تبلیغات

Auto Forwarding .......

Softestan Download Center | دانلود نرم افزارهای جدید Softestan Download Center | دانلود نرم افزارهای جدید - مطالب متافیزیك
Home
منوی کاربری


این سایت را به صفحات مورد علاقه تان اضافه کنید!     با ما تماس بگیرید!    Print This Page    Save This Page    این سایت را صفحه خانگی خودتان کنید!

 پیغام مدیر : مرا کسی نساخت، خدا ساخت، نه آنچنان که کسی می خواست که من کسی نداشتم. کسم خدا بود، کس بی کسان. در باغ بی برگی زادم و در ثروت فقر غنی گشتم و از چشمه ایمان سیراب شدم و در هوای دوست داشتن دم زدم و در آرزوی آزادی سر برداشتم و در بالای غرور قد کشیدم و از دانش طعامم دادند و از شعر شرابم نوشاندند و از مهر نوازشم کردند تا : حقیقت دینم شد و راه رفتنم و خیر حیاتم شد و کار ماندنم و زیبایی عشقم شد و بهانه زیستنم!
خداوندا : برای همسایه كه نان مرا ربود، نان !! برای عزیزانی كه قلب مرا شكستند، مهربانی !! برای كسانی كه روح مرا آزردند بخشش !! و برای خویشتن خویش ، آگاهی و عشق می طلبم...


زبان های دیگر سایت
ترجمه به زبان انگلیسی ترجمه به زبان عربی ترجمه به زبان آلبانیایی ترجمه به زبان بلغاری ترجمه به زبان کاتالان ترجمه به زبان چینی
ترجمه به زبان چکی ترجمه به زبان دانمارکی ترجمه به زبان هلندی ترجمه به زبان استونیایی ترجمه به زبان فیلیپینی ترجمه به زبان فنلاندی
ترجمه به زبان آلمانی ترجمه به زبان یونانی ترجمه به زبان هندی ترجمه به زبان مجاری ترجمه به زبان اندونزیایی ترجمه به زبان ایتالیایی
ترجمه به زبان ژاپنی ترجمه به زبان کره‏ای ترجمه به زبان لاتویایی ترجمه به زبان لیتوانیایی ترجمه به زبان مالتی ترجمه به زبان لهستانی
ترجمه به زبان پرتغالی ترجمه به زبان رومانیایی ترجمه به زبان روسی ترجمه به زبان صربستانی ترجمه به زبان اسلواکیایی ترجمه به زبان اسلووِنیایی
ترجمه به زبان اسپانیایی ترجمه به زبان سوئدی ترجمه به زبان تایلندی ترجمه به زبان ترکی ترجمه به زبان اوکراینی ترجمه به زبان ویتنامی


  از این پس شما می‏توانید وب سایت سافتستان را علاوه بر زبان شیرین فارسی، با 36 زبان دیگر دنیا مشاهده کنید


طالع بینی سایت

آدرسهای ورود

بازی آنلاین


عاشقانه


تبلیغات


نمایش مطالب در سایت شما

رادیو سافتستان



ساز شكسته


سینمای سایت


جستجو


Custom Search


تبلیغات


دست نوشته


خدایا کفر نمی‌گویم، پریشانم، چه می‌خواهی‌ تو از جانم؟! مرا بی ‌آنکه خود خواهم اسیر زندگی ‌کردی. خداوندا! اگر روزی ‌ز عرش خود به زیر آیی لباس فقر پوشی غرورت را برای ‌تکه نانی ‌به زیر پای‌ نامردان بیاندازی‌ و شب آهسته و خسته تهی‌ دست و زبان بسته به سوی ‌خانه باز آیی زمین و آسمان را کفر می‌گویی نمی‌گویی؟! خداوندا! اگر در روز گرما خیز تابستان تنت بر سایه‌ی ‌دیوار بگشایی لبت بر کاسه‌ی‌ مسی‌ قیر اندود بگذاری و قدری آن طرف‌تر عمارت‌های ‌مرمرین بینی‌ و اعصابت برای‌ سکه‌ای‌ این‌سو و آن‌سو در روان باشد زمین و آسمان را کفر می‌گویی نمی‌گویی؟! خداوندا! اگر روزی‌ بشر گردی‌ ز حال بندگانت با خبر گردی‌ پشیمان می‌شوی‌ از قصه خلقت، از این بودن، از این بدعت. خداوندا تو مسئولی. خداوندا تو می‌دانی‌ که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است، چه رنجی ‌می‌کشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است…


صفحات سایت


  1  2  3  4  5  6  7  ...  

لینک به ما / لوگوی دوستان

لینک به ما



لوگوی دوستان




برای تبادل لوگو ابتدا لوگوی سافتستان را در سایت خود قرار داده سپس به مدیر سایت ایمیل بزنید و یا در قسمت نظرات اعلام كنید


آمار سایت


امروز :
كل مطالب :
كل بازدید ها :
تاسیس سایت : 18/06/84
بیشترین آنلاین : 207
Page Ranking Tool





تبلیغات



پیام های بازرگانی

 خودآگاهی و خود پنداره چیست؟ | متافیزیك ,

خودآگاهی و خود پنداره چیست؟

خودآگاهی و خود پنداره چیست؟چگونگی رفتار ما ریشه در نگاهمان نسبت به خودمان دارد. شخص معلول هم از این قاعده مستثنا نیست. اگر نگاهی که اجتماع و خانواده به او دارند متمرکز بر ناتوانایی هایش باشد، تصویر او نیز از خود منفی خواهد بود.
اما باید براین نکته تاکید کرد که چنین تصویری می تواند با افزایش سطح خودآگاهی فرد نسبت به توانایی هایش، به تصویری مثبت و کارآمد تبدیل شود و درپی آن رضایت و لذت او - با وجود تفاوت جسمی با دیگران - افزایش یابد.
نگاه کن ببین من چه کار کردم...
من این کارها را خوب بلدم...
آیا به درد دانشگاه رفتن می خورم؟
آیا پدر و مادر خوبی هستم؟
آیا از این کار لذت خواهم برد؟
ما به طور مداوم و پیوسته در معرض پرسش هایی در مورد خودمان هستیم. هنگامی هم که نسبت به طرح این سوالات ناآگاهیم، باز هم با طرح چنین پرسشهایی از خود، کارهای مختلف را امتحان و از بعضی کارها اجتناب می کنیم. به عبارتی، پاسخ ما به این پرسشها، به سوالی بزرگتر و کلی تر باز می گردد، "من کیستم؟".
پاسخ به این سوال روشن می کند که انسان می تواند درباره خود، توانایی ها و ویژگی هایش به دانش و آگاهی دست یابد و نسبت به خویشتن به عنوان وجودی متمایز از دیگری و فاعل عمل، شناخت دارد.
گرچه هر یک از ما پاسخ های متفاوتی به این سوال می دهیم، اما، پاسخ به سوال "من کیستم؟" محور بسیاری از رفتارها و احساسات ماست. به عنوان مثال، اگر من خود را کسی بدانم که علاقه ای به درس ندارد، شکست در کنکور، اهمیتی برایم نخواهد داشت اما اگر خود را فرد با استعداد و علاقمند به درس بدانم، شکست در کنکور احساس ناکامی و ناراحتی را در من ایجاد خواهد کرد.
به تعبیر روانشناسانه، توانایی فرد در شناخت خود و آگاهی از خود به عنوان موجودی متمایز را "خودآگاهی" و پاسخ به سوال "من کیستم؟"، همان چیزی است که خودپنداره نامیده می شود. هر چه پاسخ افراد به سوال "من کیستم؟" دقیق تر باشد، فرد از توانایی خودآگاهی بیشتری برخوردار خواهد بود.
چگونگی برداشتی که ما از خود داریم، نقشی مهم و زیربنایی در احساس رضایت از زندگی دارد. بنابراین، تقویت توانایی خودآگاهی و به تبع آن داشتن "خود پنداره"ای دقیق، می تواند فرد را در جهت مقابله با مشکلات و حل آنها یاری دهد.
● خودآگاهی
خودآگاهی دانش و ادراکی است که فرد از خود دارد. به عبارتی، خودآگاهی شامل شناخت ما از خودمان است و توانایی داشتن خودآگاهی و افزایش آن به معنای آنست که فرد تصویری روشن از ویژگیها، ارزشها، نگرشها، علائق و نیازهایش داشته باشد.
خودآگاهی پیشنیاز دیگر مهارتهای زندگی است زیرا افراد برخوردار از کارکرد سالم، دید دقیقی از خود دارند. اگرچه گاه دشوار است، ما آنچه را که واقعا هستیم ببینیم و باز هم نسبت به آن صبور و شکیبا باشیم.
● خودآگاهی عمومی- خصوصی
افرادی که خودآگاهی عمومی دارند، از دیدگاه دیگران نسبت به خودشان آگاه هستند و افرادی که خودآگاهی خصوصی دارند، از احساسات درونی خود آگاه هستند و می توانند خود را به خوبی تحلیل کنند.
افرادی که خودآگاهی عمومی بالاتری دارند، بیشتر نگران استقلال و هویت خود هستند و به احتمال بیشتری خود را با معیارهای بیرونی هماهنگ می کنند.
افرادی که خودآگاهی خصوصی بالاتری دارند، خود پنداره دقیق تر و مفصل بندی شده تری دارند و بیشتر بر اهداف و استانداردهای درونی متمرکز هستند.
● خودپنداره
خودپنداره، تصویری است که ما از خود داریم. ما نظریه هایی درباره جهان می سازیم که به ما کمک می کنند با موقعیت هایی که روبه رو می شویم، کنار بیاییم. مهمتر از آن، ما به خلق نظریه هایی درباره خودمان نیز دست می زنیم. این نظریه ها را نظریه خویشتن می نامیم و در اینجا آن را معادل خودپنداره فرض می کنیم.
چند دیدگاه در مورد چگونگی شکل گیری خودپنداره وجود دارد:
۱) دیدگاه اجتماعی:
در این دیدگاه خود محصولی اجتماعی است. گروهی از روانشناسان اجتماعی که خود را "تعامل گران نمادین" می نامند، معتقدند که افراد براساس اینکه دیگران درمورد آنها چه نظری دارند یا با آنها چگونه رفتار می کنند، درمورد خود اظهارنظر می کنند. هر فرد آگاهی می یابد که حوزه ای در ادراک دیگری است و با درونی سازی آن بر خود نیز به عنوان موضوعی در حوزه ادراکی خویشتن آگاه می شود. به عنوان مثال، اگر دیگران به من بگویند که فردی باهوش و بالیاقت هستم، من خود را فردی باهوش خواهم دانست و اگر اطرافیان مرا فردی کند ذهن و ناتوان بدانند، من نیز خود را ناتوان می پندارم.
در این دیدگاه، آنچه اهمیت دارد نظر دیگران درمورد ماست. محیط بیرونی، ساختار کلان اجتماعی، همانندسازی، تعاملات بین فردی و ایفای نقش از عوامل اصلی شکل دهنده خود هستند. شاید بتوان با اغماض چنین گفت که دراین دیدگاه، تصویری که دیگران از ما دارند، همان خودپنداره ماست.
"ما گرایش داریم خود را چنان ببینیم که دیگران ما را می بینند."
۲) دیدگاه شناختی:
در این دیدگاه، چنین مطرح می شود که در ارزشیابی هایی که دیگران در مورد ما دارند، انتخابها و تفسیرهای ما نیز نقش دارند. به عبارتی، هر تصویر بیرونی از خلال صافی درون می گذرد.
در این دیدگاه خودپنداره، تفسیری است که ما از خودمان داریم. آنچه در این دیدگاه محور اصلی شکل گیری خودپنداره است، خود به عنوان یک ساختار شناختی است. در واقع، برخلاف دیدگاه اجتماعی که خودپنداره هر فردی فقط و فقط حاصل تصاویر و تعبیرهای دیگران از او بود، در اینجا، این خود فرد است که با بازسازی و تفسیر تصاویر دیگران، خودپنداره اش را شکل می دهد.
۳) دیدگاه شناختی-اجتماعی:
همانطور که از نام این دیدگاه برمی آید، ترکیبی از نظریات شناختی و اجتماعی است. در این دیدگاه، خود، حاصل تفسیری است که فرد از تصاویر دیگران از خودش دارد. به عبارتی، علاوه بر آنکه دیدگاه دیگران در مورد ما اهمیت دارد، تفاسیری که ما نیز از دیدگاه ایشان داریم حائز اهمیت است.
در اینجا، خودپنداره نه محصول فرد به تنهایی و نه محصولی اجتماعی است، که ترکیبی از هر دو می باشد.
دیدگاه ما در اینجا، دیدگاه شناختی-اجتماعی است.
● اهمیت و کاربرد خودپنداره:
تصور کنید که پاسخ به سوال "من کیستم؟" را نمی دانید، آنگاه برای تصمیم گیری هیچ اصل و مبنایی ندارید. بنا به اعتقاد بسیاری از روانشناسان، میزان شناختی که ما از خودمان داریم و نیز نحوه نگریستن ما به خودمان، مبنای بسیاری از تصمیم ها و رفتارهای ماست. به عنوان مثال، اگر کنسرتی در سالن بزرگ شهر در حال اجرا باشد، ما براساس شناختی که از خودمان داریم، درباره نرفتن یا رفتن به آن کنسرت تصمیم می گیریم. از این رو، خودپنداره می تواند نقش یک راهنما و نقشه را برای ما بازی کند. به همین دلیل دقت، صحت و واقع بینی آن از اهمیت بسیاری برخوردار است. دقت خودپنداره به ما کمک می کند تا نسبت به اشتباهات خود واقع بین باشیم. مسوولیت رفتارهایمان را بپذیریم و بی آنکه بین مسوولیت پذیری و سرزنش خود در حال نوسان باشیم، عملکرد خود را دقیقا ارزیابی کنیم. در مجموع، خودپنداره دقیق به ما کمک می کند تا عملکرد بهتری داشته باشیم.
برای ترسیم خودپنداره دقیق می توانیم آن را در چهار سطح زیستی، روانی، اجتماعی و فرهنگی بررسی کنیم.
ـ سطح زیستی:
تصویری است که از جسم خود داریم. قد، وزن، رنگ مو و... تمام ویژگیهای فیزیکی و جسمانی ما در این حوزه قرار می گیرند.
ـ سطح روانی:
شامل ویژگیهای روحی و حالات روانی ما هستند. خوشحالی، لجاجت، پشتکار و... دیگر صفاتی که شخصیت ما را شکل می دهند، در این بخش جای می گیرند.
ـ سطح اجتماعی:
نقش های متفاوتی که ما در اجتماع بازی می کنیم مثل دانشجو بودن، فرزند خانواده بودن، معلم بودن، همسایه بودن و... در این حوزه قرار می گیرند. بدیهی است که به ازای هر نقش، رفتار متفاوتی داریم و کسانی در ارتباطات موفق هستند که بتوانند از عهده نقشهای متفاوت برآیند و برای هر نقش رفتار ویژه آن را تعریف کنند.
ـ سطح فرهنگی:
خودپنداره فرد در سطح فرهنگی پاسخی است که به سوال "چرا زنده ای؟" یا "هدف از زندگی چیست؟" می دهد.
برای ترسیم خودپنداره ای دقیق، بهتر است که به جای استفاده از صفتهای مثبت و منفی، از عبارات توصیفی و رفتاری استفاده کنیم. به عنوان مثال، به جای آنکه بگوییم "قد من کوتاه است." بگوییم، "قد من ۱۶۰ سانتیمتر است." یا در سطح روانی، به جای آنکه بگوییم "من پرخاشگرم"، از عبارت "من وسایل خانه را می شکنم" استفاده کنیم.
● ویژگی های خودپنداره کارآمد
خودپنداره ای از کارکرد لازم و مفید برخوردار خواهد بود که:
۱) داده های حاصل از تجربه را کسب کند و به عبارتی، منطبق بر واقعیت باشد. مثلا اگر ما تصور کنیم که دانشجوی خوبی هستیم اما در بسیاری از امتحانات موفق نبوده ایم، به معنای آنست که خودپنداره ما مبتنی بر واقعیت نیست و شاید ما در حال خودفریبی باشیم. علاوه بر این، بهتر است که به جای کلی گویی، از ویژگی های اختصاصی خود آگاه باشیم. مثلا به جای آنکه بگوییم: "من فردی فرهنگ دوست هستم." یا "من از فعالیتهای فرهنگی خوشم می آید." بگوییم: "من از نمایشنامه نویسی خوشم می آید."
۲) تعادل لذت - درد را به حداکثر خود برساند. اگر فردی تصور کند که می تواند مشکلات زناشویی اش را به تنهایی حل کند اما هر روز دعوا داشته باشند، خودپنداره اش از کارکرد ضعیفی برخوردار خواهد بود. زیرا برخلاف تصویری که از خود دارد، در واقعیت به جای آنکه از روابط زناشویی اش لذت ببرد، در آن رنج می کشد. مثالی دیگر، اگر فرد تصور کند از سینما رفتن لذت می برد، و بعد لحظات خوبی را در سینما تجربه کند، چنین فردی از خودپنداره ای کارآمد برخوردار خواهد بود. درواقع منظور این است که فعالیت هایی را که از آن لذت می بریم یا باعث رنجش و ناراحتی مان می شود، بشناسیم و به این ترتیب، به گونه ای رفتار خواهیم کرد که با خودمان در تضاد نخواهیم بود.
۳) عزت نفس ما را به سطح بهینه برساند. این نظریه باید تا حد امکان به ما احساس خوب بودن ارزانی کند. اگر خودپنداره ما فقط شامل صفات منفی ما باشد، در این حالت عزت نفس پایینی را تجربه خواهیم کرد. از این رو، خودپنداره ای کارآمد خواهد بود که ترکیبی از صفات خوب و بد باشد.
اگر این سه ویژگی همزمان حضور داشته باشند، خودپنداره فرد از کارایی لازم برخوردار خواهد بود. اما اگر فردی، به عنوان مثال، تصور کند که مدیر خوبی است (در ظاهر چنین تصوری احساس خوب بودن به ما می دهد) اما، پروژه هایش طبق برنامه اجرا نشود و همکارانش از او ناراضی باشند، خودپنداره چنین فردی فاقد ویژگی نخست - جذب داده های ناشی از تجربه - است. همین طور تعادل لذت - درد نیز برقرار نیست.
به خاطر داشته باشیم که خودپنداره، نه خوب است و نه بد. تصویری که ما از خود داریم، به خودی خود بار ارزشی ندارد. این ما هستیم که آن را ارزشگذاری می کنیم. به واسطه ارزشی که به آن می دهیم، احساس ارزشمندی یا بی ارزشی می کنیم.
نوشته شده توسط یاسین قاسمی در 1390/04/30 و ساعت 00:07
ویرایش شده در - و ساعت -
لینک ثابت | نظرات

