ثابت های ذهن بدل می گردند به طوری که پس از تحصیلات آکادمیک با انبوهی از مطالب مواجه هستیم. این تصورات ذهنی مبنای بررسی ما و نگاه ما در موضوعات جدیدی است که قبلا با آنها برخورد نکرده ایم.
درحقیقت مسئله از مکانیزم ذهن ما نیست بلکه از خود ما است که تمایل شدیدی به محکم ساختن و چسبیدن به مفروضاتمان داریم. برای اینکه موضوع ملموس تر شود می توانیم یک مثال بزنیم. اطلاعاتی که حاصل از مشاهدات ما است ابتدا به شکل قطراتی از آب هستند که در ذهن ما ذخیره می شوند. ذهن ما بر اساس ترتیب دریافتشان آنها را کنار هم می چیند و از آنها قطرات بزرگتری می سازد. اما به تدریج یا حتی به سرعت این قطرات شروع به یخ زدن می کنند و انعطاف پذیری و نرمی خود را از دست می دهند و از این راه سعی در محکم کردن جای خود می کنند و به تدریج به شکل یک بلور در می آیند. هر یک از این بلورها را می توان یک سنسور در نظر گرفت که بر اساس آن موضوعاتی که مرتبط با آن سنسور است از محیط درک می شود. بلورهای درشت، تشبیه مواردی است که ما در آنها، تجارب و خاطرات قوی تری داریم برای همین درشت ترند و بلورهای ریزتر، مواردی هستند که ما در آنها خاطره کمتر و تجربه ذهنی کمتر داریم. وقتی با موضوعات برخورد می کنیم آنچه از آن فهم می کنیم از همین بلورها و ساختار بلوری ریز و درشت تبعیت می کند. بدین صورت که زاویه هایی از موضوع که مرتبط با بلورهای درشت خاطره ما هستند، زودتر درک شده و سریعتر به ذهن می رسد و زاویه هایی از موضوع که مرتبط با بلورهای کوچک اند، دیرتر و زوایه هایی از موضوع که ذهن ما اصلا از آنها بلوری ندارد، ناشناخته باقی می ماند. ادوارد دوبونو می گوید: اگر به هر طریقی این نظام بلوری را تغییر دهیم و به نظام بلوری جدیدی برسیم، سنسورهای شناسایی تغییر می کنند و با تغییر این سنسورها، موضوع از زاویه هایی که قبلا دیده نمی شد، دیده می شود. ذهن مان را در وضعیت جدیدی قرار می دهیم و این کار باعث می شود ما به درک و فهم جدیدی نسبت به موضوع دست یابیم. در این تکنیک علاوه بر تغییر ساختار اطلاعات، خود مفاهیم و اطلاعاتی که ظاهرا غیر قابل تغییر تصور می شوند نیز باید مورد شک قرار گیرند. در این حالت یکی از بهترین روش ها از طریق سوال سازی و زیر سوال بردن اطلاعات است. بدین ترتیب ساختار صلب درون مفاهیم شکسته شده و امکان آزاد شدن اطلاعات محبوس شده در آنها افزایش می یابد و فرصت پیوستگی این اطلاعات به نوعی دیگر با یکدیگر ایجاد می گردد و وقتی آنها به شکل جدیدی به هم پیوستند، ساختار جدیدی خلق می شود. این ساختارهای جدید، بینش های جدید، و بینش های جدید، فرصت های دیگری را به ارمغان می آورند. مشاهده یعنی دیدن و فکرکردن و استنباط کردن. یعنی فرآیندی از چشم تا ذهن و از ذهن تا قلم.ما در مشاهده باید فکر کنیم و تحلیل کنیم و بعد به قلم بیاوریم. این عمل دائما صورت می گیرد. در انتها باید گفت که تنها راه رسیدن به هنر تفکر داشتن چشمانی باز و گوش هایی شنواست.
نوشته شده توسط یاسین قاسمی در 1390/04/29 و ساعت 23:08
ویرایش شده در - و ساعت -
لینک ثابت | نظرات


-=-=- برای حمایت از سافتستان روی بنر های زیر تنها یك كلیك بكنید -=-=-


    حقوق این سایت محفوظ است و کپی از آن تنها با ذکر نام مجاز می باشد
All Rights Reserved 2005-2011 © http://softestan.ir

 Resolution: 1024 * 768


    آدرس:زاهدان - صندوق پستی: 9815648619


منوی اصلی

موضوعات


اخبار اینترنت(1841)
زنگ تفریح(458)
متافیزیك(159)
داستان(209)
دعوتنامه جی میل(1)
اینترنت رایگان(4)
سینما(685)
ترفند یاهو(9)
ترفند(198)
کانال تلویزیون(8)
اینترنت مجانی(1)
اخبار ورزشی(456)
کد جاوا و قالب(25)
بازی(562)
موزیك مجاز(149)
فیلم مجاز(9)
آموزش(139)
کتاب آموزشی(118)
اکانت اینترنت(7)
مزاحم تلفنی(7)
هاست رایگان(3)
اینترنت نامحدود(2)
نرم افزار سیاه(88)
نرم افزار کاربردی(1317)
نرم افزار پرتابل(530)
نرم افزار آنتی ویروس(356)
نرم افزار طراحی لوگو(8)
نرم افزار فشرده ساز(45)
کلیپ و ملودی موبایل(360)
نرم افزار دوربین زنده(13)
آموزش ساخت وبلاگ(3)
نرم افزار رایت و کپی(93)
سیستم عامل ویندوز(89)
سیستم عامل لینوکس(12)
سیستم عامل ویستا(21)
نرم افزار جستجو(5)
نرم افزار تلویزیون و رادیو(37)
نرم افزار دسکتاپ(317)
نرم افزار صدا(132)
نرم افزار تصویر(296)
نرم افزار تلفن(5)
نرم افزار برنامه نویسی(7)
نرم افزار آفیس(28)
نرم افزار سرگرمی(37)
نرم افزار طراحی سایت(16)
نرم افزار مدریت دانلود(118)
نرم افزار گرافیک(367)
نرم افزار مسنجر(65)
نرم افزار مرورگر(52)
نرم افزار فتوشاپ(168)
نرم افزار اینترنت(99)
نرم افزار اتوکد(9)
نرم افزار ایمیل(20)
نرم افزار انیمیشن(50)
آموزش نرم افزار(24)
تماشای تلویزیون(6)
فروشگاه سایت(13)
قرعه کشی(7)
تبلیغات(3)
دامین رایگان(2)
نام و کد شهرهای ایران(1)
بازی پلی استیشن در رایانه(10)
ویژوال بیسیك(3)
هاست و دامین (3)
آشپزخانه سافتستان(101)
مشکل گشا(11)
نام های اصیل ایرانی(1)
دنیای اتومبیل(144)
آموزش رانندگی(21)
بیوگرافی (51)
سیر و سیاحت(18)
ابزار دی وی دی(44)
زیرنویس فیلم(2)
ابزار وب مستر(78)
پرسش و پاسخ(15)
کار و تجارت(61)
راهنمای خودرو(51)
ارسال اس ام اس(3)
جواب مسابقات(308)
گیاه شناسی(35)
سیدی مجانی(2)
گالری عكس(356)
متن قرآن کریم(114)
حمایت از سایت(1)
مقالات سایت (51)
سافتستان در رسانه ها(16)
فناوری اطلاعات و ارتباطات(19)
آموزش زبان انگلیسی(24)
آموزش اچ تی ام ال(41)
پزشکی و سلامت(517)
طالع بینی مصری(12)
طالع بینی و فال(54)
زاهدان(22)
روانشناسی و زناشویی(315)
جن و روح(25)
گفته بزرگان(143)
اس ام اس و عاشقانه(468)
اخبار سایت (45)
مدیر سایت(4)