 حیله های شیطان | متافیزیك ,

حیله های شیطان

حیله های شیطانبراستی که انسان برای راهیابی به سعادت و نجات از شقاوت ابدی راهی سخت در پیش رو دارد. اما دشمن انسان تنها ابلیس و فرزندان او نیست بلکه خواطر نفسانی فیزیکی دیگر از اعداء وجود بشرند.
با این تفاوت که نفس تنها از یک راه وارد می شود و شیطان از راههای مختلف بر انسان غلبه می کند. از یک راه نشد از راه دیگر.
هوای نفسانی بعد از گناهی که انسان مرتکب می شود به وجود می آید. عادت به گناه می کند نفس لوامه تضعیف می شود و وسوسه های شیطانی قبل از گناه وارد شده و معمولا شروع کننده گناه شیطان است.
شیطان کارش را گاهی به صورت تدریجی شروع می کند و اگر از ابتداء جلو پیشروی او گرفته نشود به گامهای بعدی می رسد.
باید این را همیشه به یاد داشت که او قسم یاد کرد که انسان را اغوا کند همه نوع بشر را جز مخلصین که شیطان بر آنان تسلطی ندارد. چنانچه پیامبر فرمودند: من شیطانم را مسلم و مطیع و منقاد خود کرده ام.
و یا حضرت سلیمان شیاطین را در قصر به کارهای سخت مثل نظافت- غواصی- بنایی و غیره واداشت.
● نام های شیطان و فرزندان او :
به طور کلی می توان شش نام برای شیطان گفت:
ـ اول: شیطان
ـ دوم: ابلیس
- سوم :حارث یا حرث
- چهارم: خناس
- پنجم: ابامره
- ششم: عزازیل (این نام قبل از طرد شدن و رانده شدن از درگاه احدیت جل و علا متعلق به او بوده است.)
فرزندان شیطان که هر یک نامی دارند و هر یک گروه های خود را برای گمراهی نوع بشر هدایت و راهنمایی می کنند به ترتیب زیر هستند.
ـ زوال- برای شرکت در نکاح و آمیزش حرام
- قفندر: هر کس چهل روز در خانه اش طنبور نوازد و غیرت را از آن خانه ببرد.
- رها: مانع بیدار شدن برای نماز شب
- متکون: به صورتهای مختلف ظاهر می شود برای فریب انسانها
- مذهب: به هر شکلی در می آید جز پیامبران و امامان علیهم السلام
- ولهان: وسواس هنگام وضو برمی انگیزد
- اعوذ: صاحب زنا
- مبسوط: صاحب دروغ
- خناس: وعده می دهد و آرزومند می کند و استغفار را از یاد می برد.
و خودابلیس که اعمال زشت انسان را در نظرش زیبا جلوه می دهد.
● اندرزهای شیطان :
در روایات آمده که شیطان تا زمان حضرت یحیی بن زکریا علیهم السلام بر پیامبران وارد می شده و با آنان سخن می گفته است و بعد از آن نیامد.
بعد از طوفان نوح و نفرین حضرت نوح علی نبینا و آله و علیه السلام که درخواست کرد هیچ دیاری از ستمگران در روی زمین باقی نماند، شیطان به نزد نوح آمد گفت نوح تو حقی به گردن من داری که در ازای آن حق ترا نصیحتی می کنم، نوح فرمود به خدا پناه می برم که حقی بر تو داشته باشم. شیطان گفت، برای مدتی که این مومنین فرزندانی بیاورند من به استراحت می پردازم.زیرا آنان مخلصین هستند و اکنون همه کفار هم از دنیا رفته اند. نوح فرمود نصیحتت چیست؟
شیطان گفت: مرا در سه جا یاد کن و بدان در این سه جا من حتما حضور دارم.
۱) هنگامی که مرد بیگانه ای با زنی بیگانه با هم خلوت کرده اند من سومین آنها هستم.
۲) هنگام خشم
۳) به هنگام قضاوت
حضرت موسی علی نبینا و آله و علیه السلام به شیطان فرمود :
مرا آگاه کن از گناهی که چون آدمیزاد مرتکب شود بر او مسلط شوی
شیطان گفت: هنگامی که او از خودش خوشش بیاید و عملش را زیاد شمارد و گناهش در نظرش کوچک افتد.
در داستانهایی که در مورد اغوای شیطان و یاران او آمده است می بینیم که شیطان به هیچ عنوان از هلاکت انسان دست نمی کشد و خیلی مواقع بزرگان عابدی مانند برصیصای عابد که از راه شهوت و زن او را گمراه کرد. قارون عابد بنی اسرائیل که او را از راه توجه به دنیا و جمع مال گمراه نمود و سامری که از راه شهرت و توجه مردم به خود، به ضلالت کشاند، و یا عابد بنی اسراییل از راه توبه و تقرب بیشتر به حق تعالی او را از راه حق منحرف کرد همه نمایانگر این مطلب است که همیشه شیطانها راههایی را انتخاب می کنند که ضعف انسان در آن است.
● کارهای شیطان :
- وسوسه: فوسوس الیه الشیطان قال یا آدم هل ادلک علی شجره الخلد (طه ۱۲۰) بعد از اخراج حضرت آدم از باغ بهشت خداوند از او سؤال می کند چرا گول شیطان را خوردی آدم عرض می کند چون او قسم به خدا یاد کرد گمان نمی کردم کسی به خدا قسم یاد کند و دروغ بگوید.
- زینت دادن گناه: لازینن لهم فی الارض و لاغوینهم اجمعین (حجر ۳۹)
- دزدی ایمان و خراب کردن عمل- نزغ و فسادانگیزی
- وعده دادن به انسان: «ما کان لی علیکم من سلطان الا ان دعوتکم فاستجبتم لی» (ابراهیم-۲۲)
- مشارکت در اموال و اولاد: «و مشارکهم فی الاموال و الاولاد» (اسراء ۶۵)
- نجوای شیطان که حواس انسان را به سوی خود جلب می کند «انما النجوی من الشیطان لیحزن الذین آمنوا (مجادله-۱۰)
- امر به فحشاء و منکر: دشمنی بین مردم با قمار و شراب- هجوم در وقت احتضار
● دام های شیطان :
شهوات نفسانی- لذات دنیوی- عبادت، هواپرستی- زنان (جنسیت و جذابیت های زن ؛ نه خود وجود زن)- دام برای قضا کردن نماز- لذیذ نشان دادن خواب تا نماز فوت شود- تفرقه
● گامهای شیطان :
گام اول) معاشرت و دوستی با آلودگان
گام دوم) شرکت در مجالس آنان
گام سوم) فکر گناه
گام چهارم) ارتکاب مصادیق مشکوک و شبهات
گام پنجم) انجام گناهان کوچک
گام ششم) مراحل ارتکاب کبائر و...
می بینیم که شیطان گام به گام و مرحله به مرحله پیش می آید تا جایی که به قول حضرت امام محمد باقر علیه السلام هیچ نقطه سفیدی در لوح دل انسان باقی نماند.
● راههای مبارزه :
- نماز و صبر: ای کسانی که ایمان دارید به وسیله صبر و نماز کمک بجویید.
- توبه : مگر کسی که توبه کند و ایمان آورد و عمل صالح به جای آورد پس خدا بدیهای آنان را به نیکی تبدیل کند که خداوند آمرزنده مهربان است. (فرقان/ ۷)
- انجام عمل نیک : بدرستی که نیکی ها بدیها را از بین می برد.
- ذکر و یاد خدا «فاذکروانی اذکرکم واشکروالی ولاتکفرون»
- توسلات: که چه کسی می تواند دستگیر انسان شود جز همان هایی که خداوند برای هدایت بشر و مبارزه با شیطان برایمان فرستاده آن گروه مخلص که شیاطین وجودشان را به تسخیر خود درآورده اند.
- تفکر و تعقل: گروه هایی که به دام شیطان افتاده اند همگی کسانی بودند که از قوای ادراکی خویش و عقل خداداد خود استفاده نکرده اند. «لهم آذان لایسمعون بها و لهم اعین لایبصرون بها و لهم قلوب لایفقهون بها»
در آخر از خدای می خواهیم که ما را از شر هواهای نفسانی و نواجس شیطانی در پناه خود ایمن دارد و دست ما را از توسل به ریسمان محکم ولایت، محبت اهل بیت جدا نکند و همواره ما را به یاد خود و با عنایت حضرتش از زمره ابرار و نیکان قرار داده، عاقبت ما را نیکو گرداند و در گروه صالحان و محبان حضرات معصومین علیهم السلام محشور گرداند.
نوشته شده توسط یاسین قاسمی در 1390/04/29 و ساعت 00:07
ویرایش شده در - و ساعت -
لینک ثابت | نظرات

 حورالعین پاداش اهل تقوا | متافیزیك ,

حورالعین پاداش اهل تقوا

حورالعین پاداش اهل تقوادر مقالأ حاضر نویسنده با ارائه تعریفی جامع از حورالعین، به ویژگیها و اوصاف آنها از طریق آیات قرآن کریم می پردازد و راه رسیدن به آنها را بیان می کند که با هم آن را از نظر می گذرانیم.
● انسان، در جستجوی آرامش
انسان آرزوهای بلندی دارد. هر مرد و زنی می کوشد تا آرامش خویش را در کنار جنس مخالف که از آن به همسر یاد می شود جست وجو کند. از نظر قرآن آرامشی خاص را می توان در کنار همسر جست. از این رو فلسفه و علت اصلی آفرینش زوج را دست یابی هر یک به آرامش دانسته است. آیاتی چند این مفهوم را بیان کرده و به تحلیل و تبیین مسئله پرداخته است که از آن جمله می توان به آیه ۱۲ سوره روم اشاره کرد.
از نظر روان شناسی نیز اثبات شده که انسان پس از انگیزه تأمین امنیت غذایی و جانی به سوی ابزارهایی جهت پاسخ گویی به نیازهای عاطفی و احساسی خویش روی می آورد.
به هر حال گرایش انسان به زوج و همسر برای تأمین نیازهای روحی و عاطفی خویش و پاسخ گویی به مهم ترین رکن زندگی یعنی آرامش است.
بر این اساس نخستین دغدغه و پرسش وی آن است که جهان آخرت چه وضعیتی دارد و از چه موقعیتی برخوردار خواهد شد؟ آیا غذا و آسایش وی تأمین می شود؟ و آیا به نیازهای عاطفی و آرامشی او پاسخی در خور داده خواهد شد؟
از آن جایی که قرآن به نیازهای فطری و غریزی انسان به طور کامل توجه داشته و پاسخ می دهد، آیات بسیاری را به این امر اختصاص داده است، بطوری که بخشی از آیات مربوط به رستاخیز و بهشت به مسئله آسایش و برخی دیگر به آرامش انسان توجه داشته و به کیفیت و چگونگی غذاها و خانه ها و پوشاک ها و نیز مردان و زنانی که از آن ها بهره های جنسی و عاطفی می برند پرداخته است.
● سیه چشمان بهشتی
یکی از مهم ترین نعمت های بهشتی در رستاخیز انسان، زنان و مردانی است که از آن ها به حورالعین تعبیر می شود. از آن جایی که پرسش اصلی از سوی مردان انجام می شود و زنان در هاله ای از حیا و عفت به مسئله می نگرند، پاسخ، ظاهراً به مردان داده می شود و این گونه گمان می شود که مراد از حورالعین و سیه چشمان، تنها زنان بهشتی است. در حالی که به نظر می رسد حورالعین یعنی سیه چشم اشاره به وصف غالب مردان و زنانی دارد که در اختیار مؤمنان و بهشتی ها قرار می گیرند. عده ای، از مردان جوان بهشتی به غلمان یاد می کنند که در ادبیات عربی به معنای، جوانان رشید و رعنا است. چنان که مراد از کواعب اتراب، دخترانی هستند که در سن میان چهارده تا هیجده سالگی قرار دارند.
در کتب لغت عربی حور جمع حور به فتح واو به کسی گفته می شود که از شدت سفیدی اطراف چشم سیاهی میان چشم خود را به شکلی بسیار زیبا نشان می دهد. (ترتیب العین ج۱ ص۱۴۴)
برخی دیگر حور را به معنای پدیدار شدن اندکی از سفیدی چشم از میان سیاهی دانسته اند. (مفردات راغب اصفهانی ص۲۶۲)
شیخ طبرسی مفسر گرانقدر شیعی در کتاب مجمع البیان بر این باور است که حورالعین زنانی سفید چهره اند (مجمع البیان ج۹ و ۰۱ ص۴۰۱) از نظر وی این لفظ اختصاص به زنان بهشتی دارد و شامل مردان بهشتی نمی شود. وی در ادامه تأکید می کند که اصولا عین در زبان عربی دارای معانی چندی می باشد که یکی از آن ها زنانی هستند که فراخ چشم می باشند.
بر این اساس حورالعین یعنی زنانی که دارای چشمانی درشت و گشاده همانند آهوی مستان می باشند. و آدمی را به سوی خویش می کشانند. این چشمان درشت و گشاده دورش را حلقه ای بسیار روشن از سفیدی فراگرفته است و جاذبه بسیاری دارد و آدمی را محو خویش می سازد. از این رو شخص، پیش از دیدن بخش های دیگر بدن وی، محو چشم هایش می شود. لذا این زنان بهشتی و زیبا را به چشم ایشان نام گذاری کرده اند که بر همه بخش های دیگرشان غلبه و چیرگی دارد.
اوصاف حورالعین در قرآن
خداوند در آیات ۰۷ و ۳۷ سوره الرحمن حوریان را نیک سیرت و زیبا صورت می نامد که از نعمت های خاص بهشتی ها بشمار می روند.
این زنان بهشتی که هرگز عادت ماهانه نمی شوند زنانی هستند که به متقین داده می شوند. (دخان آیه ۱۵ تا ۴۵ و طور آیه ۷۱ تا ۰۲)
برخی از آیات در توصیف زیبایی های حورالعین می فرماید که آنان در سفیدی و درخشندگی هم چون تخم شترمرغ زیر پر می باشند. (صافات آیات ۸۴ و ۹۴ و نیز مجمع البیان ج ۷ و ۸ ص ۲۹۶)
آنان در صفا و طراوت و شادابی همانند مروارید نهفته در صدف هستند (واقعه آیات ۲۲ و ۳۲) و در جذابیت و زیبایی چون یاقوت و مرجان می باشند. (الرحمن آیه ۶۵ و ۸۵)
این ساکنان بهشتی و همسران متقین از مرد و زن، اختصاصی به انسان ها نداشته و بلکه جنیان مؤمن و متقی نیز از آنان بهره مند می شوند. (الرحمان آیات ۶۵ و ۷۵ و نیز ۲۷ و ۴۷) بنابراین از نظر ساختار به گونه ای هستند که هر دو نوع انس و جن می توانند از آن ها بهره برند.
این استعداد و توانایی در حوریان خود بیانگر آن است که ساختار وجودی آنان به گونه ای است که می توانند به شکل مرد و یا زن و یا مطابق گرایش و سلیقه انسان و یا جن تغییر ماهیت و شکل دهند. این گونه است که زنان بهشتی دارای قابلیت های تغییرپذیری هستند به گونه ای که همگان از مرد و زن و یا انسان و جنیان را راضی و خشنود می سازند.
در حقیقت تنوع و تغییر آنان همانند میوه های بهشتی است که قابلیت های چندگانه با مزه های گوناگون را دارا می باشند و هر کسی هر میوه ای را می تواند اراده کرده و طعم و مزه آن را به دلخواه تغییر دهد. چنین امکانی نیز نسبت به حورالعین ها وجود دارد. از این رو خداوند در آفرینش آنان بیان می دارد که می توان جلوه قدرت و عظمت خداوندی را در حورالعین ها یافت. (واقعه آیات ۴۳ تا ۶۳)
براین اساس سخن گفتن از زنان بهشتی شاید بیهوده باشد و به جای آن می بایست همانند قرآن از واژه حورالعین استفاده کرد تا بی شکلی آنان را بیان داشت. به این معنا که آنان ماهیتی بی شکل دارند و مردان و زنان و نیز جن و انس می توانند آنها را به اراده و خواست خویش تغییر دهند.
درباره زنان حوری می توان گفت که ایشان زنانی غیر از همسران دنیایی افراد بهشتی هستند و آیات ۶۴تا ۴۷سوره الرحمن تصویری که از آنان ارائه می دهد به گونه ای است که آنان را نعمتی دیگر برای مردان بهشتی برمی شمارد.
● ویژگی های
حوریان بهشتی دارای اخلاق و سیرتی نیکو هستند (الرحمن آیات۰۷و ۲۷) و صورت زیبا و اخلاق نیک ایشان به گونه ای است که جن و انس از هم نشینی ایشان خسته نمی شوند (همان)
همه حوریان بهشتی دارای بدن های سفید و دلربایی هستند (صافات آیات ۸۴و ۹۴ و نیز دخان آیه۴۵و طور آیه۰۴ و واقعه آیه۲۲) با این همه حوری های بهشتی دارای دوشیزگی همیشگی هستند و این دوشیزگی هرگز زایل نمی شود. (الرحمن آیه۶۵ و نیز۲۷و ۴۷و واقعه آیات۴۳ تا ۶۳)
زنان حوری بهشتی، زنان پاک دامن و عفیف و با حیا هستند، از این رو همواره در خیام های خویش پنهان و مستور هستند و دیگران آنان را نمی بینند. (الرحمن آیه۶۵و ۲۷و ۴۷)
این زنان، نورس و نارپستان هستند و شماری از ایشان همسر یک مرد بهشتی می شوند. از این رو در آیه۱۱ «کواعب اترابا» از دختران نورسیده همسن و سال سخن گفته شده است. (نبا آیه۳۳)
چنان که گفته شد تمام زیبایی حوریان درچشمان افسون گر آنان است لذا خداوند ایشان را به زیبایی چشمانشان ستوده و نامگذاری کرده است. (صافات آیه۸۴ و ۹۴ و آیات دیگر)
خماری در چشمان ایشان به گونه ای است که مردان را به سوی خویش می کشاند و چون آهن ربا مجذوب خود می سازد و این در حالی است که از نگاه بیگانگان مصون هستند و تنها برای شوهران خویش عشوه و دلربایی می کنند. (الرحمن آیه۶۵) شیفته شوهران بودن و تنها دلبسته به آنان بودن از خصوصیات برجسته حوریان است که خداوند در آیه۶۵ سوره الرحمن و نیز ۴۳ تا ۷۳ سوره واقعه بدان اشاره می کند.
طنازی و عشوه گری کار ایشان است و دمی از این هنر دست برنمی دارند و چنان دلبری و دلربایی می کنند که شوهرانشان را دور خویش چون پروانه نگه می دارند و آرامش خاصی به آنان می بخشند. (واقعه آیه۴۳و ۷۳)
با همه عشوه گری و طنازی و جذابیت های جنسی، زنانی عفیف و چشم پاک هستند و هرگز به بیگانه توجه نکرده و بدان نگاه نمی کنند. (الرحمن آیه ۶۵و ۲۷ و ۴۷ و نیز واقعه آیه ۲۲و ۳۲)
در کام دهی به همسرانشان یگانه دهر و یکتای عشق بازی هستند و در این میان گوی سبقت را از همه رقیبان عالم ربوده اند، از این رو همسران خود را به خیام خویش می کشند و کام دهی به همسران را دمی فرو نمی گذارند و همواره در جذب و جلب آنان تلاش می کنند. (الرحمن آیه۲۷)
ایشان از نظر سنی همسن و سال شوهران خویش هستند (واقعه آیه۴۳و ۷۳) بر این اساس می توان گفت که همه بهشتی ها در سن جوانی به سر می برند و رنگ پیری و کهولت را نخواهند دید.
البته برخی با توجه به آیات ۴۳ تا ۷۳ سوره واقعه بر این باورند که همه حوریان بهشتی همانند و همسان هم هستند و تفاوتی میان ایشان نیست و هیچ یک بر دیگری برتری ندارند ولی به نظر می رسد که نوعی تفاوت میان ایشان وجود دارد؛ زیرا هر کسی براساس مرتبه و درجه بهشتی، از زنان بهشتی بهره مند می شود و تفاوت درجات بی گمان نوعی تفاوت را پدید خواهد آورد. به نظر می رسد که همه در اصل کلی بیان شده یکسان هستند و این امور ویژگی های عمومی ایشان است ولی برای برخی از مؤمنان از نظر تعداد و نیز کیفیت، تفاوت هائی وجود دارد که می توان از تفاوت اصحاب یمین و سابقون، آن را به دست آورد؛ زیرا مقام و نعمت های ابرار و سابقون بیش تر و بهتر از کسانی است که در مقام اصحاب یمین هستند.
این ها نمونه هائی از اوصاف حورالعین است که بیان شد. در روایات تفسیری ویژگی های دیگری نیز برای آن ها بیان شده است که علاقمندان می توانند به کتبی چون مجمع البیان، المیزان، نورالثقلین و تفسیر صافی مراجعه کنند.
● راه بهره مندی از زنان بهشتی
کسانی که تا به این جای مقاله با ما همراه بودند، دریافتند که خداوند نعمت بزرگی را برای مردان و زنان بهشتی فراهم کرده و با تأکید بر این نعمت ها مردم را به سوی آن ترغیب نموده است به طوری که برخی در آرزوی رسیدن به نعمت های بهشتی و رهایی از زندان دنیا لحظه شماری می کنند.
هر کسی دوست دارد که به آسایش و آرامش ابدی دست یابد و همه رنج ها و گرفتاری ها و اندوه ها از وی زدوده شود. توصیفات قرآنی از بهشت و نعمت های متعدد و متنوع آن همه را به وجد می آورد و دل ها را به سوی خویش به پرواز در می آورد.
بسیاری از آیات قرآنی مربوط به معاد پیش از آن که از دوزخ و وصف آن سخن بگوید به توصیف بهشت و نعمت های آن پرداخته است و شگفت این که یکی از مستحبات در ختم اموات آن است که سوره الرحمن قرائت شود که در بردارنده وصف بهشت و بهشتیان و بهره مندی آنان است. تا به خانواده متوفی و دیگر کسانی که در این مجالس گرد هم می آیند یادآوری شود که مرگ آخر راه نیست و شخص اگر مطیع خداوند و اهل تقوا باشد از این نعمت های بی شمار بهره مند می شود.
و نیز برای آنان انتقال به جهانی را یاد کند که سرشار از آسایش و آرامش ابدی است تا همه حاضران در اندیشه به دست آوری آن تلاش کنند. از این رو در مجالس مرگ و سوگواری سخن از بهشت و شادی ها و بهره مندی های متنوع و متعدد آن است که نوعی بشارت به شنوندگان و خوانندگان این آیات در مجالس سوگواری و مرگ است.
اکنون این پرسش مطرح می شود که برای به دست آوردن این نعمت ها چه باید کرد؟
قرآن از آن جایی که کتاب هدایت است، همواره در بیان هر وصفی از بهشت و توصیفی از نعمت می کوشد تا مردم را به حقیقتی آشنا کند و آنان را به خود هوشیار و از غفلت رهایی بخشد. و لذا در همه این آیات تنها به توصیف ویژگی های زنان و یا مردان سیه چشم بهشتی بسنده نمی کند بلکه به بیان راهکار دست یابی به این نعمت ها نیز اشاره می کند.
● نعمتهای ویژه برای افراد ویژه
در همه این آیات سخن از این است که این نعمت ها از آن کسانی است که به عنوان متقین شناخته می شوند. متقین که به معنای پرهیزگاران اسم فاعل است به معنای آن می باشد که شخص باید به مرتبه و مقامی از پرهیزگاری رسیده باشد که بتوان او را به این اسم نامید. بنابراین اگر شخص، گاهی اهل پرهیز است و به تعبیر دیگر پرهیزگاری نام و صفت وی نشده است نباید امید بهره مندی از این نعمت ها را داشته باشد.
در آیات بیان می شود که اصل نخست دستیابی به هر یک از نعمت ها رسیدن به مقام و مرتبه متقین است ولی این، همه سخن نیست بلکه از آن جایی که تقوا خود دارای درجات و مراتبی است، بهره مندی از هر یک از نعمت های خاص نیازمند رسیدن به مرتبه خاص آن می باشد. از این رو سخن از ابرار و یا اصحاب یمین و یا سابقون است. هر یک از این نام ها مرتبه بلندی است که بیانگر مرتبه برتر از مقام نخستین می باشد. برای «سابقون» و «ابرار» نعمت های برتر و بهتری است که در آیات از آن به طور خاص یادشده است.
بنابراین اگر کسی بخواهد به این نعمت ها و بخصوص حورالعین دست یابد می بایست راه متقین را بپیماید، راهی که به صورت دوری از کردارهای زشت و نابهنجار و پلشتی های فطری و عقلی و عقلایی نمود و بروز می یابد.
در مرحله دیگر، متقی کسی است که افزون بر دوری و پرهیزگاری، در مقام احسان و عدالت نه تنها اهل مسارعه و سرعت است: سارعوا الی مغفره من ربکم؛ بلکه اهل مسابقه هم است و در میدان عمل از همه پیشی می گیرد و به مقام سابقون دست می یابد.
بنابراین نباید امید به این نعمت ها و بهره مندی از آن ها داشت بی آن که عملی را انجام داد. خداوند در آیات بسیاری سخن از این دارد که آخرت مکانی برای مکافات و مجازات است و به هر کسی براساس عمل خویش به شکل «جزاء وفاقا» (پاداش برابر) داده می شود و اگر شخص در کار خیر و احسان باشد به شکل فضل و عنایت از نعمت های دوچندانی سود می برد. براین اساس برای این که به هر یک از این نعمت ها و مراتب و درجات بهشتی برسیم و از حوریان و زنان و مردان سیه چشم بهشتی بهره مند گردیم می بایست به همه آموزه های وحیانی قرآن عمل کنیم و از اطاعت سنت و سیره پیامبر(ص) سرباز نزنیم.
باشد با پیروی از راه اهل تقوا و پیروی از آموزه های وحیانی قرآن و سنت و سیره پیامبر و امامان معصوم(ع) از همه این نعمت های بهشتی بهره مند گردیم. آمین یا رب العالمین.
نوشته شده توسط یاسین قاسمی در 1390/04/29 و ساعت 00:07
ویرایش شده در - و ساعت -
لینک ثابت | نظرات

 حقایقی در مورد ماهیت جن | متافیزیك ,

حقایقی در مورد ماهیت جن

حقایقی در مورد ماهیت جن((*و اذ قلنا للملئکه اسجدوا لادم فسجد وا الا ابلیس کان من جن ففسق ان امر ربه افتتخذونه و ذریته اولیاء من دونی و هم لکم عدو بئس للظلمین بدلا *
و هنگامی که گفتیم به فرشتگان سجده کنید برای آدم ، سجده کردند جز ابلیس {که} از جن بود ، پس سرپیچید از فرمان پروردگار خویش ، آیا او نژادش را {بجای من} به دوستی خود بر میگزینید ، در حالی که آنان برای شما خطرناکند . چه زشت است ستمگران را بدلی )) >> سوره کهف آیه ۵۰<<
این مطلب صرفا جنبه توجیهی در مورد ماهیت اجنه و شیوه زندگی آنان بنا به روایات ائمه دارد و این حقیر قصد جسارت به فرد و افرادی که ادعای دیدار از بناهای باشکوه اجنه و یا دنیای دیگر را دارند و حضور اجنه به صورت مادی را مدعی میشوند ندارم .
● جن چیست ؟
تعاریف گوناگونی از جن که تا بحال شنیده اید را فراموش کنید . ( حد اقل تا پایان مطالعه این مطلب ) .
جن موجودی است نامرئی ، بدون زیست بوم ، با قدرت تفکر ، خوب و بد . اصولا تمام جاندارانی که قدرت تفکر دارند به ۲ دسته خوب و بد قابل تقسیم هستند که این موضوع در مورد جن نیز صادق است .
چرا جن نامرئی است ؟ اگر اجنه نامرئی هستند چگونه میتوان آنها را دید ؟
سعی کنید موجودات را آنگونه که هستند بپندارید نه آنگونه که دوست دارید ، چرا که ممکن است ذهن شما قدرت درک حقایق در برهه ای از زمان را نداشته باشد . طبیعت آفرینش جن به صورتی است که میتواند خود را پراکنده سازد ، در لحظه ای مسافت بیش از چندیدن کیلومتر را طی کند و در یک غالب کوچک جای بگیرد .
مثال: هوا را در نظر بگیرید ، هوا وجود دارد ، اما قابل دیدن نیست حال آنکه همه ما میتوانیم هوا را درک کنیم ، اگر بخواهیم هوا را ببینیم کافی است در یک روز ابری به آسمان نگاه کنیم ، هوا را به صورت ابر مشاهده میکنیم ، مه ، گرد و غبار و… همه باعث میشوند که مابتوانیم هوا را به صورت نا چیز ببینیم . جن هم برای مشاهده شدن نیاز به در آمیخته شدن با اجسام خارجی دارد!!! . هر وقت فردی ادعا کرد که موجودی به رنگ خاکستری و شبیه به دود را مشاهده کرده ، بدانید که واقعا جن دیده است .
یک داستان از قرآن :
زمانی که سلیمان از لشکریان خود خواست تا تخت ملکه ی صبا را برایش بیاورند ، یک نفر از سپاه اجنه تخت را در چشم بر هم زدنی حاظر کرد . از این داستان به خوبی میتوان فهمید که جن فاقد جسم است ، چراکه اگر موجودی جسم داشته باشد هرگز قادر نخواهد بود تا با چنین سرعتی حرکت کند !!!
دلیل اینکه اجنه میتوانند با سرعت بسیار زیادی حرکت کنند این است که به سرعت در هوا پخش شده و در جای دیگری دوباره متمرکز میشوند .
● نحوه زندگی اجنه ؟
جن ها به صورت کاملا ابتدایی زندگی میکنند ، بدون حتی کوچکترین وسیله جنگی ، دفاعی ، خوراکپزی و…
موجودی که ذات نامرئی دارد ، نیازی به وسیله جنگ ندارد ، از طرفی ترکیب ظاهری آنان به گونه ای است که در یک لحظه می توانند در همه جا باشند ، به این لحاظ نیازی به مسکن و سر پناه احساس نمی کنند .
خوراک ، پوشاک و وسایل آنها چگونه تامین میشود ؟
شاید این سوال را صدها بار از خود پرسیده باشید ، جواب آن بسیار ساده است . اجنه مواد و خوراک خود را از ما انسانها تا مین می کنند .!!
یک حدیث از حضرت علی (ع) :
در غذای شما سهمی برای اجنه است ، استخوان های غذا را کاملا تمیز نکنید چرا که در آن سهمی برای اجنه وجود دارد . اگر چنین کنید آنان غذای بهتری از شما می برند . ،، کتاب گنج های معنوی . تالیف : رضا جاهد ،،
● مکان زندگی اجنه :
هرگز تصور نکنید اجنه در جایی بهتر از ما زندگی می کنند ، بسیار احمقانه است اگر تصور کنیم آنها در زیر آب یا در آسمان قصر و برج دارند!!!! هرگز چنین نیست ، اجنه معمولا در جایی زندگی می کنند که به غذا دسترسی آسان داشته باشند ، دره های متروک ، غارهای نزدیک به جنگل های میوه دار ، باغ های متروک و مکان هایی شبیه به این . اجنه معمولا از انسان فرار می کنند ، هر جایی که انسان شروع به ساختمان سازی کند اجنه تا حد زیادی از آن محل دور میشوند .
دلیل فرار اجنه از انسان اینست که ذات الهی انسان برای جن مانند یک اسطوره و قدیسه است ، انسان اشرف مخلوقات است و جن که موجودی متفکر است این مطلب را به خوبی درک میکند.
یک نمونه از محل زندگی اجنه :
در استان چهار محال و بختیاری نزدیک به شهرکرد ، درهای مملو از درختان سیب وجود دارد که به دره جنی معروف است ، مردم روزانه از میوه های این درختان استفاده میکنند اما شب هنگام هیچکس حق قدم گذاشتن به این دره را ندارد . طبق داستانهای قدیمی که در بین مردم منطقه سینه به سینه گشته است این دره شب هنگام تحت اختیار اجنه برای تامین غذا قرار میگیرد و این پیمانی است که از چند صد سال پیش بین اجنه و انسانها بسته شده و تا به امروز پا برجا مانده است.
جن ها معمولا برای مراسمات خود از لباس های انسان ها استفاده میکنند ، از آنجایی که جن موجودی است متفکر ، نیاز ذاتی او به زیبایی و تنوع انکار ناپذیر است اما از آنجایی که این موجود غالب و ترکیب خاصی ندارد ، لذا تنوع را هرچند برای مدتی کوتاه می پسندد.
● یک حدیث :
هنگامی که لباس خود را از تن بیرون میکنید ، بسم الله بگویید تا اجنه در شب هنگام آنرا نپوشند . ،، کتاب گنج های معنوی . تالیف : رضا جاهد ،،
آیا اجنه قدرت تفکر ، خلاقیت ، نو آوری دارند ؟
جن موجودی است متفکر اما بدون قدرت خلاقیت ، البته ممکن است عدم تشکیل حکومت و سپاه توسط اجنه به قدرت خلاقیت آنها بستگی نداشته باشد بلکه دلیل اینکه اجنه اختراع نمی کنند‌ ، تحقیق نمی کنند و… این باشد که نیازی به دفاع از خود ندارند ، گرما ، سرما ، آتش و یخبندان بر روی آنان تاثیری ندارد .
نتیجه گیری :
در پایان میتوانیم به یک نتیجه گیری کلی برسیم . اجنه موجوداتی ماوراء تصور ما هستند ، اما هرگز تصور نکنید آنان از ما برترند ، انسان اشرف مخلوقات است ، طی چنیدن هزار سال توانسته علم خود را افزایش دهد ، آسمان ها و زمین را جستجو کند ، از خودش و موجودات دیگر شبیه سازی نماید ، اتم مواد را شکاف دهد و…
اما دیگر موجودات در طی این هزاران سال حتی ذره ای جهش هوشی از خود بروز نداده اند . انسان موجودی است با روح و تفکر آزاد ، میتواند قسم های خود را نادیده بگیرد ، دربند اخلاق نباشد و… اما اجنه در بند نام هایی هستند که برایشان حالت تقدس دارد و اگر شخصی این اوراد را بداند به راحتی اقدام به تسخیر آنها میکند و این درحالی است که یک انسان در هیچ شرایطی تسخیر نمی شود .
هرگز تصور نکنید اجنه در دنیای دیگر زیست میکنند ، اجنه در مکان های پرت و به دور از انسان ها تجمع می کنند ، آنها در زیر آب یا زیر زمین و یا در بلندای آسمان کاخ و برج و بارو ندارند ، هرگز زندگی رویایی اجنه را باور نکنید.
● اجنه و سایر ملت ها :
در اروپا موجوداتی افسانه ای به نام وروجک وجود دارند ، وروجک ها میتوانند غیب شوند ، تغییر شکل دهند و… اما مشخصه بارز آنها دزد بودنشان است . وروجک ها مایحتاج خود را میدزدند و مکان خاصی برای زندگی ندارند.
در میان سرخپوستان رایج بوده که هر هفته هدایایی را به نشان احترام برای ارواح پدران خود پیش کش میکردند ، اما هر انسان عاقلی میتئاند بفهمد که روح به تغذیه نیاز ندارد و نیز نمیتواند البسه و غذاهای اهدایی را مورد استفاده قرار دهد . اما ارواح (اجنه) به سرخپوستان اوراد و اذکار مقدسی را آموخته بودند که در هنگام بیماری و جنگ تاثیر عجیبی داشت.
افریقایی ها اجنه را با نام روح شیطان خطاب میکردند .
آسیای شمالی و امریکای مرکزی اجنه را با نام شبح و کوتوله مورد خطاب قرار می دادند .
اما نکته جالب اینست که در تمام نقاط جهان اجنه را به عنوان بازیچه و وسیله سرگرمی مورد خطاب قرار داده اند ، در حالی که در کشورهای عربی و ایران از اجنه به عنوان یک موجود هراسناک و لعین یاد میشود .
اگر قصد دارید با اجنه بیشتر آشنا شوید و به دنبال یک مرجع غنی هستید ، این حقیر مجموعه تالیفات محقق اریک فون دانیکن را معرفی میکنم .
دو اثر از اریک فون دانیکن ((ارابه خدایان)) و ((طلای خدایان)) ، این دو کتاب مصور با دلایل و مدارک مستند سعی در اثبات وجود موجودات فضایی دارند .
((گذشته ما چیزی غیر معمول و ناشناخته است ، این گذشته به هزاران میلیون سال ابهام میرسد.))
نوشته شده توسط یاسین قاسمی در 1390/04/29 و ساعت 00:07
ویرایش شده در - و ساعت -
لینک ثابت | نظرات