آرشیو


مرداد 1391 (1)
اسفند 1390 (19)
بهمن 1390 (121)
دی 1390 (429)
آذر 1390 (391)
آبان 1390 (339)
مهر 1390 (461)
شهریور 1390 (244)
مرداد 1390 (272)
تیر 1390 (425)
خرداد 1390 (228)
اردیبهشت 1390 (171)
فروردین 1390 (111)
اسفند 1389 (168)
بهمن 1389 (269)
دی 1389 (153)
آذر 1389 (81)
آبان 1389 (115)
مهر 1389 (107)
شهریور 1389 (97)
مرداد 1389 (66)
تیر 1389 (31)
خرداد 1389 (34)
اردیبهشت 1389 (81)
فروردین 1389 (35)
اسفند 1388 (38)
بهمن 1388 (36)
دی 1388 (85)
آذر 1388 (31)
آبان 1388 (39)
مهر 1388 (31)
شهریور 1388 (98)
مرداد 1388 (93)
تیر 1388 (345)
خرداد 1388 (393)
اردیبهشت 1388 (284)
فروردین 1388 (545)
اسفند 1387 (656)
بهمن 1387 (340)
دی 1387 (424)
آذر 1387 (364)
آبان 1387 (356)
مهر 1387 (257)
شهریور 1387 (414)
مرداد 1387 (248)
تیر 1387 (265)
خرداد 1387 (46)
اردیبهشت 1387 (126)
فروردین 1387 (251)
اسفند 1386 (61)
بهمن 1386 (60)
دی 1386 (71)
آذر 1386 (92)
آبان 1386 (101)
مهر 1386 (89)
شهریور 1386 (91)
مرداد 1386 (386)
تیر 1386 (168)
خرداد 1386 (428)
اردیبهشت 1386 (178)



لینکستان

لینکدونی


فروش فوق العاده كوله پشتی های آمریكایی آغاز شد - قیمتی باور نكردنی
فروش تعداد محدودی پالتوی آلمانی ، كت گرم و چكمه های جذاب زنانه و مردانه
بهترین و زیباترین هدیه روز زن و روز مادر - محصولاتی باور نكردنی
كسب در آمد راحت و آسوده ... با ضمانت ما میلیونر شوید
فروش پستی زیور آلات و بدلیجات و جواهر آلات
سافتستان 6 ساله شد !
کابوس "هارپ" در ایران تعبیر خواهد شد؟
سافتستان پنج ساله شد
مجموعه كارتونی اگی و سوسكها _ پت و مت _ پلنگ صورتی _ ارزان تر از همه جا
مقاله جن شناسی و ارتباط با جنیان
یادم باشد با صدای یاسین قاسمی داغ داغ داغ
بغض
سایت دوستیابی و همسریابی دلبر
خداحافظی یاسین قاسمی + مناجات + داستان زیبا
بیماران قلبی حتما بخونند...خیلی مهم
فروش مجموعه كتاب های الكترونیكی كامپیوتر فوق العاده كم نظیر
منو شكستن... تكست زیبا از یاسین
سافتستان سه ساله شد...بدو بیا تو جشن و شادی
تماشای بیش از ۲۰۰ دوربین مخفی و زنده در کشورهای مختلف از جمله ایران و اسرائیل
نرم افزار دعاهای ماه مبارک رمضان هدیه سافتستان به تمام مسلمانان
خدمتی دیگر برای کاربران سایت...تشکر از خانوم هما روستا بازیگر معروف سینما
ابزار پخش زنده رادیو و تلویزیون های اینترنتی ایران 15 كیلوبایت!!!
ترفند جدید: پخش بوق اشغال برای مخاطبین سونی اریكسون
آموزش زبان انگلیسی...اگه میخوای انگلیسی یاد بگیری بیا اینجا رایگان رایگان
معرفی نرم افزار سافتستان توسط سایت آمریكایی...افتخاری دیگر برای سافتستان
پولدار شدن واقعی...صد در صد تضمینی و مطمئن کلیک کن دیگه...میلیونر شوید
انتقاد از كانال هامون سیستان و بلوچستان...بسیار مهم
ده میلیون ایمیل تبلیغاتی مخصوص وب مستر ها و فروشندگان و...
Softestan Farsi Game یه بازی ماشینی تقدیم به ایرانی های عزیز از طرف سافتستان
Softestan Portable Collection هدیه سافتستان به تمام کاربران اینترنت
علوم غریبه-متافیزیک-ارواح-ماوراطبیعه-جن
آتش سوزی بزرگ در زیباشهر زاهدان داغ داغ داغ
ترسناک ترین مستند جهان احضار روح و جن
مستند تکان دهنده فقر و فحشا
هم اکنون نیازمند یاری سبزتان هستیم...حامی سایت شوید
طالع بینی مصری...طالع بینی و تحلیل شخصیت بر اساس ماه تولد و دهه
سال ۱۳۸۷ بر تمام شما خوبان مبارک باد
سافتستان در پیام نمای شبکه سوم سیمای جمهوری اسلامی ایران!!!
اسکریپت های زیبا
برای شفای همه بیماران دعا كنیم
سافتستان دو ساله شد!!!
یاسین قاسمی مدیریت سافتستان دانشجو میشود!!! رشته مهندسی کشاورزی
طعم واقعی تجارت الکترونیکی با عضویت رایگان در این سایت
جواب سوالات سایت بزرگ تبیان فقط در این قسمت
آموزش فتوشاپ از مقدماتی تا پیشرفته
دیدن شماره تلفن اشخاص هنگام چت کردن...جدید
عضویت در لاوستان مساوی است با برنده شدن یک جایزه نفیس
مطالب سایت سافتستان در روزنامه ابرار اقتصادی
لیست ده هزار ایمیل ایرانی فقط با ۵۰۰ تومان هات هات هات
زیرنویس فارسی سریال محبوب جواهری در قصر بصورت کاملا رایگان
Links Archive