 چگونه مدیتیشن کنیم؟ | متافیزیك ,

چگونه مدیتیشن کنیم؟

چگونه مدیتیشن کنیم؟● چرا مدیتیشن می کنیم؟
مدیتیشن مثل بازگشت به خانه است
مدیتیشن می کنیم تا بخشی از وجودمان را که بطور محو و ناشناخته و نادانسته از دست داده ایم بازیابیم می توانیم آنرا را راهی برای دست یافتن به استعدادهای بیشتر نزدیکتر شدن به خود و واقعیت یافتن ظرفیت بیشتری برای دوست داشتن ذوق و احساس رسیدن به این شناخت که ما نیز جزیی از تمامیت هستی بوده و هرگز جدا و بیگانه با آن نیستیم بدانیم
مدیتیشن دید و عمل موثرتری را پدید می آورد هنگام مدیتیشن کردن در می یابیم که هریک از عبارات فوق مفهمومی مشخص و یکسان می یابند آنچه از دست داده و در جستجوی کشف آن هستیم
مدیتیشن شما را به جایی می رساند که رفتارتان مشابه کسی می گردد که در تلاش به یادآوردن چیزی است که زمانی طولانی آنرا فراموش کرده است
شخص با مدیتیشن با خودش و محیط اطرافش راحتتر بوده و کارهایی را که به عهده دارد به شکل موثرتری انجام می دهد به دیگران نزدیک شده احساس خصومت و نگرانی کمتری خواهد داشت در این راه هرگز به پایان نمی رسیم زیرا پایانی برای رشد توانایی انسان وجود ندارد
یک برنامه خوب مدیتیشن در بسیاری موارد کاملا شبیه یک برنامه خوب ورزشی است
هر دو نوع این برنامه ها تنها در صورتی مفید اند که متناسب با شرایط روحی و جسمی شخص باشند
برای مدیتیشن محدودیت سنی وجود ندارد
هدف اولیه انواع مختلف مدتیشن هماهنگی و تعلیم ذهن است این عمل باعث افزایش کارایی فرد در امور روزمره می شود
مدیتیشن انواع زیادی دارد این انواع طرق یا مسیرها در چهار دسته کلی
عقل احساس جسم عمل می گنجند که همه روشها به یکجا ختم می شوند
▪ مسیر عقل:
در این روش ما بطور مداوم افکارمان را دنبال می کنیم تا اندیشه های خویش را متحول نماییم
مسیر احساس بر این اصل استوار است که هرچه انسان آزاده تر باشد کاملتر است به قول مولانا
عشق اسطراب اسرار خداست
در اینگونه روش ها برخی بر عشق به خود برخی بر عشق به دیگران و برخی بر عشق به خدا تاکید دارند
در نهایت هر سه شیوه به یک نقطه می رسد عشق به خود دیگران و خدا
▪ مسیر جسم:
در این روش فرد می آموزد از جسم و حرکات بدنی خود آگاه شده و از طریق تمرین این آگاهی را افزایش دهد همچون رقص و سماع صوفیان و هاتایوگا دای چی
▪ مسیر عمل:
این روش شامل آموزش نحوه بودن در جهان و درک وارتباط با آن در حین انجام نوع بخصوصی از مهارت است در یکی از روشن ترین نمونه های این روش تمام وظایف معمولی روزانه با این آگاهی انجام می گیرد که گویا هرکدام بخشی از هماهنگی جهان و کائنات است هر کاری با عشق و تمرکز کامل انجام می شود و مهمترین چیز هنگام انجام آن توجه کامل و مطلق به همان کار در آن لحظه است
همچنین می توان مدیتیشن ها را به دو دسته کلی اصولی و غیر اصولی تقسیم کرد
مدیتیشن اصولی دارای دستورات دقیق و ظریفی است که چگونگی فعالیت درونی فرد را بطور منظم تعیین می کند
هدف از مدیتیشن غیر اصولی رهایی و آزاد سازی ساختمان شخصیتی فرد بخصوص در زمینه های شایستگی آگاهی و پذیرش توانایی مهرورزی در خود می باشد
مدتیشن های اصولی را به سه دسته خارجی میانی درونی تقسیم می کنیم
اگر روی هر سه روش بطور مداوم پی گیری شود به یک نتیجه منجر می شود اما هرکدام تاثیر بخصوصی در طول مسیر در شخصیت شما بجای می گذارند
● روش بیرونی
باعث تقویت حس شایستگی توانایی سازش با جهان اعتماد به نفس توانایی سریع و دقیق می شود
روش میانی
توانایی آرام ماندن را در فرد افزایش داده و او را در برابر حوادث خارجی ضربه ناپذیر می سازد در ضمن ادعاهای فرد را درباره اینکه مسایل چگونه باید باشند کاهش می دهد و واکنش وی را در برابر مسایل مختلف تعدیل می کند
روش درونی
آگاهی از زندگی احساسی و پذیرش آنرا افزایش داده و بیان احساسات را آسانتر می سازد بنابراین اگر در مرحله ای از رشد دچار چنین مشکلاتی باشید بهتر است در برنامه خود از مدیتیشن های درونی هم استفاده کنید
برخی از دستورات و روشهای مدیتیشن ترکیبی از انواع مختلف است
تا مدتها نباید انتظار داشت مدیتیشن را به خوبی و با تمرکز کامل انجام دهید
انچه بیشتر اهمیت دارد تمرینات مداوم است نه بخوبی انجام دادن تمرینات
پس از گذشت زمان طولانی می توان انتظار داشت که مدیتیشن واقعی باشد
هرچند برای کسی که به این حد می رسد زمانی کوتاه جلوه می کند
تمرینات بلندمدت شما را به اهدافی همچون ثبات شخصیت افزایش توانایی پذیرش و بیان احساسات می رساند
تاثیر دوم مدیتیشن یافتن راهی جدید برای بودن در جهان است
● روشهای مدیتیشن:
۱) مدیتیشن تعمق مدیتیشن اصولی از نوع خارجی
این تمرین در اصل یادگیری نگریستن به چیزی بگونه ای فعال دینامیک هوشیارانه اما بدون استفاده از واژه ها می باشد شیی را برای کار خود انتخاب نموده و در فاصله ای قرار دهید که بتوانید براحتی آنرا ببینید بهتر است شیی طبیعی باشد مانند یک تکه صدف دریایی یک قطعه سنگ یا شاخه کوچک بهتر است شاخه گل نباشد استفاده از صلیب یا شعله آتش هم باعث کندی پیشرفت می شود از چیزهایی که خاطراتی دارند و ارزش سمبولیک دارند استفاده نکنید
به ان طوری بنگرید که گویا آنرا حس می کنید بهتر است اول آنرا با لحظاتی با دست لمس کنید سپس به آن بنگرید
هر بار که متوجه شدید به مسئله دیگری می اندیشید دوباره برگردید و به نگریستن ادامه دهید بگونه ای فعال دینامیک و هوشیارانه بدون استفاده از واژه ها همانطور که حس لامسه در موقع لمس اشیا بدون واژه آنها را درک می کند اما حس بینایی در موقع رویت اجسام تمایل دارد با زبان و کلمات آنرا بیان کند
این روش بستن چرخ ذهن به یک نقطه است و در موقع تمرین متوجه می شویم چقدر ذهن ما بی اختیار است و پیوسته در معرض توهماتی قرار دارد
برای دو هفته اول روزی دوبار هر بار ده دقیقه تمرین کنید یا حداقل هفته ای پنج بار
پس از دو یا سه هفته مدت تمرین را به پانزده دقیقه و پس از یک ماه به بیست دقیقه افزایش دهید
پس از آن در صورت تمایل آنرا به مدت نیم ساعت انجام دهید یا بطور کلی از برنامه تان حذف کنید
باید انتظار داشت که مدیتیشن هر بار با دفعه قبلی تفاوت داشته باشد یک تمرین خوب دلیلی برای پیشگویی خوبی مدیتیشن بعدی نمی باشد جلسات شما می تواند خوب خسته کننده و یا حتی گاهی ناامیدکننده باشد بطور کلی پس از تمرین مداوم متوجه می شوید تمرین های خوب بسیار خوب و تمریناتی که خوب نیستند خسته کننده و کسالت آورند
این نوع مدیتیشن گاهی بسیار خشک و مشکل و گاهی بسیار عالی است
۲) مدیتیشن شمارش نفس ها از نوع خارجی است
هدف انجام کاری در زمانی مشخص است یعنی تنها کاری که انجام می دهید شمارش تعداد بازدم هاست در این تمرین تلاش این است حتی الامکان و بطور کامل فقط به تنفس توجه داشته باشید و در صورت پراکنده شدن افکارتان به آرامی باز به این فعالیت بازگردید تا وقتی افکار و ادراک شما آگاهانه باشد به این معنی است که از دستورات اصلی این تمرین منحرف شده اید از اینرو بهتر است شمارش را تا عدد چهار ادامه داده سپس از یک شروع کنید وقتی احساس می کنید به شمارش یا هر چیز دیگر می اندیشید از مسیر اصلی منحرف شده اید سعی کنید به آرامی به شمارش بازگردید اگر احساس کردید که تنفستان تغییر کرده این هم میتواند یک فرار ذهنی باشد
۳) مدیتیشن حباب مدیتیشن اصولی از نوع درونی است
تصور کنید بسیار آرام و راحت د رکف دریاچه ای با آبی زلال نشسته اید می دانید که حبابهای بزرگ چقدر آرام تاسطح آب بالا می آیند اندیشه احساس و درک خود را چون حبابی در فضای دریا تصور کنید که از این فضا عبور کرده و از آن خارج می شود برای کامل کردن این مرحله از پنج تا هفت یا هشت ثانیه وقت لازم است وقتی فکر یا احساسی در شما پدید می آید در همین مدت بسادگی آنرا می بینید تا وقتی از آب گذشته و از فضای دید شما خارج شود سپس تصور حباب دوم را شروع کنید و در همان مدت آنرا دنبال نمایید در پی کشف دنبال کردن یا همراهی با یک حباب نباشید تنها آنرا با این فکر ببینید که این چیزیست که من می اندیشم و احساس می کنم اگر همان حباب چندین بار بالا آمد مدیتیشن را قطع نکنید با ادامه تمرین این مسئله برطرف می شود
اگر نمی توانید ارتباط بین حبابها یا منشا افکار خود را ببینید نگران نشوید
با ادامه دادن این اصول ذهنی این مسایل بر طرف می شود
اگر به نظرتان رسید که ذهنتان کاملا خالی شده بدانید این احساس خود حبابی بسیار خوب است
بجای تصور نشستن در کف دریاچه و حباب هوا
می توانید تصور کنید در چمنزاری نشسته اید و دودهایی که از اردوگاهی بر می خیزد را می نگرید
همچنین می توانید تصور کنید کنار رودخانه ای نشسته اید و گاهی الواری روی آب شناور می شوند
پس از آزمایش یکی از آنها را انتخاب و برای دو هفته اول ده دقیقه در روز کافی است بعد از دو هفته آنرا به روزی بیست دقیقه افزایش داده و پس ازیک ماه اگر آنرا مفید دیدید آنرا به نیم ساعت برسانید و در پایان این دوره تصمیم بگیرید که این روش را چگونه در برنامه مدیتیشن خود بگنجانید
۴) مدیتیشن تراودا این مدتیشن اصولی ترکیبی از روشهای درونی و خارجی است
اساس این روش تعمق و تامل بر حرکات موزونی است که خود به خود در جسم ایجاد می شوند
مکان یا وضعیتی راحت را یافته دستهای خود را روی سینه یا شکم قرار دهید بسیاری از افراد ترجیح می دهند این تمرین را به حال نشسته روی زمین انجام دهند اما نشستن روی یک صندلی راحت نیز مطلوب است انگشتان خود را کاملا باز کنید بطوری که یکدیگر را لمس نکنند دستهای خود را هم باز کنید حرکات سینه و شکم را که زیر انگشتان اتفاق می افتد باید کاملا حس کنید فعالانه مشاهده و با قدرت بررسی کنید هرگاه حس کردید در حال تفسیر ادراک خود با استفاده از کلماتید متوجه باشید از اصول مدیتیشن منحرف شده و باید به آرامی دوباره خود را به جای اصلی بازگردانید همچنین اگر تغییری در حرکات تنفسی خود احساس کردید یا اندیشه شما به اتفاقاتی که در درونتان می گذرد کاملا متمرکز شد فورا به جای اولیه برگردید اصولا تمام موارد شبیه به مدتیشن های قبل است با این تفاوت که به جای چشم از انگشتان و بجای شی طبیعی از حرکات منظم جسم خود استفاده می کنید
دو هفته اول را با پانزده دقیقه در هر جلسه آغاز کنید پس از پایان این مدت در صورتی که حس کنید برایتان مناسب نیست آنرا بکلی قطع کرده و در عیر این صورت زمان آن را برای هفته سوم و چهارم به بیست و پنج دقیقه افزایش دهید پس از یک ماه می توانید تصمیم گرفته و در صورت مفید بودن این روش آنرا در برنامه مدیتیشن خود مورد استفاده قرار دهید
۵) مدیتیشن نیلوفر هزار برگ مدیتشن اصولی از نوع خارجی
در این تمرین شما به عنوان مرکز نیلوفر کلمه ایده یا تصویری را انتخاب می کنید
بهتر است برای اولین جلسه تمرین به مدت ده یا پانزده دقیقه واژههایی چون گل عشق آرامش نور رنگ سبزه درخت خانه را انتخاب کنید تا احساس خوبی در شما ایجاد شود پس از تمرینات زیاد از واژههایی مانند عصبانی فریاد غم ضربه درد استفاده کنید در این صورت احتمال نا خوشایند بودن آنها به مراتب کمتر از این است که از ابتدا با چنین کلماتی تمرین کنید زیرا در استفاده از این کلمات گاهی احساس ترس و وحشت و نگرانی بوجود می آید کلماتی مانند پوچ بیهوده هیچ حداقل تا بعد از بیست جلسه نباید مورد استفاده قرار گیرد تا دچار افسردگی و حالات ناخوشایند نشوید وقتی با این روش بخوبی اشنا شدید می توانید هر واژه تصور یا ایده ای را به عنوان مرکز این گل انتخاب کنید
هرگاه واژه ای را بعنوان مرکز گل انتخاب کردید در مکانی آرام و راحت قرار گرفته و روی آن تامل کرده و منتظر بمانید در آن لحظه اولین کلمه در ذهن شما تداعی می شود اکنون به دو کلمه ای که با اولین گلبرگ با هم ارتباط یافته اند سه یا چهار ثانیه بیندیشید یا متوجه دلیل این تداعی می شوید یا خیر در هر دو مورد کاری جز توجه مجدد به مرکز اصلی ندارید مسیر گلبرگ تداعی سه یا چهار ثانیه تفکر روی آن و رابطه آن در مرحله بعدی می باشد دوباره به کلمه اصلی برگردید و منتظر تداعی بعد شوید و به این روش ادامه دهید این تمرین تداعی آزاد نیست چون همیشه شما به کلمه اصلی به عنوان مرکز نیلوفر باز می گردید و باز از همان جا شروع می کنید اینجا این مدیتیشن را با یک سری تداعی های کوتاه نشان می دهیم به عنوان مرکز گل کلمه نور را انتخاب می کنم اولین تداعی من خورشید است به مدت سه یا چهار ثانیه به رابطه نور و خورشید و رابطه بین این دو واژه می اندیشم مفهموم این ارتباط را فهمیده دوباره به کلمه نور بازمی گردم دومین تداعی قرمز است به این دو کلمه سه یا چهار ثانیه فکر می کنم مفهوم ارتباط را درک و دوباره به کلمه نور باز می گردم تداعی بعدی تاریکی است آنرا فهمیده و پس از سه یا چهار ثانیه دوباره به کلمه نور می اندیشم تداعی بعدی چتر است ارتباط بین نور و چتر را درک نمی کنم پس از سه یا چهار ثانیه به واژه نور برمی گردم تداعی بعدی لامپ است این تداعی قابل درک است پس از سه یا چهار ثانیه به کلمه نور برگشته و تمرین را به این ترتیب ادامه می دهم
اگر به یک سری کلمات غیر قابل درک برخوردید بازهم پس از مدت کوتاهی مکث دوباره به واژه اصلی بازگردید مطمئنا این بار کلمات روشن تر و دارای ارتباط بیشتری خواهند بود در صورتیکه این مدیتیشن را ادامه دهید مشاهده می کنید بینش شگفت آوری از زندگی درونی خود بدست آورده اید هرچند این بصیرت بسیار خوب و مفید است اما نباد هدف اصلی مدیتیشن قرار بگیرد
پس از اینکه حداقل ده تا پانزده بار این تمرین را انجام دادید گاه حس می کنید که این بینش بدست آمده و در حل مسائل خاصی بسیار مفید است پس از کسب تجربه کافی می توانید از این روش برای حل مسئله ای که با آن درگیریم استفاده کنیم برای اینکار کافی است همان مسئله را به عنوان مرکز گل انتخاب کنیم
این تمرین را با ده دقیقه در روز به مدت دو هفته شروع کنید برای هفته سوم و ماه اول آنرا به بیست دقیقه تا نیم ساعت افزایش دهید پس از پایان این مدت در مورد استفاده از آن در برنامه روزانه مدیتیشن خود تصمیم بگیرید
۶) مدتیشن مانترا( ذکر)
این مدتیشن بیشتر از انواع دیگر مورد استفاده قرار می گیرد
در این روش کلمه عبارت یا جمله ای که مانترا نامیم بصورت ذکر بارها خوانده می شود
مثل مانترای شرقی اوم
جمله مسیحی خدایا کمکم کن
و عبارت صوفیانه یاهو
هدف اصلی انجام تمرین انجام فقط یک کار در زمانی مشخص است
اگر کسی مدعی شد می تواند مانترایی را که خاص شماست به شما بدهد یا بفروشد بدانید قصد فریبتان را دارد
مانترا یا کلمه ذکر به این دلیل مفید است که شما آنرا بکار می برید با هر کلمه ای که راحتید شروع کنید
بهتر است بی معنی باشد تامشغولیت ذهنی در حین تکرار ایجاد نکند
یک جای آرام بیابید که بدنتان راحت باشد و بتوانید به راحتی تنفس کنید و شروع به ذکر نمایید
در صورت امکان با صدای بلندبخوانید البته تا آن حد بلند که باعث ایجاد تنفس شدید و عمیق نشود
و در غیر این صورت به آرامی مانترا را بخوانید
در وقت تمرین فقط ذکر بخوانید و کار دیگری انجام ندهید در صورتی که فکر دیگری به ذهنتان رسید آنرا از ذهنتان خارج کنید آهنگی برای مانترای خود یافته و با همان ریتم تمرین کنید
این تمرین را ابتدا با پانزده دقیقه در هر جلسه شروع کنید پس از دوهفته آنرا به بیست دقیقه و در صورتی که احساس خوبی از این مدیتیشن بدست می آورید به مدت نیم ساعت افزایش دهید پس از یک ماه می توانید در مورد برنامه ریزی خود با این روش تصمیم بگیرید
۷) مدیتیشن من کیستم؟ مدیتیشن اصولی از نوع درونی
ما با درک عادی می توانیم تنها به کیفیات چیزها پی برده و تازمانی که با این دید و توهم باقی بمانیم اشیا را همیشه با همان استانداردها می بینیم و چیزهای دیگر را هم با مقایسه با این معیارها می سنجیم در حالیکه برای درک بینش و دیدن واقعی اشیا مقایسه ای نباید انجام گیرد
این مدیتیشن روش مستقیم یا تحقیق از خود برای درک و شناخت جهان است
این مدیتیشن از روشهای دیگر مشکل تر است یعنی حداقل پس از چند ماه تمرین مداوم روزانه با مدیتیشن های اصولی قادر به انجام این روش می شوید
در این تمرین از خود می پرسیم من کیستم؟ و مرتب و سازمان یافته به هر سوال پاسخ می دهیم اگر پاسخ نام شماست باید به خود بگویید نه این نامی است که خود داده ام کسی که این اسم را دارد کیست؟ اگر پاسخ شما احساس یا درکی است مثلا در جواب من کیستم؟ بگوئید آدمی که احساس خستگی می کند پاسخ به خود چنین است نه احساسی است که من دارم حال کسی که چنین احساسی دارد کیست؟ اگر پاسخ شما یادآور خاطره ایست مثلا بگویید من کسی هستم که یکبار پاسخ این است نه این خاطره ایست که من دارم حالا کسی که این خاطره را دارد کیست؟ اگر پاسخ تصور یا تصویری است که از خود در ذهن دارید نه این تصویری است که از خود دارم کسی که این تصویر را دارد کیست؟ اگر بنظرتان شخص یا تیپی به ذهنتان رسید به عنوان پاسخ پرسش می گویید نه این تفسیر از ایده ای یا خاطره ای است که دارم ولی مفسر کیست؟ هر جوابی که بنظرتان می رسد باید بدین ترتیب پاسخ داده شود پس از هر پاسخ جستجویی پویا و فعالانه برای رد آن در ذهن شما آغاز می شود در این مدتیشن استراحتی وجود ندارد این تمرین باید بطور مداوم و با خشونتی متوالی برای یافتن پاسخ و رد آن انجام شود و پس از آن جستجوی بعدی و رد آن پاسخ ادامه یابد اصول این روش باید با دقت و جزئیات دقیق دنبال شود پاسخ ها و پرسش ها به روش فوق و در زمان حال بیان می شوند این جستجو برای پیدا کردن ریشه اصلی و واقعی خود است که در پشت بسیاری خودهای دروغین و کاذب نهفته است و ما این چهره کاذب را به عنوان خود واقعی می شناسیم
وقتی برای تمرین آماده شدید ابتدا با روزی نیم ساعت و به مدت یک یا دو هفته آنرا انجام دهید در پایان این دوره در مورد تنظیم برنامه خود با این روش تصمیم بگیرید
گاه ضمن تمرین پاسخی می یابید که برایتان قابل قبول است در این صورت این تمرین را متوقف کرده و تامدتی از روش های دیگر مدیتیشن استفاده کنید
۸) مدیتیشن حرکتی صوفیانه
برای انجام این حرکت به گروهی پنج الی پانزده نفری نیاز می باشد این تمرین شامل حرکت و خواندن ذکر است
گنجاندن این روش در برنامه مدیتیشن خود باعث ایجاد تنوع می شود و جسم را هماهنگ و موزون می سازد
در این مدیتیشن شما و افراد گروه دایره ای را با دستهای قلاب شده در هم تشکیل می دهید بین هر دونفر باید فاصله ای باشد اما نه تاحدی که باعث کشیده شدن دستها شود
پاهای خود را به راحتی طوری قرار دهید که سنگینی شما روی زمین باشد به آرامی به پشت تکیه داده چهره خود را رو به آسمان بلند کرده دستها را بالا بگیرید و وقتی حس کردید در وضع راحتی نشسته اید با صدایی آهنگین بگویید یا حق اکنون تنه و سر و دستها را پایین آورده بطوریکه صورتتان مستقیما به سمت پایین و در وضعیتی راحت بوده با همان صدا بگویید یا هو حالا به طرف دستها و صورت را بطرف بالا بگیرید و بگویید یا حق و به همین ترتیب ادامه دهید این حرکات را ادامه دهید تا زمانی که سرعت و ریتم حرکت شما با دیگران یکسان شود
بسیاری از گروه ها این کار را بین ده تا پانزده مرتبه در هر دقیقه تکرار می کنند این بستگی به پیشرفت کار گروهی شما دارد وقتی حرکات شمت متناسب با حرکت گروه شد آنرا ادامه دهید هدف آگاهی کامل از حرکت و ذکر است اگراین حرکات منظم باشد گروه مانند گلی در حال باز و بسته شدن بنظر می رسد
در این تمرین باید از وضعیت جسمانی خود آگاه باشید اگر کسی احساس می کند در جایی که نباید باشد قرار گرفته به آرامی دست دو نفری را که در کنارش نشسته اند به هم نزدیک می کند دایره را مرتب می کند و خارج می شود هرکس باید برای خارج شدن از گروه در صورت لزوم احساس آزادی کند در غیر این صورت تمرین نادرست است
این تمرین را ده تا پانزده دقیقه در حدود ده مرتبه انجام دهید تا جایی که احساس کنید گروه به انجام آن عادت کرده و هیچکس از این تمرین احساس ناراحتی و خستگی نمی کند اگر همه چیز خوب پیش رود می توانید مدت آنرا تا نیم ساعت افزایش دهید آنچه در این تمرین اهمیت دارد این است که شما بتوانید هنگام خستگی از گروه جدا شوید پس از مدتی قادر می شوید در این تمرین گروهی تنها به حرکت و ذکر بیندیشید و آگاهی از خود و جهان را با هماهنگی بین حرکات و صدای شما پیدا می شود اگر از این تمرین احساس خوبی دارید این راه بودن را نیز آموخته اید و از این پس می توانید بدون احساس خستگی آنرا ادامه دهید و در مورد استفاده از آن در برنامه روزانه خود تصمیم بگیرید
نوشته شده توسط یاسین قاسمی در 1390/04/28 و ساعت 00:06
ویرایش شده در - و ساعت -
لینک ثابت | نظرات

 چرا احساساتت را نشان نمی‌دهی؟ | متافیزیك ,

چرا احساساتت را نشان نمی‌دهی؟

چرا احساساتت را نشان نمی‌دهی؟● روش C.A.S.E کارپمن
دکتر کارپمن و دکتر اریک برن در مورد این مسئله که چرا افراد مجرد و متاهل از روابطی معنادار و شادی‌بخش بهره‌مند نیستند، تحقیق کردند. آن‌ها در مورد این موضوع اتفاق نظر داشتند که بسیاری از زوج‌ها نمی‌توانند راجع به مشکلات خود با یکدیگر صحبت کنند. آن‌ها نمی‌توانند خواسته‌های خود را در قالب جملاتی صریح و روشن بیان نمایند. دکتر کارپمن می‌گوید: «آن‌ها باید بیاموزند که احساسات درونی خود را پیدا کنند و بدانند که واقعاً چه چیزی می‌خواهند و بعد از آن خواسته‌ها را ابراز نمایند بدین ترتیب بسیاری از مشکلات آن‌ها حل خواهد شد». هدف در این‌جا ایجاد صمیمیت در روابط است.
دکتر کارپمن موانع زیر را بر سر راه داشتن روابطی صمیمی شناسایی کرده و برای سهولت در به خاطر سپردن، حروف اختصاری آن‌ها را به کار می‌برد. این حروف اختصاری C.A.S.E هستند. کارپمن ابتدا C.A.S.E که در روابط غیرصمیمانه وجود دارد تشریح می‌نماید. سپس طرح C.A.S.E خود را که بر اساس صمیمیت است ارایه می دهد: C.A.S.E می‌گوید که فرد موضوع مهمی دار‌د که می‌خواهد راجع به آن با همسرش صحبت کند ولی طرف مقابل این ارتباط را سد می‌کند و رابطه صمیمانه آن‌ها به یکی از این چهار طریق سد می‌شود:
▪ مهربانی: یک فرد مهربان در بین صحبت‌های همسرش از طریق نحوه گفتار و یا به دلیل آشنایی با نحوه تربیت او متوجه می‌شود همسرش مشکلی دار‌د که هیچ راه حلی برای آن وجود ندارد بنابراین با گفتگویی محبت‌آمیز از اهمیت مشکلش می‌کاهد و بدون پرداختن به مشکل، او را امیدوار نگاه می‌دارد.
▪ تندی: همسر با ترک ناگهانی گفتگو مانع ایجاد صمیمیت می‌شود در را به هم می‌کوبد، اتاق را ترک می‌کند و می‌گوید: «نمی‌خواهم راجع به آن صحبت کنم» و با رفتارهایی تند و ناگهانی رابطه را قطع می‌کند. بدین ترتیب طرف مقابل دچار ترس می‌شود.
▪ پنهان‌کاری: همسر با پنهان نگه داشتن اطلاعات، نوازش‌های مثبت و یا احساسات خوبی که می‌توانند در حل مشکلات ارتباطی مفید واقع شوند، مانع ایجاد صمیمیت می‌شود.
▪ طفره رفتن: همسر با رفتار طفره‌آمیز با عوض کردن موضوع و دور کردن فرد دیگر از مسئله، از بیان مورد اصلی اجتناب می‌ورزد. گاهی موضوع اصلی فراموش می‌شود و یا این‌که احساس می‌کند تلاش برای برگشتن به آن، بیهوده است و ارزشی ندارد.
دکتر کارپمن، برای ایجاد صمیمیت بیشتر بین زوج‌ها، در هنگام صحبت در مورد اموری که برایشان مهم است و از احساسات درونیشان گفتگو به بیان می‌آید، طرح C.A.S.E خود را ارایه کرده است که بر عکس طرح قبل نه تنها مانع روابط صمیمانه نمی‌شود بلکه به داشتن صمیمیت کمک می‌نماید:
▪ گرامی داشتن: همسران به یکدیگر اجازه می‌دهند که به وسیله رفتار کلمات، لحن صدا و نوازش بدنی این پیا‌م را به یکدیگر بدهند که همانند گنجینه‌ای برای هم ارزشمند هستند؛ به یکدیگر توجه نموده و روابط برایشان بسیار با اهمیت است. یکدیگر را گرامی می‌دارند و رفتاری در پیش می‌گیرند که طرف مقابل زیبا، جذاب و قدرتمند به نظر برسد. چنین همسرانی در هنگام گفتگو در مورد هر موضوعی حداقل با ده درصد از صحبت های طرف مقابل موافقت دارند و به همین ده درصد توجه می‌نمایند و از هما‌ن‌جا شروع به ساختن رابطه نماید.
▪ توانایی صمیمی شدن: این روش در ابتدا بازخودی غیرکلامی است. در این حالت زوج‌ها توانایی قبول کردن دارند و نسبت به یکدیگر پذیرا هستند و با رفتاری که از خود بروز می‌دهند یکدیگر را دعوت می‌کنند تا هر آنچه را که می‌خواهند بگویند.
▪ رها شدن: زوجین حوادث و مشکلات گذشته خود را بیان می‌نمایند و افکار و احساسات درونی خود را آشکار می‌سازند. نقاب‌های خود را به سویی نهاده و می‌گویند که صحبت از چه چیزی برایشان دشوار است همچنین به یکدگیر فرصت توضیح و دفاع می‌دهند. و هیچ‌گاه از آنچه که آشکار می‌شود در آینده سوء استفاده نمی‌کنند.
▪ تعهد: زوج‌های متعهد برای حل مشکل خود آنقدر تجزیه و تحلیل می‌نمایند تا آن را حل کنند، آن‌ها صبور هستند و هر یک خود را در حل مسئله به وجود آمده مسؤول و متعهد می‌داند.
قوی باش – احساساتت را نشان نده
جورج در محیطی خشن بزرگ شده بود، جایی که هیچ‌گونه احساساتی ابراز و یا دریافت نمی‌شد. او فکر می‌کرد که گریه کردن، بیان ناامیدی، ابراز ترس و یا صحبت در مورد عشق «مردانه» نیست. او به یاد می‌آورد هنگام کودکی وقتی می‌خواست مادرش را بغل کند و یا ببوسد ماد‌ر او را با این عبارات از خود می‌راند: «اصلاً حوصله این کارها را ندارم» «لوس نشو» «مرا اذیت نکن». مادر جورج با نگاه و رفتارش این پیا مرا در ذهن او حک کرده بود که‌: «صمیمی نباش»، در نتیجه جورج این طرز تفکر بزرگ شد: کسانی که با هم صمیمی می‌شوند و یا احساسات خود را به یکدیگر نشان می‌دهند، کار نادرستی انجام می‌دهند. پدر عبوس جورج هم دوست داشت همیشه مرد‌م را از خود دور نگاه دارد.
و حالا بعد از سال‌ها، «ماریا»، همسر جورج، در گوشه اتاق و دور از چشم ورج می‌نشیند و از این وضعیت ناراحت است. چندین سال از ازدواج آن‌ها می‌گذرد و به نظر می‌رسد که جورج هر سال بیشتر و بیشتر در خودش فرو می‌رود. جورج بسیار کم به همسرش ابراز علاقه کرده و او راگرامی داشته است. او به جای احساسات عاشقانه، سکوتی سنگی را بر روابط عاشقانه‌شان حاکم می‌بیند. اکنون که ماریا فکر می‌کند ممکن است جورج بقیه زندگی را به این عقب‌نشینی ادامه دهد، مطمئن نیست که بتواند این روند را تحمل کند. «کودک» درون او برای این‌که احساس خوب بودن داشته باشد، نیازمند توجه است. ماریا به حمایت نیاز دار‌د اما نوازشی را که از جورج دریافت می‌کند، همانند باران در کویر، ناکافی و ناکارآمد است.
نوشته شده توسط یاسین قاسمی در 1390/04/27 و ساعت 00:05
ویرایش شده در - و ساعت -
لینک ثابت | نظرات