مطالب گذشته سایت

كتاب رازهای جنسی و زناشویی منتشر شد !
دلبر
تصاویر سحر قریشی در کنار برادرش سپهر قریشی!
سرنوشت اسرارآمیز ۴ دختر بچه ناپدید شده + عکس
هجوم اسرائیلی‌ها برای دیدن جدایی نادر از سیمین + عکس
طنز/سرنوشت كارتونهایی كه دیدیم چی شد؟
یک داستان کوتاه خنده دار اما غمناک
جدایی نادر از سیمین در اسکار تاریخ ساز شد + عکس
4 عکس جدید و متفاوت از الناز شاکردوست
سال ۱۳۹۱ سال نهنگ است +طالع بینی
شباهت دختر بی ادب روسی به پاریس هیلتون! + عکس
عكس/ یک خیابان عجیب در آبادان
چگونه یک تاجر موفق باشیم؟
10 موبایل جالبی که به‌ زودی‌ در بازارخواهید دید! + عکس
تیم ملی بازی باخته را به تساوی کشاند
عکس / اشکان دژاگه و همسرش
صحنه ای که باید از فیلم 'بوسیدن روی ماه' سانسور شود + عکس
آرزو دارید دندانهایتان مثل هالیودی ها سفید، زیبا و درخشان باشد؟
شان استون: آنجلینا جولی زن قدرتمندی است! + تصاویر
مشایی هم تأیید صلاحیت شد
فروشگاه اینترنتی دلبر افتتاح شد
جنجال تازه همسر سارکوزی + عکس
مرگ خواننده هالیوودی جنجالی شد + عکس
گزارشی تکان دهنده از تجاوز به زنان!
اجبار سربازان آمریكایی به نوشیدن خون و دل و روده + عکس
عکس های جدید از نیکول کیدمن در کنار دخترانش
عکس / دار زدن یکی از اشرار در سال 1290
عکس‌ های فرزاد حسنی در برنامه عمو پورنگ
تاثیر پرخاشگری شوهران برروی زنان!
چاق ترین زن در کل تاریخ جهان؛ ۷۲۷ کیلوگرم + عکس


Copyright © 2005-2013 by Yasin Ghasemi. All rights reserved