 جهان، ریاضی است | متافیزیك ,

جهان، ریاضی است

جهان، ریاضی استمعمولا در آموزش ریاضی و روش‌های تفهیم و تدریس مفاهیم ریاضی در سطوح مختلف آموزشی، معلمان و اساتید با تجربه و ماهر سعی می‌کنند که از مفاهیم و مثال‌های ملموس در زندگی و طبیعت برای توضیح و تشریح و تفهیم مفاهیم ریاضی استفاده کنند.
اما این‌بار در این نوشته می‌خواهیم از ریاضیات و مفاهیم والای آن کمک بگیریم تا دایره شناخت و تصورمان را نسبت به ابعاد دیگر هستی و نوع دیگری از موجودات هستی که می‌توانند باشند وسعت دهیم و از این رهگذر یک تحلیل و توجیه علمی و ریاضی برای خیلی از تصورات و حدس‌هایمان و حتی برای بعضی از اعتقادات کلی دینی‌مان و فلسفی ‌مان به دست آوریم.
هرچند که هدف این نوشتار سعی در توجیه و انطباق مسائل و اعتقادات دینی و مذهبی با نظریه‌های علمی و ریاضی نیست؛ ولی برای کسانی که علاقه‌مند به داشتن نوعی تحلیل علمی در این مسائل هستند و از آن مهمتر به دنبال کشف ارتباط‌های علمی بین شاخه‌های مختلف علوم بشری مثل فلسفه، الهیات، عرفان و ریاضیات و فیزیک هستند، می‌تواند مفید واقع شود.
یکی از مسائل و سؤالاتی که عموما نوع بشر و خصوصا دانشمندان، به خصوص دانشمندان علوم طبیعی و فیلسوفان را به خود مشغول کرده است، شناخت بیشتر هستی و ابعاد آن و تعیین جایگاه و مرتبه انسان و زندگی او در عوالم هستی است. نظریه‌های مختلف علمی دانشمندان علوم طبیعی در گذشته و حال و منابع دینی و کتب آسمانی ادیان مختلف،‌ خصوصا کتاب آسمانی ما مسلمانان قرآن مجید، انسان را در شناخت و تصور بیشتر ابعاد هستی یاری داده‌اند.
اما، آنچه که بعد از این مقدمه به دنبال طرح آن هستیم استفاده از ریاضیات و مفاهیم والای آن برای توضیح و درک ابعاد هستی است. ایده‌های اصلی این موضوع از مطالعه کتاب «ابرفضا» نوشته فیزیکدان ژاپنی، میچیو کاکو گرفته شده است.
فضای یک بعدی همان خط راست( یا محور اعداد حقیقی) است. یک جسم یا موجود یک‌بعدی متعلق به این فضا، فقط می‌تواند حرکت روبه جلو و عقب داشته باشد. فضای ۲ بعدی همان صفحه است که شامل ۲ مشخصه هندسی طول و عرض است. یک موجود ۲بعدی برخلاف موجود یک بعدی علاوه بر حرکت رو به جلو و عقب می‌تواند به طرف راست و چپ نیز با هر زاویه‌ای و روی هر مسیری (نه لزوما مستقیم) حرکت کند. فضای خمیده ۲بعدی رویه یا سطح است که بعدا به توصیف آن می‌پردازیم.
فضای ۳بعدی (اقلیدسی) همان فضایی است که در آن زندگی می‌کنیم که شامل۳ مشخصه طول و عرض و ارتفاع است در حالی که مفهوم بالا و پایین برای یک موجود دو بعدی معنا ندارد و نمی‌تواند حرکت رو به بالا یا رو به پایین داشته باشد؛ اما یک موجود ۳بعدی، ضمن حرکت رو به جلو و عقب و رو به راست و چپ، می‌تواند در جهت بالا و پایین نیز حرکت کند.
باید توجه کرد که موجود ۲بعدی متوجه نقص و ناتوانی خود در حرکت رو به بالا و پایین نخواهد شد؛ زیرا اساسا حرکت رو به بالا و پایین در فضای ۲بعدی معنی ندارد. همچنان که برای موجود ۳بعدی در فضای ۳بعدی خود، تصور حرکت غیر از حرکت مادی و معمول معنی ندارد. اکنون به توصیف بیشتر موجودات ۲بعدی و ۳بعدی و نقش آنها نسبت به همدیگر می‌پردازیم. در بخش بعد نیز موجودات ۳بعدی و ۴بعدی (فرابعدی) را توصیف و نقش آنها را نسبت به همدیگر بررسی خواهیم کرد.
در یک مثال روشن، موجودات(۲بعدی) را می‌توان همان خزنده‌های طبیعت خودمان تصور کرد. موجوداتی مثل مورچه‌ها و کرم‌ها و مارها که نمی‌توانند بپرند و فقط می‌توانند حرکت جلو وعقب و چپ و راست داشته باشند. موجودات ۲بعدی را می‌توان با کشیدن یک دایره حول آنها، محصور و زندانی‌شان کرد.
در حالی که این موجودات می‌توانند چیزهایی را از نگاه همنوعان خود کتمان کنند؛ ولی نمی‌توانند چیزی را از نگاه موجودات ۳بعدی پنهان نگه دارند؛ زیرا موجودات ۳بعدی به انحای مختلف می‌توانند در عالم موجودات۲ بعدی هرطور که بخواهند دخالت کنند. به عنوان مثال یک موجود ۳بعدی می‌تواند یکی از ۲ بعدی‌ها را که در داخل دایره محصور و زندانی هستند؛ به بیرون کشیده و از عالم ۲بعدی‌ها خارج کند. این کار برای همنوعان موجود ۲بعدی امری خارق‌العاده و معجزه به نظر خواهد رسید، در حالی که برای موجود ۳بعدی امری بدیهی و عادی خواهد بود.
موضوع این است که این کار(خارج ساختن ۲بعدی‌ها به وسیله موجود ۳بعدی )به چشم همنوعان ۲بعدی چگونه دیده خواهد شد؟ باید گفت که این کار به صورت لحظه‌ای بوده و موجود خارج شده از نگاه همنوعان آن غیب می‌شود و اگر دوباره بخواهد برگردانده شود، آن هم لحظه‌ای، معجزه‌آسا خواهد بود. درست مثل باز شدن یک معکب(۳ بعدی) به حالت ۲بعدی .
موضوع دیگری که بی‌ارتباط با بحث بعدی ما نخواهد بود، این است که موجودات ۲ بعدی خود را در فضای ۲بعدی، در یک فضای بیکران و نامحدود احساس می‌کنند؛ ولی از نگاه یک موجود ۳بعدی فضای آنها محدود و از بین رفتنی است.
درست مثل مورچه‌ای که داخل یک گودال بسیار کوچک افتاده و مرتب تقلا می‌کند که خودش را از این اقیانوس بیکران! به ساحل برساند. در حالی که همین اقیانوس بیکران از نظر او می‌تواند زیر پای ما له شود و از بین برود. همچنین موضوع دیگری که می‌توان در مورد موجودات ۲بعدی و فضای آنها مطرح کرد، بحث انحنای فضاست که مرتبط با نظریه‌های پیشرفته فیزیک جدید است.
فرض کنید تعدادی از موجودات۲ بعدی را روی صفحه کاغذی بریزیم و این صفحه کاغذ را انحناء و تاب دهیم ( یا حتی آن را مچاله کنیم) این کار برای آنها خیلی محسوس نخواهد بود چون آنها محل خیلی کوچکی از فضای خودشان را اشغال کرده‌اند و فضای خود را به طور موضعی حس می‌کنند و مشکل است که قبول کنند عالم آنها پیچ خورده و مچاله شده است.
به عبارت دیگر فضای ۲ بعدی آنها از دید خود آنها همیشه اقلیدسی( صاف) است، در حالی که برای موجودات ۳بعدی فضا به طور موضعی اقلیدسی ولی به طور سراسری نااقلیدسی است و ۳بعدی ‌ها این موضوع را به طور بدیهی می‌پذیرند.
اکنون به توصیف موجودات ۳بعدی و ۴بعدی و نحوه ارتباط آنها نسبت به هم می‌پردازیم.
بهترین مثال روشن برای تصور موجودات ۳بعدی ما انسان‌های روی کره خاکی و برای تصور موجودات ۴بعدی (فرابعدی) فرشتگان و ملائک، ارواح و کلا موجدات خداگونه‌اند.
همچنان که در بخش قبلی گفته شد، موجودات ۲بعدی می‌توانند چیزهایی را از نگاه همنوعان خود مخفی نگهدارند ولی از نگاه موجودات ۳بعدی نمی‌توانند چیزی را کتمان کنند، اینجا نیز موجودات ۳بعدی می‌توانند چیزها و پدیده‌هایی را از نگاه همنوعان ۳بعدی خود پنهان نگه دارند ولی نمی‌توانند ازنگاه ۴بعدی‌ها مثل فرشتگان مأذون الهی کتمان کنند.
در واقع موجودات مجدد مأذون از خدا بر همه چیز و بر همه عالم ما مسلط هستند و همه گونه می‌توانند در عالم ۳بعدی مادخالت کنند. اشاره آیه قرآن که می‌فرماید: انسان همیشه در محضر خداست و ما (خدا) از رگ‌های گردن او به او نزدیک‌تریم.» در تفسیری مؤید این مطلب است.
موضوع بعدی که در مقایسه با بخش قبل می‌تواند مفید واقع شود، بحث امکان حرکت‌های غیرمادی در فضای خارج از فضای ۳بعدی است. این‌گونه حرکت‌ها برای ما انسان‌های ۳بعدی غیرقابل تصور و غیرممکن است. اما وجود این نوع حرکت‌ها در فضایی با ابعاد بالاتر نباید به خاطر عدم امکان تصور فیزیکی ما از آنها،‌رد شود چرا که مطابق نکاتی که در بخش قبلی مطرح شد، حرکت رو به بالا و پایین نیز برای موجودات ۳بعدی غیرممکن و بی‌معنی است ولی برای ما انسان‌ها امری بدیهی و شدنی است.
بنابراین از نقطه نظر علمی روایت‌ها و داستان‌هایی که بعضا در منابع دینی و عرفانی ما آمده است، نه تنها در فضای مربوطه عملی هستند بلکه برای خود آنها (موجودات خداگونه) امری بدیهی و پیش پا افتاده است.
در آخر به بحث نظریه فیزیک در مورد انحنا و و پیچ خوردگی عالم ۳بعدی، می‌پردازیم. طبق نظریه‌های جدید فیزیک منشا نیروی گرانش در مقیاس‌های کیهانی و کهکشانی ، جاذبه‌ اجسام و کرات نیست( مطابق فیزیک کلاسیک و فیزیک نیوتنی منشا نیروی گرانش جاذبه کره زمین است) بلکه این نیروها به انحنا و پیچ خوردگی عالم مربوط می‌شود. در واقع طبق این نظریه‌ها، عالم ۳بعدی ما به طور موضعی اقلیدسی (صاف) ولی به طور سراسری نااقلیدسی است.
یک روش برای درک این موضوع، یادآوری انحنا و پیچ‌خوردگی صفحه کاغذ مربوط به موجودات ۲بعدی است که قبلا مطرح شد. انحنا و تاب خوردگی صفحه کاغذ برای ما امری بدیهی و به طور سراسری،‌ نااقلیدسی بودن آن روشن است،‌ در حالی که انحنا وپیچ خوردگی صفحه کاغذ برای ساکنان ۲بعدی، قابل تصور نیست.
از طرفی خمیدگی زمان به این معناست که گذر زمان در فضای زندگی ما به طور خطی و اقلیدسی است و زمان با سرعت یکنواخت و با رابطه خطی می‌گذرد و تغییر می‌کند. این خاصیت گذر زمان نیز به طور موضعی خطی است ولی به طور سراسری و در ابعاد وسیع و مقیاس‌های کیهانی، تغییر زمان غیرخطی است. این موضوع به اتساع زمان موسوم است، یعنی گذر زمان در فضای خارج از ما می‌تواند فشرده و انقباضی باشد. این موضوع را نظریه نسبیت نیز تایید می‌کند.
نوشته شده توسط یاسین قاسمی در 1390/04/27 و ساعت 00:04
ویرایش شده در - و ساعت -
لینک ثابت | نظرات

 جنجال ارواح | متافیزیك ,

جنجال ارواح

جنجال ارواح● بعد سوم و دنیای سوم
انسان سه بعد وجودی عقل، روح (نفس) و جسم دارد. انسان زندگی می‌كند و سپس می‌میرد. جسم او در زمین تجزیه و تبدیل به مواد دیگری می‌شود و كمتر اثری از آن در دل زمین به جای می‌ماند. اما روح كه بعد سوم وجود انسان است چه می‌شود؟ و در چه جهانی به هستی خود ادامه می‌دهد؟ گذشتگان كه مرده‌اند و جسمشان در دل خاك آرمیده ارواحشان چه شده است؟ آیا آنها ما را می‌بینند؟ و از ما انتظاراتی دارند؟ جهان ارواح چیست؟
امروز دیگر اندیشه‌های مادی نمی‌توانند در برابر این واقعیت تسلیم نشوند كه انسان روح دارد و پس از مردن جسم در دنیای مادی و ادامه حركت جوهر آن و تبدیل به مواد دیگر، روح همچنان به هستی خود در جهانی دیگر ادامه می‌دهد. پس مردن جدا شدن روح از جسم است و قضایای متعددی از گوشه و كنار جهان درباره ارواح نقل شده است كه تواتر و كثرت اخبار آن هرگز اجازه نمی‌دهد اصل مسئله ارواح انكار شود. باید اندیشید كه انسان به چه جهان دیگری و برای چه كاری می‌رود؟ اساس آمدن انسان در این دنیای مادی برای چیست؟ چه كسی تدبیر مسیر هستی انسان را از دنیای جنینی تا جهان ماوراء طبیعت بدون هیچ كم و كاستی در اختیار دارد؟ آنچه كه می‌خوانید بررسی وقایعی است كه نه تنها هستی ارواح انسان‌ها را در جهانی دیگر ثابت می‌كند بلكه توجه و حتی درگیری آنها را با جهان مادی به خوبی روشن می‌كند.
مطالب ذیل از منابع مستند و معتبر غربی گرفته شده‌اند كه اثبات هستی ارواح انسان‌ها در دنیایی دیگر و انتظار آنها برای ورود به یك مرحله دیگر از جهان هستی را به خوبی اثبات می‌كند. به آن دنیای سوم می‌گویند دنیایی كه متعلق به دیگران است.
مزاحمت (ارواح جنجال‌گر) مسئله‌ای نیست كه به تازگی به وجود آمده باشد، چنین مواردی در حدود سال ۹۰۰ بعد از میلاد در چین و حتی قبل از آن، بر طبق سند دیگری، در ۵۳۰ قبل از میلاد در روم ایتالیا دیده شده بود. عبارت اصلی آن پولترگایست به زبان آلمانی و به معنای <ارواح جنجال‌گر> است كه به پدیده‌هایی اختصاص دارد كه اغلب سر و صداهای عجیبی ایجاد می‌كنند. برخی از دانشمندان معتقدند كه این پدیده بیشتر به یك شخص جوان و مونث كه تا حدودی تحت استرس قرار گرفته است، مربوط می‌شود تا یك مكان. شخصی كه مركز حمله قرار گرفته به هر كجا كه برود، اعمال ارواح شرور در تعقیب اوست. اما آندرو گرین پژوهش‌گر معروف پدیده‌های فوق‌طبیعی اعتقاد دارد به‌هیچ‌وجه این پدیده‌ها صرفا مربوط به شخص نیست. بلكه این تجارب می‌تواند نمونه‌ای از سایكوكینه‌سیس، یعنی قابلیت به حركت در آوردن اشیاء و ایجاد سر و صدا، تنها از طریق فكر و ذهن و یا منتج از یك ذهن ناخودآگاه و خلاق افراد، از هر جنسیت (و از سنین ۳ تا اواخر۴۰ سالگی) باشد كه در نتیجه ضربات روحی و مشكلات روانی، و در اثر عواطف و احساسات سركوب شده به وجود آمده است.
● تجاربی در ارتباط با ارواح جنجالگر
اتفاقی غیرمعمول در حال وقوع بود، جا به‌جایی و مرتب شدن خود‌به‌خود لوازم منزل، بوهای نامطبوع، صداهای عجیب و غریب و... در آگوست ۱۹۹۲ خانواده گریگز دو ماه بود كه به خانه‌‌ای در پورت اسموت انگلستان نقل مكان كرده بودند. ساختمان دارای دو اطاق در بالا و دو اطاق در پایین بود. به نظر می‌رسید كه مركز این سر و صداها، یكی از اطاق‌های طبقه پایین باشد. تمام اعضای خانواده می‌ترسیدند كه وارد آن شوند.
خانم گریگز با ناامیدی، یك كشیش و یك شخصی كه دارای توانایی‌های فراطبیعی بود را برای بررسی آنچه كه اتفاق می‌افتاد به منزل‌شان دعوت كرد. با ناباوری متوجه شدند كه دلیل تمام این اتفاقات دختر جوان‌شان جاسمین است كه توسط روح مستاجر قبلی تسخیر شده است.
صحت این فرضیه زمانی آشكار گردید كه جاسمین ناگهان با لهجه و صدایی عجیب شروع به صحبت كرد. صدای او بدون آن‌كه كنترلی بر آن داشته باشد، شبیه فردی بزرگسال بود. او به سوالات مادرش مرتب با لهجه شمالی، پاسخ می‌داد.
برای بررسی بیشتر موضوع، دو مدیوم (واسطه ارتباط با ارواح) دعوت شدند، آنها شبح را مردی به نام <پرسی> شناسایی كردند كه اهل شمال انگلستان بود. بر طبق گفته آن دو، جاسمین و پرسی دوستانی صمیمی شده بودند.
گرین معتقد است كه این مورد نشان می‌دهد كه چگونه نیروی ذهنی تحت تاثیر مشكلات ذهنی می‌تواند شبیه به پدیده‌های مافوق‌طبیعی بروز كند و با اغلب پدیده‌های فراروانی متعارف اشتباه گرفته شود. این نظریه هم‌چنین توسط متخصص پدیده‌های فراروانی ویلیام جی. رول آمریكائی تایید گردید. او دریافت كه از ۹۲ مورد حضور ارواح جنجال‌گر كه فردی مركزیت آن را دارد، چهار مورد، حملات صرعی بوده‌اند.
‌پس از مطالعه تحقیقی رول، گرین نیز پذیرفت كه در بعضی از موارد ارواح جنجال‌گر ممكن است ناشی از صرع موقت بخشی از مغز باشد. در این شرایط، افراد از اختلال حافظه رنج می‌برند كه می‌تواند از یك دقیقه تا نیم‌ساعت باشد. اما بر طبق یافته رول صرع درصد كوچكی از آن موارد را در برمی‌گیرد.
● لمس ارواح
(رنه توكه) محقق و روح‌شناس فرانسوی داستان‌هایی از تجربه اشباح در كتاب‌های خود ذكر كرده كه بخشی از آن مربوط به خانم <وی> است. خانم (وی) با (توكه) در ارتباط با رویت اشباح مشورت می‌كرده است. تجربه زیر مربوط به یكی از یادداشت‌های اوست كه برای (توكه) فرستاده است.
‌خانم (وی) در یكی از شهرهای فرانسه همراه با دو پسرش یك منزل قدیمی متعلق به قرن هفده را خریداری نمود و در ششم ژوئیه سال ۱۹۵۵ در این منزل استقرار یافت. این منزل به شكل قلعهای قدیمی با باغ بزرگی بود كه نمازخانه و محراب نیز داشت. آنها به زودی متوجه شدند كه اشباحی در آن منزل رفت و آمد دارند. این اشباح مربوط می‌شدند به ارواحی كه در گذشته دور در آن مكان مقیم بودند.
‌یكی از این اشباح، روح شخصی بود كه در زندگانی خود باعث مرگ مردی شده و دچار عذاب روحی بود. این روح در گفتگویی كه با خانم (وی) داشت، داستان طولانی و غم‌انگیزی درباره مرگ یك انسان از گرسنگی و تشنگی و سرما در سیاه‌چال را بیان كرده و از این‌كه با رذالت و سهل انگاری و بی‌توجهی خود باعث شهادت آن مرد شده است، احساس ندامت و پشیمانی می‌نمود.
‌پروفسور (توكه) استاد موسسه بین‌المللی ماورای روانی پاریس كه نقل‌كننده این واقعه است، خانم (وی) را تشویق و ترغیب می‌كند از شبح عكس‌برداری نموده و در صورت امكان آن را لمس نماید. یكی از پسرهای خانم (وی) به نام ژان در فرصتی از شبح عكس گرفت. ‌خانم ( وی) فیلم را در اختیار پروفسور توكه قرار داد. او فیلم را ظاهر كرد و دلیل بارزی بر این مدعا بدست آورد. پروفسور توكه این دو عكس را در كتابش چاپ نموده است. ‌چند هفته بعد خانم (وی) پیشنهاد دوم پروفسور توكه را عملی نمود. این زن در دنباله یادداشت‌های خود چنین می‌نویسد:
...<یك‌شب در اواخر ماه نوامبر گاستون پسرم را كه با قطار ساعت یك و نیم بعد از نیمه شب می‌رفت بدرقه نمودم. حدود ساعت دو و ده دقیقه بود كه از ایستگاه قطار (مولن) بر‌گشتم. وقتی وارد منزل شدم تكان دهنده‌ترین واقعه دوران زندگیم رخ داد.
‌در آن شب به‌خصوص، من اصلا به روح و شبح فكر نمی‌كردم. چون به‌دلیل رفتن پسرم دلم به‌شدت گرفته بود. من قبل از ژان، كه رفته بود اتومبیلش را در گاراژ پارك كند، وارد منزل شدم. به محض این‌كه در را باز كردم دیدم شبح روی پلكان سرسرا ایستاده است.
درست همان‌جایی كه یك‌سال پیش بر من ظاهر شده بود. من وحشت زده در جایم خشك شدم، سرانجام به خود آمدم و توانستم خودم را كنترل كنم. این دفعه از پله‌ها بالا رفتم و بعد از این‌كه شبح چند كلمه‌ای صحبت كرد، چشمم را بستم و دو تا دستم را فرو كردم توی سینه و شكم شبح، ناگهان تكان شدیدی در همان نقطه بدنم احساس كردم. بعد یك سرمای منجمد‌كننده كه نفسم را به طرز توصیف‌ناپذیری بند آورد، تمام وجودم را فراگرفت. شبح با این حركت من عقب رفت و ژان كه از پایین ناظر صحنه بود فریاد زد : (مادر ، چكار كردی؟) داشتم می‌افتادم كه ژان مرا بغل كرد و به اتاقم رساند. ‌خیلی زود دستانم ورم كردند و شروع به سوختن نمودند، درست مثل این‌كه از سرما سوخته باشد. ژان مرتب برایم آب نیمه گرم می‌آورد و من دستانم را در آن فرو می‌بردم. كم كم درد كمتر شد و با خستگی تمام به خواب رفتم. فردا صبح به هیچ‌وجه نمی‌توانستم انگشتانم را تكان دهم. چون انگشتانم ورم كرده بودند. ژان با زحمت توانست انگشترهایم را درآورد.
‌حداقل دوماه دست‌های من متورم بود و سوختگی‌های متعددی كه شبیه زخم ناشی از چنگ گرفتگی بود به وضوح روی آنها به چشم می‌خورد. از آن پس پوست دستانم خراب و بسیار ضخیم شدند.
‌هنوز گاهی در ناحیه سینه و شكم خود احساس درد می‌كنم یعنی همان نقطه‌ای از بدن شبح كه دستم را در آن فروكردم. اما از این كار خود به‌هیچ‌وجه متاسف نیستم زیرا مدت‌ها بود كه می‌خواستم بدانم آیا زیر این غبار ابر مانند، اسكلتی وجود دارد یا نه و فهمیدم هیچ چیزی نیست و شبح از یك نوع بخار منجمد درست شده كه كمی هم لزج است.
‌پروفسور (توكه) آثار سوختگی و تورم روی دست خانم (وی) را در پاریس تایید نموده است.
نوشته شده توسط یاسین قاسمی در 1390/04/27 و ساعت 00:03
ویرایش شده در - و ساعت -
لینک ثابت | نظرات

 جنبه های درمانی هیپنوتیزم | متافیزیك ,

جنبه های درمانی هیپنوتیزم

جنبه های درمانی هیپنوتیزمواژه هیپنوز و هیپنوتیزم از ریشه یونانی مشتق شده است که به معنی خواب است و در سال ۱۸۴۲ وارد دایره المعارف روان شناسی شد. هیپنوتیزم عبارتست از یک نوع حالت روانی مخصوص که تحت تلقینات شخص «خواب کننده» توسط شخص «خواب شونده » پذیرفته می شود به شرط این که تلقینات برخلا ف احساس و وجدان شخص خوابرو نباشد. عده ای هیپنوتیزم را تمرکز و توجه شدید روی موضوع یا نقطه ای خاص می دانند. هیپنوتیزم یک واقعیت است که در عین شگفت انگیزی پدیده ای عادی است. اگر چه می تواند برای عده ای وسیله تفریح و جلب توجه شود ولی در کل پدیده ای است علمی که مفید و سودمند است و گاه ممکن است مورد سو» استفاده قرار گیرد و فاجعه بیافریند.
در درجات اولیه هیپنوتیزم، شخص آگاهی کامل دارد، کاملا احساس می کند که بیدار است، صداها را می شنود. اگر تلفن زنگ بزند می فهمد ، در درجه اول و دوم هیپنوتیزم، شخص هیپنوتیزم شده نمی فهمد که هیپنوتیزم است. تصور می کند که بیدار است و فقط احساس می کند که بدنش یا دستش سنگین است.
در این تحقیق در مورد برخی جنبه های کاربردی هیپنوتیزم در روان درمانی و معالجه لکنت زبان و کاربرد هیپنوتیزم در زایمان بی درد تحقیقاتی صورت گرفته که هر یک را به طور مختصر به اطلا ع شما عزیزان می رسانم.
● کاربرد هیپنوتیزم در روان درمانی
▪ نوروزها و هیپنوتیزم:
نوروز یکی از دوگروه بیماری های روانی است که به صورت ناسازگاری های هیجانی، به علت وجود منازعات حل نشده در شعور تاریک انسان به وجود می آید و ناتوانی و ضعف و عدم کمال شخصیت در بروز اختلا ل نقش اساسی دارد. این افراد تماس خود را با دنیا و واقعیت کاملا از دست نمی دهند. اضطراب محصول اصلی کشمکش ها در افراد نوروز است. روان کاوان معتقدند که سالها باید روانکاوی کرد تا علت تضاد فکری فرد مشخص شود. ولی پیدا کردن این تضاد و کشمکش افکار متضاد از طریق هیپنوتیزم چندان مشکل نیست که در عرض چند جلسه بیمار کلیه جزئیاتی که باعث بیماری اش شده به سهولت به یاد میآورد.
▪ هیستری و هیپنوتیزم:
حالت های روانی افراد هیستریک از افراد عادی کاملا متفاوت است آنها دمدمی و متلون المزاج هستد بدون انگیزه می خندند و گریه می کنند، عکس العمل هایشان مبالغه آمیز است آنها در خود نیاز به خودنمایی در برابر دیگران احساس می کنند این افراد نسبت به تلقین خیلی حساس هستند. آنها در خود نیاز به خودنمایی در برابر دیگران احساس می کنند. زیرا ضعف مغز آنها امکان مقاومت کافی را به آنها نمی دهد. هیچ کس به اندازه یک فرد هیستریک، هیپنوتیزم نمی شود.
این گونه بیماران هیچ مقاومتی در برابر هیپنوتیزم نشان نمی دهند.
در این جا این سوال مطرح می شود که آیا یک فرد هیستریک را می توان برخلا ف میلش هیپنوتیزم نمود؟
جواب خیر است. زیرا بیمار باید همکاری لا زم را داشته باشد تا این امر صورت گیرد. افرادی که هیستری آن ها بسیار شدید است نسبت به هیپنوتیزم مقاومت بیشتری نشان می دهند. به طور کلی افراد هیستر یکی که مورد هیپنوتیزم قرار می گیرند به آسانی می توانند معالجه شوند و بهبود یابند.
● هیپنوتیزم و طب
هیپنوتیزم در طب به صورت های زیر استفاده می شود:
- به صورت خواب درمانی
- برای از بین بردن درد
- در وضعیت های عمومی طبی
- آسم یا تنگی نفس
- آلرژی یا حساسیت های مختلف و کهیرها
- وسواس، اندیشه های جزمی و ترس های بی جا
- بی خوابی
ـ شادابی و زیبایی چهره
● کاربرد هیپنوتیزم در لکنت زبان
شاید بزرگترین آرزوی یک فرد الکن معجزه ای باشد که لکنت او را از بین ببرد و او هم بتواند آزادانه و روان در مجالس صحبت کند.
در سال ۱۹۶۴ کارلو مارچزی در طی یک مقاله در مجله «مدیکال هیپنوتیزم» مدعی بود که ۹۸ مورد لکنت زبان را به وسیله خواب مصنوعی معالجه کرده است که اساس آن تمرینات تنفسی بوده است.
دو روش برای حمله به لکنت زبان وجود دارد:
۱) در این روش فرد الکن تحت نفوذ تلقینات هیپنوتیزمی قرار می گیرد و می تواند کلمات القایی را بدون لکنت بیان کند متقاعد می شود که این امکان وجود دارد که بتواند بدون لکنت صحبت کند. این روش باعث می شود هیجانات منفی از بین برود و فرد اعتماد به نفس خود را دریابد.
۲) این روش برای افراد الکن باهوش به کار می رود که لکنت زبان شدیدتری دارند، در این حالت شخص توسط خواب مصنوعی عمیق به گذشته برده می شود موقعی که لکنت زبان شدید و ناراحتی داشته است. در این وقت در حال هیپنوتیزم عمیق به او تلقین می شود که صحبت کند.در این موقع توجه فرد بر انقباض تشنجی دیافراگم، حنجره و وضع تنفس معطوف می شود. بلا فاصله به وی گفته می شود که به طریقی که به او آموخته شده تنفس کند و همان کلمات را در وضعیت تلفظ کند. به این ترتیب خطاهایی که در گذشته هنگام صحبت کردن مرتکب می شد اکنون اصلا ح می شود و به راحتی صحبت می کند.
البته انواع تنفس ها و تمرکزها در این روش از ابزار اصلی است.
● زایمان بی درد به وسیله هیپنوتیزم
برای زایمان به کمک هیپنوتیزم باید از خانم های بارداری استفاده شود که دچار بیماری های روانی نباشند کسانی که دچار بیماری های وسواسی، عقده های روانی و کمبودهای عاطفی هستند، برای هیپنوتیزم مناسب نیستند.
تفاوت دیگر این نوع زایمان این است که در آن به ضمیر آگاه فرد تلقین می شود که زایمان بی درد است. در حالی که تنش ها و اضطراب ها در ضمیر ناخودآگاه زن باردار تمرکز یافته است و هیپنوتیزم در این محل اثر می کند و تمام یافته های منفی ویرانگرانه را از وجود زائو خارج کرده و با یک نیروی قوی تر از اراده زائو به او می قبولا نند که زایمان بدون درد است.
برای استفاده از زایمان بی درد باید به ریلکس عمیق در عضلا ت باسن و شکم دست یافت و همیشه با شادی درباره خود و زایمان و نوزاد فکر کرد و هرگز فکرهای خطرناک را به ذهن راه نداد.
زنانی که از اصول هیپنوتیزم آگاهی دارند در هنگام درد با ریلکس کردن خود این درد را به آرامش تبدیل کرده و احساس مطبوع تری دارند. یکی از نکات مهم در اینجا توجه به نوع تنفس است که باید آرام، عمیق و منظم باشد که در طول بارداری به زائو آموخته می شود.
در خاتمه و نتیجه گیری کلی باید گفت که از این پدیده شگفت همواره با احتیاط و دوراندیشی و رعایت مسائل علمی، به عنوان ابزاری جهت خدمت و یاری رساندن به همنوع استفاده کرد.
نوشته شده توسط یاسین قاسمی در 1390/04/26 و ساعت 00:03
ویرایش شده در - و ساعت -
لینک ثابت | نظرات

 جنبه های پنهان متافیزیک حضور | متافیزیك ,

جنبه های پنهان متافیزیک حضور

جنبه های پنهان متافیزیک حضوربه نظر دریدا، واسازی می کوشد تا عملکرد اغلب پنهان آنچه را که او «متافیزیک حضور» می خواند آشکار کند . این اصطلاح به فرضیات سنت فلسفی و متافیزیکی ای اشاره دارد که بر مبنای باور به «حضور» بنیاد نهاده شده است، یعنی بر باور به نقطه ی ارجاع استعلایی و وحدت بخشی استوار است که به تنهایی می تواند نهایت فهمایی و قدرت تمایمت بخش گفتمان خود را تضمین کند. این مرکز می تواند صورت های گوناگونی به خود بگیرد: خدا، حقیقت، اصل (arche) ، و غایت (telos) .مثلا ً به نظر دریدا، مفهوم مدلول فردینان دو سوسور، و یا فقدان قضیه یی که لاکان آن را حقیقت پایه ای اختگی نظام نمادین می داند.، کارکرد یک مرکز متافیزیکی را دارند.
دریدا نشان می دهد که اندیشه و تاریخ همواره ریشه در متافیزیک داشته اند، و در غرب این بدان معناست که تاریخ همیشه نوعی انحراف میان دو حضور قلمداد شده است نوشتار و تفاوت ، همچون فاصله ی میان تبعید از مکان اصلی ای که فرد پس از یک دوره ی تأخیر و سرگردانی به آنجا باز می گردد . در اصطلاح متافیزیک ،هبوط در تاریخ- فرو رفتن در زمان و مکان ودور شدن از حضور اصیل – همواره با هبوط در نظم زبان ونشانه همراه است. ما مقیم این قلمرو هبوطی هستیم، حضور مدلول هموراه غایب است هر چند که وعده و یاد آن هست- ظهور آن تا «پاروسیا» در آخر زمان به تعویق می افتد. دریدا این کلمه ی یونانی را که به معنای «حاضر» یا «حاضر بودن» است ، مترادف با اصطلاح «حضور» به کار می برد؛ این واژه در الاهیات هم معنای خاص خود را دارد و به ظهور یا بازآیی مسیح در «روز داوری» اشاره دارد، و این معنایی است که دریدا به وضوح با آن بازی می کند. او همچنین در کنار ایده ی حاضر بودن و یا ایده ی حضور سوژه در محضر خود در خود آگاه اش ، از مفهوم زمانی حاضر نیز بهره می گیرد؛ همه ی این معانی، به نحوی از انحناء متضمن بی واسطگی آگاهی نسبت به موضوع خود هستند.
● متن « TEXT »
متن ساختاری است متشکل از عناصر معنادار، و از طریق همین متن است که وحدت نسبی این عناصر- وحدتی که می تواند عمیق یا شکننده باشد- متجلی می شود. درنتیجه، متن مشتمل است بر
۱) عناصر معنادار،
۲) وحدت این عناصر ،
۳) تجلی این وحدت.
در معنایی محدودتر، «متن» به واحدهای زبانی محدود می شود ودر معنایی فراخ تر ، هر گروهی از پدیده ها، و حتی کل خود هستی را می توان نوعی متن قلمداد کرد.
از آنجا که کل هستی نوعی متن قلمداد می شود،؛ آن را می توان نوعی «زبان» هم انگاشت؛ این مفهوم از هستی شناسی یونانی- مسیحی حلول لوگوس یا کلام در جهان اخذ می شود. فلسفه ی ژاک دریدا، به تأسی از مارتین هیدگر ، در مقام تأملی بر تاریخ این هستی شناسی سر بر می آورد و پیش نهادش این است که آنچه به کلام محوری تفکر غربی موسوم است، از طریق کارکردی کردن مفاهیم بنیادی آن، واسازی شود. از نظر دریدا ، بیان این که مثلا ً ((«حقیقت» ، «کارکرد» یک سیستم است)) به این معنا که چیزی منطبق با این پدیده ی آرمانی وجود ندارد : آنچه ما حقیقت می نامیم حاصل روابط هم بسته ی نظامی است که به صورت متن درک می شود؛ این حقیقت، به نوبه ی خود و در قالب مفاهیم معنادار نظام، پی آمد هایی در رفتار ، عاطفه و قدرت دارد. با این همه، تعبیر دریدا از متن به مثابه ی نوشتار یا متنی ست، مبتنی بر این فرض است که تمامیت هستی را نظام نقش مند نوشته ها یا اطلاعاتی بینگاریم که قاعدتا ً کلیه ی سطوح هستی را در برمی گیرد. بنابر این ، نوشته ها یا اطلاعات ژنتیکی، زبانی و رایانه ای همگی سویه هایی از این متن فراگیر خواهند بود.
در هر کوششی برای فهم متن این پرسش مطرح می شود که عناصر این کل ساخت مند چگونه و بر اساس کدام وجه هستی باید تعریف شوند؛چرا که این موضوع چیستی فهم ِ ما از زبان را تعیین می کند. در مباحث دوران ما، مفاهیم و برداشت های ساختارگرایانه غالب هستند . زبان شناسی سوسوری که شالوده اش بر پایه ی آوا شناسی بنا شده است، بر این باور است که زبان مشتمل بر نشانه هایی است که بر اساس تفاوت های مادی و غیر منطقی شان مشخص می شوند . افزون بر این، نظام نشانه ها نهادی قراردادی تلقی می شود. نشانه بر خلاف نمایه و شمایل، نسبتی وجودی یا قیاسی با آنچه باز می نمایاند ندارد. تفسیر متن جهان به مثابه ی نظامی از نشانه ها (یا آنگونه که پساساختارگرایان می گویند، نظامی از دال ها)، وجه تجلی چیزها را به ساختار های منحصرا ً انتزاعی یک نظام صوری فراچنگ می آیند. مثلا ً سویه هایی از یک اثر هنری، کنش اجتماعی یا تجربه که در قالب صورت گرایانه ی تحلیل دو گانی نمی گنجند ، نمی توانند خود را تجلی ببخشند. و آنچه می تواند خود را متجلی کند حضور وجودی ندارد وتنها وانموده ای از هستی است. زیرا یک کارکرد ، عنصری شرطی شده و شرطی کننده از یک نظام پیش انگاشته است و هیچ گاه اصالت ندارد: این کارکرد با کارکرد های دیگر ترکیب می شود تا عناصر نظام را به اشکال گوناگون تکرار کند. به این ترتیب، هر رخ داد مفروضی تکرار و بازگویی چیزی است که پیش تر مکتوب شده است.
بر پایه ی نظریه ی ساختارگرایی، زبان به طبیعت بی شکل ، شکل می دهد (رولان بارت، فریدریش نیچه) . بر این اساس، زبان طبیعت را ترسیم می کند و موجب می شود طبیعت در حکم داده ی یک ساختار معین تجلی کند. اشکال متنوع این داده گی ِِ پیش بوده، در قالب انواع رمزگان های فرهنگی زبان نظم می گیرند (بارت) ؛ و این رمز گان ها - در قالب تحولات آتی اندیشه های متأثر از ساختار گرایی- نقش منبع و انباره ی گفتمان را بازی می کنند (میشل فوکو). نشانه ها، رمزگانهایی که نشانه ها را نظام می بخشند و آنها را به گفته هایی در قالب یک فرهنگ بدل می کنند، و گفته هایی که این رمزگان متعلق به آنهایند، سه عنصر تعیین کننده در متن ساختارگرا هستند .
بارت در مقاله ی "از اثر تا متن" رمزگان را به تمامی اشکال و صوری اطلاق می کند که زبان بر واقعیت تحمیل می کند تا پیشاپیش ادراک ما از واقعیت و از خودمان را شکل بخشد. بنابراین مثلاً می توان از رمزگانهای نحوی شکل دستوری جمله، یا از رمزگان های روایی که منطق علی ِ معنایی که بر معنای متعین فرهنگی ای که ما ادراک می کنیم حکم فرما هستند، سخن گفت. تمامی انواع رمزگان کلیشه هستند. پس فرایند تجزیه را بر واقعیت تحمیل می کنند . پس فرآیند تجزیه و تحلیل ادبی شامل شناسایی رمزگان های حاکم بر اثر می شود (رمزگانه های یاد شده و نیز سایر رمزگان). این کار حوزه ی روش شناسانه ای را پی می ریزد که متن ادبی از درون آن زاده می شود . این حوزه مجموعه ای از گفتمان ها را سامان می دهد که کل نظام تحقیق را در بر می گیرد. این نظام شامل گستره ی کتاب شناختی متن، شرایط خاص فنی ، روان شناختی و جامعه شناختی حاکم بر تولید متن می گردد. این نظام، همچنین، نقد و مصرف متن یا دریافت متن را نیز در خود می گنجاند . مثلا ًً اگر در یک طرح تحقیقاتی ، توجه معطوف به شرایط اجتماعی تولید باشد، رمزگان معنایی نقش عمده و برجسته ای در آن خواهد داشت. در نتیجه، فرآورده ی چشم اندازی روش شناختی است؛ چشم اندازی که بر دو فرض میتنی است. یکی اولویت داشتن تاریخی شرایط اجتماعی و دیگری این که گذشته ی تاریخی و هستی خود ما نوعی نظام دلالت گر رمزگان بنیاد است. از آنجا که متن ادبی تابعی از حوزه ی روش شناختی مولد آن است، بنابراین، وجود متن ادبی مبتنی است بر عملکرد آن در حکم جزئی از قدرت (و در این معنا یک ارزش فرهنگی است) در چارچوب همان حوزه ی روش شناختی . مثلا ً با توجه به روش نقد مارکسیستی برای بهره گیری از نظام تحقیق جهت شکل گیری متن، متن در برنامه ی مارکسیستی ادغام می شود و به سلاحی ایدئولوژیک در خدمت نبرد طبقاتی در می آید.
بنابراین از نظر مارکسیسم ، متن ادبی به سان، رمزگان های معنایی در هم تنیده ای پدیدار می شود که سازنده ی آگاهی (طبقاتی ) است . در تقابل با تلقی سنتی از اثر که بیشتر آن را یک شیء می انگارد تا یک کارکرد ؛ امروزه متن ادبی را اساسا ً فاقد هر گونه استقلال ، فاقد هر گونه ویژگی ماندگار وذاتی ای – مانند وحدت صوری اثر- می دانند که بتواند داوری ما مورد متن را توجیه کند. متن کلاسیک منابع ادبی، تأثیرات ژانری و شرایط تاریخی و اجتماعی را در قالب یکپارچه گی چیزی نو، به هم می تند (ظاهرا ًً مانند گیاهی که عوامل تعیین کننده ی وجودش را به نسوج خود بدل می کند)، واین درحالی است که که متن ادبی انسجام خود را از رمزگانهایی می گیرد که آن متن را در کل شبکه ی دلالت ادغام می کنند. در حالی که ثبات و خود بودگیی ِ اثر از مثلا ً تقلید یک ژانر معین- از قبیل غزل یا حماسه- ناشی می شود، ثبات یک متن ناشی از تجزیه و تحلیلی است که اثر را اوراق می کند تا تعامل رمزگان های موجود در آن را کشف کند: رمزگان ها در جریان دگرگونی ِ مدام متنیت ثابت می مانند واین متنیت دگرگون شونده تمایزات متنی و ژانری را که در گستره ی یکپارچه ی دلالت حل می کند؛ گستره ئی که خود سطوح متفاوتی از پیچیدگی را داراست ( پیچیدگی – که نباید آن را با کیفیت خلط کرد- خود در مقام یک ارزش فرهنگی پدیدار می گردد و در نتیجه از عوامل جذابیت متن ادبی است). افزون بر این، خودبودگی ِ خواننده نیز ساختاری از نشانه های رمزگان بنیاد تلقی می گردد ودر نتیجه، خودبودگی منوط می شود به تکرار متنیت. دست کم بر این اساس ، می توان گفت که "بودن" به معنای رابطه ی کمابیش پیچیده ی مجموعه ای از کلیشه ها است.
یکی از مبنای درک رایج و امروزین متن، این فرض است که متن را باید فارغ از سرشت زبانی یا غیر زبانی آن، عنصری کاملا ًً قراردادی در یک نظام دلالتی دانست. این رهیافت متعاقبا ًً به ما نشان می دهد که هر عنصری که در اقتصاد نظام نقش مند نباشد نمی تواند خود را تجلی بخشد از آن جا که بر اساس ساختار گرایی برانیسلاو مالینوفسکی، یکی از کارکردهای اسطوره ، حفظ کارایی نظام اجتماعی است، درنتیجه، حقیقت وجودی و نامستور یک اسطوره – مثلا ً مسیحیت – را نمی توان در چار چوب یک متن مردم شناختی آشکار ساخت یا حتی درک کرد. یعنی مثلا ً یک شعر برای ورود به قلمرو علوم انسانی باید کارکردی از کارکرد های گفتمان های زبان شناختی ، روان شناختی و ایدئولوژیک به حساب آید.
به این ترتیب ، شعر قابل محاسبه می شود و می توان آن را با نظامی علی درآمیخت. پس برداشت امروزین از متن تلویحا ً به نظام منسجمی از مناسبات علت و معلولی اشاره دارد؛ مناسباتی که چیزها خود ، در مقام اجزاء اقتصاد ِ نهادین ِ امر از پیش شناخته شده (امر از میان رفتنی و مصرف شدنی) ، از آن استخراج می گردند . در این برداشت، امر ِ یکه و غیر قابل محاسبه و ناشناخته اساسا ً کنار گذاشته می شود. به این اعتبار، فهم ِ امروزین و شاخص متن متناسب است با فرو کاست فن آورانه ی همه چیز و بازنوشت آنها در اقتصاد پسامدرن تولید و مصرف .
نوشته شده توسط یاسین قاسمی در 1390/04/26 و ساعت 00:02
ویرایش شده در - و ساعت -
لینک ثابت | نظرات


-=-=- برای حمایت از سافتستان روی بنر های زیر تنها یك كلیك بكنید -=-=-


    حقوق این سایت محفوظ است و کپی از آن تنها با ذکر نام مجاز می باشد
All Rights Reserved 2005-2011 © http://softestan.ir

 Resolution: 1024 * 768


    آدرس:زاهدان - صندوق پستی: 9815648619


منوی اصلی

موضوعات


اخبار اینترنت(1841)
زنگ تفریح(458)
متافیزیك(159)
داستان(209)
دعوتنامه جی میل(1)
اینترنت رایگان(4)
سینما(685)
ترفند یاهو(9)
ترفند(198)
کانال تلویزیون(8)
اینترنت مجانی(1)
اخبار ورزشی(456)
کد جاوا و قالب(25)
بازی(562)
موزیك مجاز(149)
فیلم مجاز(9)
آموزش(139)
کتاب آموزشی(118)
اکانت اینترنت(7)
مزاحم تلفنی(7)
هاست رایگان(3)
اینترنت نامحدود(2)
نرم افزار سیاه(88)
نرم افزار کاربردی(1317)
نرم افزار پرتابل(530)
نرم افزار آنتی ویروس(356)
نرم افزار طراحی لوگو(8)
نرم افزار فشرده ساز(45)
کلیپ و ملودی موبایل(360)
نرم افزار دوربین زنده(13)
آموزش ساخت وبلاگ(3)
نرم افزار رایت و کپی(93)
سیستم عامل ویندوز(89)
سیستم عامل لینوکس(12)
سیستم عامل ویستا(21)
نرم افزار جستجو(5)
نرم افزار تلویزیون و رادیو(37)
نرم افزار دسکتاپ(317)
نرم افزار صدا(132)
نرم افزار تصویر(296)
نرم افزار تلفن(5)
نرم افزار برنامه نویسی(7)
نرم افزار آفیس(28)
نرم افزار سرگرمی(37)
نرم افزار طراحی سایت(16)
نرم افزار مدریت دانلود(118)
نرم افزار گرافیک(367)
نرم افزار مسنجر(65)
نرم افزار مرورگر(52)
نرم افزار فتوشاپ(168)
نرم افزار اینترنت(99)
نرم افزار اتوکد(9)
نرم افزار ایمیل(20)
نرم افزار انیمیشن(50)
آموزش نرم افزار(24)
تماشای تلویزیون(6)
فروشگاه سایت(13)
قرعه کشی(7)
تبلیغات(3)
دامین رایگان(2)
نام و کد شهرهای ایران(1)
بازی پلی استیشن در رایانه(10)
ویژوال بیسیك(3)
هاست و دامین (3)
آشپزخانه سافتستان(101)
مشکل گشا(11)
نام های اصیل ایرانی(1)
دنیای اتومبیل(144)
آموزش رانندگی(21)
بیوگرافی (51)
سیر و سیاحت(18)
ابزار دی وی دی(44)
زیرنویس فیلم(2)
ابزار وب مستر(78)
پرسش و پاسخ(15)
کار و تجارت(61)
راهنمای خودرو(51)
ارسال اس ام اس(3)
جواب مسابقات(308)
گیاه شناسی(35)
سیدی مجانی(2)
گالری عكس(356)
متن قرآن کریم(114)
حمایت از سایت(1)
مقالات سایت (51)
سافتستان در رسانه ها(16)
فناوری اطلاعات و ارتباطات(19)
آموزش زبان انگلیسی(24)
آموزش اچ تی ام ال(41)
پزشکی و سلامت(517)
طالع بینی مصری(12)
طالع بینی و فال(54)
زاهدان(22)
روانشناسی و زناشویی(315)
جن و روح(25)
گفته بزرگان(143)
اس ام اس و عاشقانه(468)
اخبار سایت (45)
مدیر سایت(4)



آرشیو


مرداد 1391 (1)
اسفند 1390 (19)
بهمن 1390 (121)
دی 1390 (429)
آذر 1390 (391)
آبان 1390 (339)
مهر 1390 (461)
شهریور 1390 (244)
مرداد 1390 (272)
تیر 1390 (425)
خرداد 1390 (228)
اردیبهشت 1390 (171)
فروردین 1390 (111)
اسفند 1389 (168)
بهمن 1389 (269)
دی 1389 (153)
آذر 1389 (81)
آبان 1389 (115)
مهر 1389 (107)
شهریور 1389 (97)
مرداد 1389 (66)
تیر 1389 (31)
خرداد 1389 (34)
اردیبهشت 1389 (81)
فروردین 1389 (35)
اسفند 1388 (38)
بهمن 1388 (36)
دی 1388 (85)
آذر 1388 (31)
آبان 1388 (39)
مهر 1388 (31)
شهریور 1388 (98)
مرداد 1388 (93)
تیر 1388 (345)
خرداد 1388 (393)
اردیبهشت 1388 (284)
فروردین 1388 (545)
اسفند 1387 (656)
بهمن 1387 (340)
دی 1387 (424)
آذر 1387 (364)
آبان 1387 (356)
مهر 1387 (257)
شهریور 1387 (414)
مرداد 1387 (248)
تیر 1387 (265)
خرداد 1387 (46)
اردیبهشت 1387 (126)
فروردین 1387 (251)
اسفند 1386 (61)
بهمن 1386 (60)
دی 1386 (71)
آذر 1386 (92)
آبان 1386 (101)
مهر 1386 (89)
شهریور 1386 (91)
مرداد 1386 (386)
تیر 1386 (168)
خرداد 1386 (428)
اردیبهشت 1386 (178)



لینکستان

لینکدونی


فروش فوق العاده كوله پشتی های آمریكایی آغاز شد - قیمتی باور نكردنی
فروش تعداد محدودی پالتوی آلمانی ، كت گرم و چكمه های جذاب زنانه و مردانه
بهترین و زیباترین هدیه روز زن و روز مادر - محصولاتی باور نكردنی
كسب در آمد راحت و آسوده ... با ضمانت ما میلیونر شوید
فروش پستی زیور آلات و بدلیجات و جواهر آلات
سافتستان 6 ساله شد !
کابوس "هارپ" در ایران تعبیر خواهد شد؟
سافتستان پنج ساله شد
مجموعه كارتونی اگی و سوسكها _ پت و مت _ پلنگ صورتی _ ارزان تر از همه جا
مقاله جن شناسی و ارتباط با جنیان
یادم باشد با صدای یاسین قاسمی داغ داغ داغ
بغض
سایت دوستیابی و همسریابی دلبر
خداحافظی یاسین قاسمی + مناجات + داستان زیبا
بیماران قلبی حتما بخونند...خیلی مهم
فروش مجموعه كتاب های الكترونیكی كامپیوتر فوق العاده كم نظیر
منو شكستن... تكست زیبا از یاسین
سافتستان سه ساله شد...بدو بیا تو جشن و شادی
تماشای بیش از ۲۰۰ دوربین مخفی و زنده در کشورهای مختلف از جمله ایران و اسرائیل
نرم افزار دعاهای ماه مبارک رمضان هدیه سافتستان به تمام مسلمانان
خدمتی دیگر برای کاربران سایت...تشکر از خانوم هما روستا بازیگر معروف سینما
ابزار پخش زنده رادیو و تلویزیون های اینترنتی ایران 15 كیلوبایت!!!
ترفند جدید: پخش بوق اشغال برای مخاطبین سونی اریكسون
آموزش زبان انگلیسی...اگه میخوای انگلیسی یاد بگیری بیا اینجا رایگان رایگان
معرفی نرم افزار سافتستان توسط سایت آمریكایی...افتخاری دیگر برای سافتستان
پولدار شدن واقعی...صد در صد تضمینی و مطمئن کلیک کن دیگه...میلیونر شوید
انتقاد از كانال هامون سیستان و بلوچستان...بسیار مهم
ده میلیون ایمیل تبلیغاتی مخصوص وب مستر ها و فروشندگان و...
Softestan Farsi Game یه بازی ماشینی تقدیم به ایرانی های عزیز از طرف سافتستان
Softestan Portable Collection هدیه سافتستان به تمام کاربران اینترنت
علوم غریبه-متافیزیک-ارواح-ماوراطبیعه-جن
آتش سوزی بزرگ در زیباشهر زاهدان داغ داغ داغ
ترسناک ترین مستند جهان احضار روح و جن
مستند تکان دهنده فقر و فحشا
هم اکنون نیازمند یاری سبزتان هستیم...حامی سایت شوید
طالع بینی مصری...طالع بینی و تحلیل شخصیت بر اساس ماه تولد و دهه
سال ۱۳۸۷ بر تمام شما خوبان مبارک باد
سافتستان در پیام نمای شبکه سوم سیمای جمهوری اسلامی ایران!!!
اسکریپت های زیبا
برای شفای همه بیماران دعا كنیم
سافتستان دو ساله شد!!!
یاسین قاسمی مدیریت سافتستان دانشجو میشود!!! رشته مهندسی کشاورزی
طعم واقعی تجارت الکترونیکی با عضویت رایگان در این سایت
جواب سوالات سایت بزرگ تبیان فقط در این قسمت
آموزش فتوشاپ از مقدماتی تا پیشرفته
دیدن شماره تلفن اشخاص هنگام چت کردن...جدید
عضویت در لاوستان مساوی است با برنده شدن یک جایزه نفیس
مطالب سایت سافتستان در روزنامه ابرار اقتصادی
لیست ده هزار ایمیل ایرانی فقط با ۵۰۰ تومان هات هات هات
زیرنویس فارسی سریال محبوب جواهری در قصر بصورت کاملا رایگان
Links Archive


مطالب گذشته سایت

كتاب رازهای جنسی و زناشویی منتشر شد !
دلبر
تصاویر سحر قریشی در کنار برادرش سپهر قریشی!
سرنوشت اسرارآمیز ۴ دختر بچه ناپدید شده + عکس
هجوم اسرائیلی‌ها برای دیدن جدایی نادر از سیمین + عکس
طنز/سرنوشت كارتونهایی كه دیدیم چی شد؟
یک داستان کوتاه خنده دار اما غمناک
جدایی نادر از سیمین در اسکار تاریخ ساز شد + عکس
4 عکس جدید و متفاوت از الناز شاکردوست
سال ۱۳۹۱ سال نهنگ است +طالع بینی
شباهت دختر بی ادب روسی به پاریس هیلتون! + عکس
عكس/ یک خیابان عجیب در آبادان
چگونه یک تاجر موفق باشیم؟
10 موبایل جالبی که به‌ زودی‌ در بازارخواهید دید! + عکس
تیم ملی بازی باخته را به تساوی کشاند
عکس / اشکان دژاگه و همسرش
صحنه ای که باید از فیلم 'بوسیدن روی ماه' سانسور شود + عکس
آرزو دارید دندانهایتان مثل هالیودی ها سفید، زیبا و درخشان باشد؟
شان استون: آنجلینا جولی زن قدرتمندی است! + تصاویر
مشایی هم تأیید صلاحیت شد
فروشگاه اینترنتی دلبر افتتاح شد
جنجال تازه همسر سارکوزی + عکس
مرگ خواننده هالیوودی جنجالی شد + عکس
گزارشی تکان دهنده از تجاوز به زنان!
اجبار سربازان آمریكایی به نوشیدن خون و دل و روده + عکس
عکس های جدید از نیکول کیدمن در کنار دخترانش
عکس / دار زدن یکی از اشرار در سال 1290
عکس‌ های فرزاد حسنی در برنامه عمو پورنگ
تاثیر پرخاشگری شوهران برروی زنان!
چاق ترین زن در کل تاریخ جهان؛ ۷۲۷ کیلوگرم + عکس


Copyright © 2005-2013 by Yasin Ghasemi. All rights reserved